بایگانی‌های ماهانه: دسامبر 2016

نئولیبرالیسم ایرانی و حجاب اسلامی ایتالیایی ها

آزاد سازی و آواتارهایش

در بیانیه‌ی فراگیری که از سوی دانشجویان و به مناسبت روز دانشجو منتشر شده، در کنار شرح شرایط ناگواری که بر فضای دانشگاه‌های کشور از حیث علمی و سیاسی حاکم است، موضوع فرایند رو به شتاب پولی‌سازی دانشگاه‌ها و تحصیلات عالی به‌ویژه در دوره دولت روحانی مورد اعتراض قرار گرفته است. بی‌شک یکی از مهم‌ترین سنگرهای سیاست‌های نئولیبرالیستی، دانشگاه‌ها بوده‌اند. در حالی ‌که مصلحان اجتماعی در اروپا و آمریکا در سال‌های اخیر به بی‌عدالتی‌های نفوذ منطق بازار به دانشگاه‌ها توجه کرده‌اند، در ایران و در فرایندی معکوس سیاست‌گذاران کلان به دنبال طبقاتی کردن دانشگاه‌اند. این در حالی‌ست که نه تنها پولی شدن دانشگاه‌ها در این سال‌ها به افزایش کیفیت دانشگاه‌ها منجر نشده، بلکه وضعیت علمی از قبل بدتر شده‌است. آنچه مهم است این است که بدانیم این سیاست بخشی از برنامه‌ای کلی‌تر در ایران و عرصه‌ی جهانی است.

در نقد دکتر حمیدرضا جلایی‌پور، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، به سخنرانی اخیر دکتر یوسف اباذری بخشی از غفلت رایج در میان دولتمردان و سیاست‌گذاران سیاسی و اقتصادی ایران قابل مشاهده است و برای روشن شدن موضوع بسیار راهگشاست. جلایی‌پور به نقد اباذری نسبت به روند رو به رشد نئولیبرال‌سازی با اشاره به تفاوت‌های اقتصاد در ایران و غرب از نامگذاری غیرعلمی اباذری انتقاد کرده و پرسیده با وجود دولتی بودن و غیرخصوصی بودن حجم گسترده‌ای از اقتصاد ایران، چطور آن را نئولیبرال می‌دانی؟ این نوشته‌ی کوتاه به بهانه بیانیه دانشجویان، نه بررسی اقتصاد ایران و یا نقد لیبرال‌های اقتصادی که بیان یک غفلت نظری و روش‌شناختی جامعه‌شناسانه در شناخت فرایندهای کلی در ایران است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

ترامپ را فراموش کن

سرگرمی سازی تام

پس از پیروزی دونالد ترامپ، پیچ هر رسانه‌ای را که باز می‌کنیم سؤال از کارشناسان این است که: با توجه به ریاست جمهوری ترامپ وضعیت برجام چه می‌شود؟ شرایط افغانستان؟ بازار معاملات بورس وغیره. همه چیز و ازجمله انتخابات آمریکا در هاله‌ای از نگاه‌های کوته‌بین استراتژیک مصرف شده و پس از چندی جای خود را به نشانه دیگری از اضمحلال جهانی می‌دهد. فقدان یک گفت‌وگوی ریشه‌ای وهمگانی درباره وضعیتِ معاصر، خود یکی از مهم‌ترین دلایل زوالِ موجود در عرصه جهانی است. زوالی پر از فقر و فلاکت، جنگ و کشتار و برآمدن نوعی تازه از فاشیسم.
سخن گفتن درباره وضعیت، به دلیل همین وضعیت، کاری بغایت بغرنج و بیهوده شده‌است. «اطلاعات» در کاغذهای بسته بندی رنگارنگ و متنوع عرضه می‌شوند و مجریان و سخنوران متعدد، هر نیم ساعت یکبار اطلاعاتی از جهان را برای تماشاگران خود عرضه می‌دارند. شاید روزی انسان‌ها فکر می‌کردند آزادی رسانه‌ها و اطلاعات، رمز بیرون آمدن آدمی از زیر سایه سنگین جهالت و دستگاه‌های توتالیتر دینی و دولتی است، اما امروزه شاهدیم که خود همین غولِ اطلاعات، با هیبت عظیم‌الجثه‌اش سد بزرگی برای «آگاهی» شده است. حجم اطلاعات، جامعه را نسبت به بدترین رویدادها و فجایع بی‌حس کرده‌است. عرضه انبوه اطلاعات در شرایطی صورت می‌گیرد که افراد هرگونه عاملیت را در نه تنها در تغییر وضعیت که در فهم آن نیز از دست داده‌اند. آنها فقط می‌دانند که در این‌جا و آن‌جای دنیا چه اتفاقی افتاده اما این دانستن، یک دانستنِ منفعل و تهی است. آنچه در فرایند تولید خبر و اطلاعات نادیده گرفته می‌شود اینست که رشد تبادل اطلاعات به معنای رشد آگاهی نیست.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید