بایگانی‌های ماهانه: نوامبر 2008

مترو و مساله مدرنیته

 

تاملاتی درباره مترو

 

«كيست كه حتي يك بار هنگامي كه از مترو به هواي آزاد آمده و قدم به آفتاب درخشان گذاشته، از خود بي خود نشده باشد؟ در صورتي كه خورشيد همين چند دقيقه پيش كه پايين مي‌رفت، به همين روشني مي‌درخشيد. چه زود جهان بالا را فراموش كرد، و جهان نيز به نوبه خود، او را به همين زودي فراموش كرد.»

والتر بنيامين ـ خيابان يك طرفه

 

1.

مدرنيته با همه كاميابي‌ها و شكست‌هايش، در تجسّد يافته‌ترين شكل خود يعني شهر بروز و ظهور مي‌يابد. شهر در واقع كالبد مدرنيته است؛ محيطي است كه به تعبير «مارشال برمن»  ماجرا، قدرت ، شادي، رشد و دگرگوني مدرنيته را در خود انعكاس مي‌دهد.

برمن در كتاب «تجربه مدرنيته» خود سعي دارد نشان دهد كه مدرنيته در شهر تجربه مي‌شود.اساساً او مدرن بودن را تجربه زندگي شخصي و اجتماعي مي‌داند كه به مثابه گردابي عظيم، آدمي را با اين واقعيت روبرو مي‌سازد كه بشر و جهان، پيوسته در حال فروپاشي و تجديد حيات و آميخته به رنج و عذاب و تناقض و ابهام است؛ و چون محل بروز و ظهور رنج‌ها و عذاب‌ها، تناقضات و ابهام‌هاي مدرنيته در شهرهايي است كه انسانها هر روز آن را تجربه مي‌كنند، شناخت و فهم مدرنيته به مثابه يك تجربه، مستلزم شناخت اجزا و عناصر زيست شهري است؛عناصری همچون خیابان، کافه، مترو، پاساژ و…… .

ادامهٔ این نوشته را بخوانید