بایگانی‌های ماهانه: اکتبر 2017

قطعاتی درباره‌ی رقص

نوشتن با بدن

_من باور به خدایی خواهم داشت که بتواند برقصد.

_شامگاهی زرتشت با مریدان از میان جنگل می‌گذشت، و همچنان که در پـی چشـمه‌ای میگشت، هان! به چمنزاری رسید سرسبز که گردش را درختان و بوته‌ها خاموش فراگرفتـه بودند و بر آن دخترکانی با هم می‌رقصیدند. دخترکان چون زرتشت را بشـناختند، از رقـص بازایستادند. اما زرتشت با سیمایی دوستانه به سوی ایشان رفت و این سخنان را گفت:
از رقص بازنایستید، دخترکان نازنین! نه بازی‌ْبرهمزنیْ بدچشم سوی شما آمـده اسـت، نه دشمن دخترکان. من دربرابر ابلیس هوادار خدای‌ام، زیرا ابلیس «جان سنگینی» ست. پس، ای سبک‌پایـان، من چه گونه دشمن رقص‌هایِ خدایی شما توانم بود؟ یا دشمن پاهای دخترکان با گوژکان زیباشان؟

نیچه/ چنین گفت زرتشت /سرود رقص

ژان لوک نانسی استاد بازنشسته‌ی فلسفه‌ی دانشگاه استراسبورگ فرانسه در سرآغاز کتابی مشترک با متیلدا مونی‌یر طراح رقص برجسته‌ی فرانسوی، می‌نویسد که یک بدن همیشه در وهله‌ی نخست متصل به بدن دیگری ‐ مردم دیگر‐ است. دیگری ‐ اگر او یک دیگری باشد، در یک بدن دیگر خود را نشان می‌دهد. در واقع با وجود دیگری یا همان بدن یک نفر دیگر است که ما می‌توانیم خود را «من» ادراک کنیم. در واقع او و متیلدا در کتاب مشترک‌شان به نام «هم‌گونی‌های آغازین» (۲۰۰۵) که حاصل گفتگوی بین آن دو بوده، نشان می‌دهند که مساله‌ی بدن تا چه حد برای درک مبنایی‌ترین چیزها مهم و اساسی است. نام کتاب برگرفته از اجرای هنری (Performance) سخنرانی‌ای بود به همین عنوان که مرکز رقص ملی فرانسه در سال (۲۰۰۲) برگزار کرد. برنامه، مجموعه‌ای از آن گفتارهای فیلسوف را در بر می‌گرفت که به هنر به مثابه‌ی مقوله‌ای سیاسی توجه کرده بود.
رقص به مثابه‌ی یک فرم هنری، اما فراتر از آن، رقص به‌عنوان چالشی برای نظریه‌های معاصر بخشی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث در این کتاب است. در این میان آن‌چه بسیار مورد توجه است این است که با وجود تجربیات و شکل‌های متنوع، رقص همواره رابطه‌ای مشترک با بدن دارد. سخن گفتن ازین قدر مشترک در رابطه‌ی بدن و رقص موضوع اندیشیدن به چیزی سراسر بدنی به نام رقص است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

داعش آخرین ساخته‌ی نوع بشر

در گفت و گو با رولان گوری

رولان گوری، روان‌کاو و استاد افتخاری در رشته‌ی روان‌بیماری درمانگاهی در دانشگاه اکس مارسی فرانسه است. او در سال ۲۰۰۹ کارزاری به نام «فراخوان فراخوان‌ها» را پایه‌‌ریزی کرد که نوعی سازمان برای هماهنگ‌سازی جنبش‌های برآمده از بخش‌های بهداشت و درمان، پژوهش، آموزش و پرورش، مددکاری اجتماعی و فرهنگ بود. با هدف ایجاد پیوند میان انبوه کنش‌گرانی که ایدئولوژی نئولیبرال و پیامدهایش بر خدمات عمومی را به نقد می‌کشند. رولان گوری تاکنون چندین کتاب نوشته که به کتاب‌های مرجع در عرصه‌ی این گونه فعالیت‌ها تبدیل شده‌اند. از ‌جمله: «برای خیزش وجدان‌ها»، «شیادسازی» و «فرد حکومت ناپذیر».
متن زیر چکیده‌ مصاحبه‌ او با مجله‌ی پولیتیس در تاریخ ۲۱ ژوییه ۲۰۱۶ در فرانسه است. مصاحبه پس از حمله‌ی تروریستی سال گذشته در شهر نیس فرانسه انجام شده است.

وقایعِ هفته‌ی گذشته در شهر نیس را چگونه واکاوی می‌کنید؟

احتیاط حکم می‌کند که بگوییم فعلا نمی‌دانیم و به زمان بیشتری نیاز داریم تا بتوانیم با بسیجِ اندیشه به واکاوی چند‌بعدی این موضوع بپردازیم. به زمان نیاز داریم تا به این موضوع بیندیشیم که چه بر سرمان آمده و چگونه به این‌جا رسیده‌ایم. ما نیازمند درک این موضوع هستیم که این آدم‌کشی‌های انبوه چه شباهت‌ها و چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. ما به‌طور کلی شتاب‌زده واکنش نشان می‌دهیم. این شتاب‌زدگی می‌تواند در زمینه‌ی حفاظت، امنیت یا امداد موجه باشد، اما از لحاظ اطلاع‌رسانی و تحلیل موجه نیست. آن‌ هم در شرایطی که ساز و برگ‌های اطلاع‌رسانی و تحلیل خود مبتلا و آلوده به انحرافات «جامعه‌ی نمایش» و «اخبار حوادث»اند که به کالایی‌شدن عواطف و مفاهیم دامن می‌زند. چنین وضعیتی از نظر اخلاقی و سیاسی پذیرفتنی نیست زیرا پایه‌های جوامع ما را ویران می‌کند و در ساختنِ تراژدی‌هایی که گرفتارشان هستیم کمک می‌کند. کسب و کارِ دشمنانِ ما، متحدان عملی‌شان و نیز همدستانِ ناخواسته‌ی آن‌ها، از همین راه تامین می‌شود.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

بحثی درباره‌ی شر و مسئولیت فاجعه‌زدگان

نقدی بر درک عمومی از مرگ آیلان

غرق شدن کودک سوری و انتشار تصاویری از جنازه‌ی او بر ساحل دریا سوالی را بعد از گذشت این همه مدت از آن حادثه‌ی دلخراش برای ما باقی گذاشته است که در کنار تمام عوامل موثر در اینگونه فجایع، آیا والدین کودک به سبب انتخاب غلط‌شان در برابر این مرگ مسوول نیستند؟ یا سوالی بزرگ‌تر، شهروندان سوریه و عراق و ایران و عربستان در وضعیتی که امروز خاورمیانه با آن دست به گریبان است – از داعش گرفته تا حکومت‌های توتالیتر¬- به سبب انتخاب‌های‌شان مسوول نیستند؟ کشورهای قدرتمند غربی و دولت‌های حاکم بر خاورمیانه تا چه حد مسوول مرگ کودکان و انسان‌های بی‌گناه هستند؟ مساله‌ی جبر و اختیار به عنوان یکی از مهم‌ترین سوالات و مباحث تاریخی بشر این بار در قامت شر خود را به ما می‌نمایاند. نسبت بشر و ما در برابر شر موجود چه نسبتی است؟ داعش از انتخاب‌های ما سربرآورده یا جبری تاریخی و بیرون از قدرت ما است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

فروپاشی کودکی و درک دانه‌های برف

پخمه/کودک/هنرمند

خبرهایی سهمگین از آسیب زدن به کودکان، از قتل گرفته تا تجاوز و تنبیه‌های شدید بدنی هر از چندگاهی فضای جامعه را در آمیزه‌ای از غم و عصبانیت فرو می‌برد. کودکان، همواره گرفتار عصیان بزرگ‌سالان بوده‌اند. جنگ، فقر و بحران‌های خانوادگی در بدن و ذهن کودکان بیش از هرجای دیگری حک می‌شود. برای فهم نسبت جامعه با کودکان باید از خود مفهوم «کودکی» آغاز کرد.

۱-

والتر بنیامین در بیست و نه سالگی و در مقاله‌ی کوتاهی در بیان اهمیت رمان «ابله» داستایوسکی که بعدها در مجموعه‌ آثار او منتشر شد، می‌نویسد: «در آثار داستایوسکی، آشکارا تنها در روح کودکان است که تحولات شگرف زندگی انسانی وضوح می‌یابد.» این مواجه، دربردارنده‌ی اهمیت آن چیزی است که می‌توانیم تجاوز مستمر و بی‌وقفه به کودکان را در آن رصد کنیم. بزرگ‌سالان با مداخله‌ی بی‌وقفه و غالبا مخرب در حیات کودکان با مجموعه برنامه‌هایی که آن را در ذیل «تربیت» نام‌گذاری می‌کنند جهان خودشان را از چیزی تهی می‌کنند که بیش از پیش بدان نیازمندند. آن چیزی که برای حیات آدمی لازم و ضروری به نظر می‌رسد نه در همسا‌ن‌سازی کودکان با جهان ساخته شده بزرگ‌سالان که اتفاقا –برعکس- در تربیت بزرگ‌سالان توسط کودکان است. بی‌راه نیست که بنیامین تا این حد به کافکا و جمله‌ی او درباره‌ی عکس دوران کودکی‌اش علاقمند است. جایی که کافکا درشرح عکسی از دوران کودکی‌اش که در کنار اسب کوچکی با لباسی رسمی ایستاده است، می‌نویسد: «این من نیستم، بلکه در این‌جا میمون پدر و مادر خود هستم.»

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

در ستایش کودکی و هردم نو شدن

گفت وگو با بهروز صفدری

در واژه‌نامه‌های فارسی مفهوم کودکی و مترادف‌هایش به‌طور کلی عبارتند از: کودک، بچه، فرزند، رود (زاد و رود)، نوباوه، طفل، صبی و ولید. بنابر لغت‌نامه‌های دهخدا و معین، ریشه‌ی واژه‌های مترادف کودک و بچه به ترتیب «کوتک» و «وَچَک» به معنی کوچک، خرد و صغیر است. کلمات فرزند و رود بر محور معنای «زادن»، و کلمه‌ی نوباوه بنا به تعریف دهخدا از روی کلمه‌ی «باوه» به معنی «رسیده و نو» ساخته شده و در اصل به معنی «میوه‌ی تازه‌ به دست آمده» است (مترداف نوبر). مترادف‌های عربی موجود در فارسی نیز از ساگن‌ها (nuance) یا ریزه‌تفاوت‌ها و دلالت‌های ضمنی ویژه‌ای برخوردار هستند. برای مثال، عبارت «طفل معصوم» با معادل فارسی آن یعنی «کودک بی‌گناه » عینا یکی نیست. بنابراین بار معناییِ مفهوم کودکی در فارسی بیش‌تر بر کوچکی دلالت دارد. اما حد و مرز سنیِ این مفهوم در زبان فارسی تا پیش از گسترش‌یابی ضرورت ترجمه چندان معین و مشخص نبوده است.
با بهروز صفدری، مترجم و نویسنده و از اعضای قدیمی جنبش موقعیت‌گرایان در فرانسه درباره‌ی مفهوم کودکی گفت‌و‌گو کردم و اولین سوالم را از این‌جا و نزاع بر سر واژه آغاز کردم.
بهروز صفدری عمدتاً به خاطر تلاش‌های‌اش در ترجمه و معرفی جنبش سیتواسیونیستی به زبان فارسی، به ویژه جامعه‌ی نمایش اثر گی دوبور (تهران، نشر آگه) شناخته شده است. از میان دیگر ترجمه‌های وی می‌توان به رسوایی شاعران، اثر بنژامن پره، شاعر سوررئالیست، اینک آن انسان، و شرحی بر چنین گفت زرتشت نیچه (تهران، نشر بازتاب‌نگار)، در ستایش تن‌آسایی، شامل متن معروف پل لافارک (تهران، نشر کلاغ)، شعر و واقعیت و قطعات عمودی، از روبرتو خواروز (تهران، نشر بازتاب‌نگار) بین‌الملل نوع بشر اثر رائول ونه‌گم (تهران، نشر کلاغ) و فرنچ تئوری و آواتارهایش (به همراه سمیه خواجوندی) اشاره کرد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته‌ی جامعه‌شناسی بوده و مقیم فرانسه است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید