بایگانی‌های ماهانه: اکتبر 2010

تکمله ای بر دفاع از قانون منع برقع

چرا دولت نمی تواند برای حجاب قانون بگذارد اما برای برقع می تواند

مقاله «برقع، زندان زن بر روی گاری»  این ادعا را مورد انتقاد قرار داد که قانون ممنوعیت برقع در فرانسه، تفکیک حقوقی حوزه خصوصی از دولت را پایمال کرده است. بحث اصلی در آن نوشته این بود که تفکیک حوزه خصوصی از حوزه عمومی ودولت در دموکراسی های مدرن، به هدف حفظ آزادی وفردیت شهروندان صورت گرفته است. آزادی وفردیتی که در حوزه عمومی به سبب حاکمیت قانون وخیر عمومی – در بسیاری از حوزه ها- از دست می رود. استقلال حوزه خصوصی با اصالت بخشیدن به ارزش ها و سلایق شخصی امکانی است برای مراقبت از آزادی های فردی در برابر محدودیت های قانونی وزندگی اجتماعی. مساله برقع این است که تا چه میزان پوشش برقع با آزادی وفردیت زنان در ارتباط است؟ برقع، نه تنها نمادی است از سرکوب حداکثری آزادی وفردیت زن، بلکه به سبب نمایش علنی نظام قدرت بدوی مرد سالارانه در جوامع مدرن، نشانه ای کاملا سیاسی است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

درباره قانون ممنوعیت برقع در فرانسه

برقع، زندان زن بر روی گاری

قانون ممنوعیت برقع در چند کشور اروپایی ازجمله فرانسه برای ما نیز دارای اهمیت است. در واقع اشتراکاتی میان مسایل ما و چیستی قانون برقع وجود دارد که مارا به این قانون حساس می سازد. اشتراک اول مساله رابطه میان این قانون با مدرنیته یا به طوردقیق تر دموکراسی است. طالبان دموکراسی در ایران بی شک برایشان مهم است که بدانند سرشت عینی و واقعی دموکراسی در جهان امروز چیست. اهمیت سیاسی این موضوع برای ما هنگامی آشکارتر می شود که قانون برقع صراحتا با یکی از مهمترین اصول دموکراسی یعنی تفکیک حوزه خصوصی از حوزه عمومی ودولت پیوند خورده است؛ اصلی که بسیاری از انتقادات به نظام های سیاسی غیر دموکراتیک را به خود اختصاص داده است. اشتراک بعدی این قانون و وضعیت ما، اسلام است. داستان برقع در اروپا عینیت یافته تمام آنچیزی است که ما ذیل رابطه اسلام وغرب می شناسیم. می دانیم که این رابطه نقل ونبات فضای روشنفکری وپروژه مدرن سازی ویا دموکراسی خواهی ما حداقل از مشروطه به این طرف بوده است. مساله حجاب اجباری در سیستم سیاسی حاضر نیز بر اهمیت این موضوع بی شک افزوده است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

آکادمی جامعه شناسی در ایران

جامعه شناسی ایرانی و راه های بن بست

امین بزرگیان – بابک مینا: آکادمی علوم انسانی وبه طور اخص جامعه شناسی نیازمند اصلاح وتغییراتی بنیادین است. چندی است این نیاز دوباره مطرح شده است. اما مساله اینجاست که نقصان آکادمی درچیست؟ بی شک انتقاد ریشه ای به آکادمی علوم انسانی و اصلاح آن نیاز امروز ماست، اما خاستگاه این انتقاد نیز مهم است. تمایز خاستگاه ها را تنها در نوع وچیستی انتقادها می توان دریافت. راهی به جز نگاه انتقادی به وضعیت جامعه شناسی درایران نداریم. این نگاه به جز اینکه نقصان آکادمی را نشان می دهد تنها راهی است که به ما کمک می کند تا دریابیم که چرا برخی به دنبال برچیدن جامعه شناسی وعلوم انسانی اند. جامعه شناسی قرار است چه باشد که از نظر دولت باید برچیده شود؟

دفاع از لزوم جامعه شناسی وعلوم انسانی با نقد وضعیت امروز آن ممکن است. جامعه شناسی ضعیف وبه درد نخور را با فرمانی می توان انداخت. آکادمی جامعه شناسی وعلوم انسانی نیازمند هجمه جامعه مدنی است تا بتواند از هجمه دولت در امان باشد.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید