بایگانی‌های ماهانه: اکتبر 2011

درباره اعدام

اعدام؛ کاهش جنایت یا فرایند فرافکنی جمعی


‎»در حین تلاوت کلام‌الله مجید، تجهیزات اعدام از جمله طناب دار آماده شد».*

دین که در قوانین دولت تجلی عینی یافته است، قصاص را به عنوان حق خانواده مقتول در نظر می گیرد.قصاص چیزی نیست جز شکل مشروع قتل ونقص عضو؛ قتلی که یک جامعه انجام می دهد.

تحقیقات متعدد حقوقی و اجتماعی از قرن هجدهم بدین سو نشان می دهد که مجازات اعدام هیچ تاثیری در کاهش جرایم وخشونت ها نداشته است. اعدام وقصاص، مکانیزم فرافکنی جامعه ای است که می خواهد مسوولیت جرم را به گردن چیزی غیر از خودش بیندازد. در واقع گنه کاری را چنان اتمیزه کند که گویا قاتل ومجرم، از جایی بیرون از تمامی مناسبات اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی آمده است. نهاد دینی ما به این تحقیقات بی اعتناست. در واقع آن مسلمانان و يهودياني که هنوز به اجراي اين حکم باور دارند، با قصاص، به کشتن وجنایت تداوم می بخشند. کشتن و جنایتی که خالی از هرگونه احساس گنه کاری است. نکته مهم اینجاست که چگونه جامعه با دیدن یکی از اعضای خودش بالای چوبه دار، خود را تطهیر می کند وباز روز از نو روزی از نو. مراسم های محبوب و پراز تماشاچی اعدام در میدان های شهر و صفحات حوادث روزنامه ها چیزی نیستند جز غسل تعمید یک جامعه.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید