بایگانی‌های ماهانه: دسامبر 2018

مساله خمینی

از جمله مهم ترين مسايل درميان دموكراسى خواهان، همچنان مساله خمينى است. داوری درباره چیستی وی یکی از بزرگترین تقسیمات را در بین دموکراسی‌خواهان ایجاد کرده است: اينكه آيت الله خمينى كه بود؟
داورى ها درباره وى به گونه اى سهمگين متفاوت است. او به روشنىِ ژنرال فرانكو يا ماندلا نيست. بحث‌ها و جدال‌ها درباره‌اش هميشه ادامه دارد. هرچه زمان گذشته است بر تعداد متنفران يا حداقل مخالفان وی افزوده شده است. به جز آنها كه به گونه‌اى روشن در دوران رهبرى او آسيب ديده‌اند، مقايسه امروز با بيست سال يا حتى ده سال پيش اين تغيير نمودار حاميان را نشان مى‌دهد. بنظر مى‌رسد به جز گسترش وسايل ارتباطاتى و گردش اطلاعات در اين تغيير نمودارى، عملكرد نظام سياسى به عنوان ميراث خمینی هم بسيار موثر بوده است. غلط يا درست، عملكرد امروز حاكميت در داورى افراد نسبت به گذشته مؤثر است. امروزه بسيارى از حكم آيت الله براى تسخير سفارت، ادامه جنگ، حذف نهضت آزادى، منتظرى و اعدام هاى ٦٧ باخبرهستند و اين دانايىِ متاخرِ جمعى در داورى‌ها مؤثر بوده است. يكى از مشكلات اصلى دموكراسى خواهانِ حامى آيت الله خمینی، پاسخگويى به موضوعات مربوط به اوست. روشن است که در این سالها حامیان دموکراسی‌خواه وی چندان در متقاعد کردن جامعه مدنی موفق نبوده و شکست خورده‌اند تا جایی که دیگر کمتر از او حرف می‌زنند، عکس او را در مراسم‌های‌شان و حتی خانه‌های‌شان نصب می‌کنند تا حامیان‌شان را از دست ندهند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

مرز و کشته های دولت

۱.

«وضعیت مرزىِ بنیادى، مرگ خود یا همان اندیشیدن به مرگ خود است. مرگ خود به‌معنای پایان تمامى امکان‌ها و تجربه‌هاى من و پایان جهان من است نه [پایانِ] خود جهان. وضعیت مرزى، ارتباط اگزیستانسیال مرگ را عیان مى‌سازد.» کارل یاسپرس

سربازان در زمانه و مکان جنگ، در میانه وضعیت مرزى قرار دارند؛ در درون تجربه مرگ. رویداد یک‌بارگى مرگ براى آن‌ها به پروسه‌اى آگاهانه و تدریجى تبدیل شده است. بی‌شک وضعیتى رنج‌آورتر از این موقعیت شبه‌مسیحى نیست؛ یازده سرباز مصلوبِ میخ‌شده بر بلنداى جلجتا.

پاسداران مرزهاى آفاقى و محدوده‌هاى کنترل دولتى، به یک‌باره به میانه وضعیت مرزىِ وجودى و انفسى پرتاب شده‌اند. این تردستى فقط از ماهیت «مرز» برمى‌آید. مرزها عینیت‌بخشیدن به تجربه مرگ‌اند؛ این خط‌هاى کثیف جداسازى، پیش‌تر جان خیلى‌ها را گرفته‌اند و مدام مى‌گیرند: نویسنده‌اى در حال فرار، کولبرى کُرد و یا حتى اشتباهى در تاریکى شب. تیراندازها هم یکى مثل همین سربازهاى مرزدارِ گیرافتاده در توحش این گروه بوده‌اند؛ یکى از همین، خودْ قربانیان مرز. برداشته‌شدن فاصله میان قربانى‌کننده و قربانى‌شونده، جلوه‌اى است از جهان خاکسترى و نیهیلیستى جدید.

مرزها آدم‌ها را جدا مى‌کنند. گویى از درون ما مى‌گذرند. این جدایى به تعبیر والتر بنیامین از ندیدن عزیزترین‌ها آغاز مى‌شود و تا مرگ و کشتن، منطق خود را پیش مى‌برد: «مرزها را براى مردن و رنج کشیدن، کشیده‌اند.»

این یازده‌ تن، رابطه بین مرز و مرگ تدریجى را به‌خوبى نشان مى‌دهند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

کشته شدگان و ساختن تاریخ

ماکس هورکهایمر در نامه‌ای به دوست و همکارش، والتربنیامین، در نقد مقاله وی که بعدها با عنوان «ادواردفوش، کلکسیونر و تاریخ‌نگار» منتشر شد، می‌نویسد: «اگر کامل‌شدن و پایان‌پذیری در بطن ایده تمام‌نشدن گنجانده نشده باشد، ما با ایده‌ای ایده‌آلیستی روبرو خواهیم بود. بی‌عدالتی سپری شده، سپری شده و تمام شده است. کشته‌شدگان واقعا کشته شده‌اند. اگر فرد فقدان خاتمه را کاملا جدی بگیرد، باید به روز داوری معتقد باشد.»

آیا داستانِ کشته‌شدگان دهه شصت چه آنها که محصول بی‌عدالتی جنگ بوده‌اند و چه آنها که بی‌عدالتی حکومت را بر جنازه‌های خود ثبت کرده‌اند، سپری شده است؟ تا چه زمانی شبح گذشته در کریدورهای حال باید بچرخد؟ آیا این خاتمه ندادن به گذشته و خواست جبران بی‌عدالتی ایده‌ای عمیقاً دینی و آموزه‌ای از خود آپاراتوس حاکم نیست که شکلی سکولار و قانونی به خود گرفته است؟ مواجهه با کشته‌شدگان‌مان چه باید باشد: احیای روز داوری، برقراری محکمه عدل {شبه الهی} و مجازات گنهکاران یا رها کردن تاریخی که سپری شده و سپردن خویش و جامعه به طوفان پیش رفت؟ ایده اصلی هورکهایمر این است که جبران بی‌عدالتی‌ها و سیاهی‌ها ناممکن است و هر نوعی از این جستجو، ایده‌ای متافیزیکال و دینی را در هسته‌ خود دارد. در مجازات، چیزی برای کشته‌شدگان جبران نمی‌شود، بلکه زندگان با تاریخ تصفیه حساب می‌کنند. در واقع مواجهه‌ای به ظاهر سیاسی که مبنای اصلی‌اش جبران تأخرش نسبت به فاجعه است، در حالی که سیاست معنایی ندارد جز کنش یا واکنشی برهم‌زننده در سر وقت، در لحظه‌ای صحیح برای جلوگیری از فاجعه. چه فایده‌ای دارد که سی‌سال بعد از فاجعه از آن بگوییم؟ این بیشتر شبیه پریدن از روی سایه آن است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

در سودمندی مثله کردن

به‌محض ورود، او را به اتاق سرکنسول راهنمایی کردند. بعد از یک مشاجره لفظی کوتاه و متقاعد نشدن او به بازگشت به کشور، دست‌و‌پایش را بستند. هرچند جزییات قتلش هنوز کاملا روشن نشده، اما آنچه از گفته‌های مقامات ترکیه و فایل صوتی ضبط‌شده بر‌می‌آید، دستور قتل او در تماسی اسکایپی با ریاض صادر می‌شود. احتمالا خاشقجی تصویر فرمانده را، زمانی که با مطایبه دستور قتلش را می‌داده، می‌دیده است.

وزیر امور خارجه ترکیه در مصاحبه با روزنامه آلمانی «زوددویچه تسایتونگ» می‌گوید یکی از ماموران که برای اجرای عملیات قتل از عربستان سعودی به استانبول آمده بود، همکار خود را تشویق می‌کند که هنگام مثله کردن جسد به موسیقی گوش دهد. در نوار صوتی می‌توان شنید که با لذت این جمله را به زبان می‌آورد، و در ادامه می‌گوید که از مثله کردن جسد خوشش می‌آید. روزنامه «صاباح»، چاپ ترکیه، گزارش می‌دهد که پیش از تکه‌تکه کردن جسد جمال خاشقجی با اره، تمام خون بدنش را با استفاده از مکنده‌هایی از جسدش تخلیه می‌کنند و داخل سینک دستشویی می‌ریزند، تا موقع مثله کردن، خون به اطراف شتک نزند. به‌گزارش این روزنامه، بدن خاشقجی را صالح محمد‌الطبیقی، فارغ‌التحصیل رشته‌ پزشکی قانونی از دانشگاه گلاسگوی اسکاتلند، مثله می‌کند، با دقت و خونسردی، وقتی به موسیقی گوش می‌داده است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

جلیقه های شب نما

سندیکاهای کارگری رسمی فرانسه بخشی از نظام سرکوب و مسئول وضعیت موجودند

علی رفاهی: جنبش جلیقه زردها یعنی همان مجموعه تظاهرات آخر هفته در فرانسه که در ابتدای امر برای برخی، چیزی بیش از یک جنبش اعتراضی ساده نبود، به‌ تدریج تبدیل به بی‌سابقه‌ترین و عظیم‌ترین جنبش اعتراضی از زمان وقوع جنبش عظیم دانشجویی می ۶۸ تاکنون شده است. طیف گسترده مشارکت‌کنندگان در این اعتراضات و در عین حال، عدم تعلق بدنه اصلی آنها به هیچ‌یک از احزاب و جناح‌های سیاسی جریان اصلی فرانسه موجب شده که اختلاف نظرهای بسیار زیادی بین کارشناسان و تحلیلگران در رابطه با تفسیر این جنبش وجود داشته باشد.

با این‌حال، بخش مهمی از مطالبات معترضان، اشارات صریحی به مشکلات معیشتی و نابرابری‌های گسترده‌‌ طی چهل سال اخیر دارد. چهار دهه‌ای که برای برخی تحلیلگران حامل یک مفهوم کلیدی به نام نئولیرالیسم است. امین بزرگیان (پژوهشگر و جامعه‌شناس مقیم فرانسه) که از وی دو کتاب ایده‌های خیابانی و جنبش خستگان منتشر شده، در این گفتگوی پیرامون جنبش جلیقه زردها، به ریشه‌های این اعتراضات، چشم‌اندازی که متعاقب آن برای آینده فرانسه و کشورهای دیگر اروپا با وضعیت مشابه پدید خواهد آمد و بسیاری موضوعات دیگر، پرداخته است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید