بایگانی‌های ماهانه: ژانویه 2012

معنای سیاسی هواپیما وفرودگاه

اردوگاه پرواز

یک:

چندی پیش به لندن رفتم- نرفتم. از «اینجا» به سمت «آنجا» پرواز کردم اما هیچگاه به «آنجا» نرسیدم. این تجربه را «فرودگاه» و همبسته آن «مرز» می سازد. فرودگاه ها مرز سازی های جدید در درون مرزهای دولت-ملت ها هستند وبه سبب همین خصلت به گونه ای مازاد کنترل می شوند. فرودگاه واجد این خصوصیت ویژه است که هنگامی که شما در فرودگاه هستید در(in)کشوری هستید اما هنوز در(to)آن کشورنیستید. فرض بگیرید شما در فرودگاه لندن هستید، دوستی با شما تماس می گیرد و می پرسد: رسیدی لندن؟ پاسخ به این سوال به سادگی ممکن نیست. در واقع فرودگاه ها به «بودن» در مکان جغرافیایی ملی بُعد سوم می دهند(بودن/نبودن/بودن-نبودن)؛ گونه ای «ماشین زمان» یا در فرهنگ عرفانی طی الارض. در ژانر تخیلی ماشین زمان، فرد جایی هست که نیست. تا پیش از فرودگاه ها این اتفاق تنها در تخیل ممکن بود. به عبارتی می توان گفت که فرودگاه ها نه تنها تخیل تاریخی پرواز را عملی کردند که تخیل فلسفی بی سرزمینی را نیز محقق ساخته اند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

خشونت ها از کجاست؟

گفت وگویی درباره خشونت عمومی یا باعث وبانی کتک کاری ها و قتل ها کیست؟ با رادیو فرانسه

از اینجا بشنوید

درباره دستگاه مداحی و استثنای کویتی‌پور

کاتارسیس حاکم

یک:

وضعیت موجود را از طریق مشاهدات‌مان از اشکال پیشینی هر پدیدار می‌توانیم درک کنیم. مثلا مقایسه تسخیر سفارت اول با دوم برای شناخت ساختارحاکم می‌تواند جالب باشد. اگر در اولی تسخیر کنندگان سفارت، «دیکتاتور» و شاه را طلب می‌کردند؛ در دومی «بانک مرکزی» را طلب کردند. این خطی آشنا برای شناخت ماهیت تغییر یافته حاکم است: ایدئولوژی جمعی به ثروت شخصی.

به این فیلم عزاداری دقت کنید. این، اشکال اولیه عزاداری‌هایی است که امروزه می‌بینیم. شکل ساده مراسم از «مراحل اولیه» خبر می‌دهد. مداح پیرمردی است فارغ از فنون جدید شومنی مذهبی. نسبت به دوربین‌های تلویزیونی بی‌اعتناست. صدای یکنواخت، لحن ومحتوای کاملا کلاسیک و بی‌فیگور. حضار مراسم نیز، بیشتر به کارگران متحدالشکل یک کارخانه می‌مانند که همگی به شنونده اعظم زل زده‌اند. و پس از پایان مراسم می‌خواهند به محل کارخود هرچه سریعتر بازگردند. بی‌نظمی و عدم هماهنگی در مراسم به وضوح قابل مشاهده است. ناگهان کسی در میانه مراسم شعر دیگری می‌خواند که حتی تعجب حاکم اعظم را هم جلب می‌کند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

درباره اهمیت ناتوانی

 ناتوانی و رهایی

هیچ چیزی همچون عدمِ درک درست از نتوانستن، انسان را ناتوان و اسیر نمی‌سازد. آن کسی که از آنچه می تواند بکند، جدا می‌شود، می‌تواند همچنان مقاومت کند، می‌تواند هنوز نکند. آن کسی که از نتوانستن خود دور بیفتد اول از همه توان مقاومت را از دست می‌دهد. تنها نوعی آگاهی سوزان ‌از آنچه نمی‌توانیم باشیم، ضامن حقیقت چیزی است که هستیم؛ پس فقط با درکی روشن از آنچه نمی‌توانیم یا می‌توانیم نکنیم است که کنش‌مان قوام می‌یابد.
جورجو آگامبن از پیلاطس وعیسی

آلبرت لند (Albert Londe) عکاس فرانسوی اواخر قرن نوزدهم در پروژه ای مشترک همراه با دکتر ژان ماتین شارکوت، معلولین جسمی وذهنی را سوژه های عکاسی خود قرار داد. او در واقع راوی «محرومیت» بود.

در عکس ها و تصاویر او بالقوگی (dynamis) را می توان دید. بالقوگی یعنی تجربه نقصان و محرومیت. تاب آوردن این محرومیت، یگانه تجربه ی حقیقی آزادی ست که فرد از سر می گذراند.نکته اینجاست که بالقوگی صرفاً نبودن نیست، بلکه نوعی هستیِ نبودن است. حضور یک غیاب؛ این چیزی است که «قوۀ» یا «توان» می‌نامیم.

عکس های لند ماهیت نبودن، نتوانستن وفقدان را نشان می دهند. اما به این نمی توان اکتفا کرد. در بالقوگی یا بودنِ نبودن است که می توان به تجربه ناب و ویژه یک پدیده نزدیک شد. تنها در لحظه قدم برداشتن یک معلول جسمی است که کنش قدم برداشتن را می توان ادراک کرد. ما در برابر انسانهای سالم که روزی چندین بار قدم بر می دارند وحتی نسبت به قدم برداشتن خودمان، هیچگاه به ماهیت قدم برداشتن دست پیدا نمی کنیم. به تعبیر ارسطویی ادراک فعلیت ریشه در بالقوگی دارد وبدون آن ممکن نیست. معلول ها انباشتی هستند از بالقوگی راه رفتن، دویدن، حرف زدن و غیره. آنها در واقع به سبب ایستادن در آستانه هر کنشی، تکین بودن آن را یادآوری می کنند؛ چیزهایی که در خلال فرایندهای عادی زندگی مغفول وگم شده اند. فرد معلول به ازای «داشتن»، بالقوه است. او تمامی امکانات قدم برداشتن را «دارد» اما نمی تواند. اینجا دقیقا جایی است که فلسفه را به سمت اندیشیدن درباره چیستی توانستن می کشاند. من می توانم/نمی توانم؟ ما می توانیم/نمی توانیم؟

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

چیستی سفارتخانه ها

در  گفت و گو با رادیو فرانسه به بهانه تعطیلی متقابل سفارتخانه های ایران وانگلیس به معنای اجتماعی این رویداد پرداخته شده است:

از اینجا بشنوید