بایگانی‌های ماهانه: آوریل 2016

سیاست حواس

دخالت عاطفه در شناخت و عمل سیاسی

وجودی‌ترین و درونی‌ترین دانش‌ها شناخت‌مان از خودمان است. در واقع ما بهتر از هر چیزی از چیستی خودمان مطلع هستیم. بقیه شناخت‌ها و علوم در مقایسه با این شناختِ ذاتی، اجمالی است.

فیلسوف برجسته فرانسوی، هانری برگسون را می‌توان فیلسوف حواسّ نامید. او در کتاب تحول خلاقانه می‌نویسد: «بیش از هر چیزی آن منم که می‌فهمم از حالی به حالی دیگر می‌روم. سردم هست یا گرمم. خوشحالم یا غمگینم. فعال یا منفعلم. احساسات، عواطف، اراده‌ها و اندیشه‌ها تحولات گوناگونی هستند که وجود (Existence) من را می‌سازند. هر یک از این قسمت‌ها جلوه‌ای خاص به آن می‌دهند. بنابراین من همواره در یک حرکتِ بی توقف هستم».

آنچه در این حرکت بدوش کشیده می‌شود تمامی عواطف و امیالی است که از گذشته تا به امروز با انسان همراه است. این حرکت، بی توقف است. هرچند که ما هر لحظه زندگی را مجزا از گذشته می‌بینیم، اما آنچه مهم است که یادآوری کنیم این است که باورهای ما اکنون در پیوند با این حرکت و در واقع در ارتباط با عمیق‌ترین و شدیدترین امیال، حواس و عواطف ماست؛ به‌گونه‌ای که حتی دیدگاه‌های ما همسو و در پاسخ به این عناصر وجودی ساخته یا انتخاب می‌شوند. در واقع خودآگاه که محل ساختن دیدگاه‌های ماست در ارتباطی تنگاتنگ با ناخودآگاه است که انباشته از حافظه و امیال ما از کودکی تا به امروز است.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements