بایگانی‌های ماهانه: فوریه 2012

استیصال آقای هالو، تخیل گویدو

یک: آقای هالو/ مهرجویی

آقای هالو تنها اسمی است که از “ضد قهرمان” فیلم مهرجویی می شنویم.هیچگاه نامش فاش نمی شود حتی اینکه از کجا می آید. او از “ولایت” به تهران می آید. مقصد اما جایی آشناست.

داستان با “سفر” آغاز می شود. سفری برای یافتن زن شهری (آنکه روسپی است). سفر در فرهنگ روزمره و عرفانی ما جایگاه مهمی دارد. اما این روایتی معکوس از سفر است.

مواجهه نخستین آقای هالو با تهران، سرقت چمدانش است؛ سفربه جهان شر. جهانی که مسوولیت شر را به عهده نمی گیرد وبا آن دمخور است. تفسیر ساده فیلم، ستایش از پاکی روستا(جهان سنت) دربرابر پلیدی های شهر(جهان مدرن) است.  یادمان نرود فیلم درسال هایی ساخته شده که به سبب اصلاحات ارضی شاه خیل قابل توجهی از روستائیان به شهر ها سفر کرده اند. این سفر برای آنها دردناک وپروبلماتیک بوده است. لحظه ای که یک ملت ترومای غربت را در سرزمین مادری تجربه می کند، به این می اندیشد که شاید بتواند سرزمینش را درجای جدید برپا کند (کاری که حلاج با مفهوم خدای مرسوم کرد ونامش را سفر نزدیک گذاشت). کاری که روستائیان با تهران کردند را غریبه هابه مخیله شان نمی گنجد در کشوری دیگر انجام دهند وبیگانه می مانند. “بی زبانی” این خیال را از آنها می گیرد.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements

مرورى كوتاه بر نظريات فلسفی انقلاب

خطر خیر مطلق

از منظر هانا آرنت از شب چهاردهم ژوئيه ۱۷۸۹ كلمه «انقلاب» دلالت سياسى تازه اى پيدا كرد. يعنى زمانى كه كيانكور در پاسخ به فرياد هاى شاه مبنى بر اينكه «اين طغيان است» جواب مى  دهد كه «نه اعليحضرت، اين انقلاب است.»

یک:

همواره براى نشان دادن رشته  متغيرى از دگرگونى ها از واژه «انقلاب» بهره مى بريم. اما به تعبير «كرين برينتون» هميشه در كنار اين تلقى كلى ما با شنيدن واژه انقلاب به واژگونى هاى بزرگ گذشته در جوامع سياسى كه پيش از اين رخداد پابرجا بوده  اند، مى انديشيم. به اعمال زور و ارعاب و تصفيه ها و اعدام ها و گيوتين ها مى انديشيم. اما آنچه كه در كانون توجه ما جاى دارد جانشينى ناگهانى و شديد گروهى است كه تاكنون حكومت را در دست نداشته اند به جاى گروه ديگرى كه تا پيش از اين متصدى اداره دستگاه سياسى كشور بوده اند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید