بایگانی‌های ماهانه: ژانویه 2008

بحثی درباره نسبت میان تلویزیون وروشنفکران ایرانی

تلویزیون رافراموش نکن

به قدرت رسیدن احمدی­نژاد را بودریار پیش­بینی کرده بود

 

الف:

1.

«… ناگفته پیداست که محتوای رسانه­ها در بیشتر مواقع نقش واقعی آنها را از ما پنهان می­سازد. محتوا خود را به صورت پیام ارائه می­کند، در حالی که پیام واقعی (که گفتمان آشکار در رابطه با آن شاید مفهوم ضمی صرف محسوب شود) تغییر ساختاری عمیقی است (تغییر میزان، الگو، عادت) که در رابطه­های انسانی شکل گرفته گرفته است. پیام تلویزیون تصاویری نیست که ارسال می­کند بلکه روشهای جدید ارتباط و درکی است که تحمیل می­کند و تغییراتی است که در ساختارهای سنتی خانوادگی و جمعی به وجود می­آورد…»

ژان بودریارـ فرهنگ رسانه­های گروهی

 

برتولت برشت، در نوشتار کوتاهی تحت عنوان «درباره نوشتار رئالیستی»، ترویج متن رئالیستی را مهمترین سبک در مبارزه با دستگاه هیتلر معرفی می­کند. برشت بر این نکته اشاره دارد که اصالت بخشیدن به جهان درون (رمانتیسیزم) از یکسو و ایده­گرایی­های ذهنی (ایده­آلیسم) از سویی دیگر، توده مردم را از واقعیت­های انضمامی دور می­سازد و فجایعی همچون نازیسم و استالیسیم را می­آفریند. تأکید اصلی تئوریهای «جامعه توده­ای» که بعد از جنگ جهانی مطرح گردید، متوجه رسانه­های الکترونیکی (همچون رادیو و تلویزیون) بود که تحت سیطره ایدئولوژی و به هدف ساختن جهان آرمانی، از حمایت مردم از فاشیسم، ستایش می­کردند.

ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements