کردستان ، دولت سازی و فرآیندهای ادغام

روشن است که ساکنان مناطق کرد نشین در هر سه کشور عراق، ایران و ترکیه به سبب سالیان طولانی پروژه‌های دولت سازی در این سه کشور، متحمل شنیع‌ترین ستم‌ها شده‌اند. کردها «اقلیت» ناسازگاری بوده‌اند که با وجود خطاها و استراتژی‌های غلط برخی از آنها، همواره توانسته‌اند بر سر اصول انسانی و دموکراتیک در برابر حکومت‌های مرکزی‌شان مقاومت کنند.

همین واقعیت تاریخی موضع‌گیری درباره مساله استقلال کردستان عراق و تشکیل دولت کردستان را مخاطره آمیز ساخته است. حتی اگر شما در پرونده عینی و مکتوب زندگی‌تان برای آزادی و عدالت با دولت جنگیده باشید، موضع‌گیری‌تان درباره این اتفاق می‌تواند شما را به طرفه العینی به «جدایی طلب» یا «همکار حکومت» تبدیل کند. این حجم بالای سرمایه‌گذاری عاطفی و حساسیت بر سر این اتفاق ریشه در تاریخ دراز دامنه ستم و خشونت و هرج‌ومرج در خاورمیانه دارد؛ واقعیتی که در پیوند با موج جدید «ناسیونالیسم» شرایط را بحرانی‌تر کرده است.

حال پس از برگزاری رفراندوم می‌توان بر این مسأله تأکید کرد که پروژه پیش روی دولت کردستان ادامه فرایند «دولت سازی» مدرن است. رولان برتون در کتاب قوم‌شناسی سیاسی، دو دهه پیش، از این سخن گفته بود که کردها قومی بی‌دولت‌اند و مثل هر قوم بی‌دولتی در جهان جدید، با شکسته شدن اقتدار دولت-ملت‌ها در عصر جهانی شدن، مترصد این اند که دولت تازه خود را بنیان نهند. قطعاً این دولت جدید هم همچون هر دولت دیگری، مجبور است که اقتضائات قدرت و اقتدار را در اشکال مرسوم جهانی آن بازتولید کند. دولت اقلیم کردستان، نه تنها مکانیزمی خواهد بود برای سرکوب کردها و اتباعش که آن توان و بالفعلیِ تاریخی ذخیره شده در اقلیت کردها را به چیزی لیبرالیزه شده و خنثی یعنی همین بازی پرچم و وعده استقلال تبدیل که نه، نابود خواهد کرد.

خطر آشناست. ایده‌ای قرن بیستمی در حوالی ماست. از استادیوم‌های فوتبال در ریاض و تهران تا کاخ پادشاهان منطقه، درون مغز همه دولت‌های خاورمیانه، میل به احیای امپراتوری خوابیده‌است. در این وضعیت توان سیاسی «اقلیت» بگونه‌ای تاریخی غالباً به نوعی ناسیونالیسم قومی و سپس دولت‌سازی منتهی شده که برای آن نیازمند درغلطیدن به تمام مناسبات اقتصادی و حتی زیبایی شناسانه موجود در نظم مسلط است.

دولت کردستان عراق در ارتباط اقتصادی تنگاتنگی با آمریکا و غرب قرارگرفته است. مسعود بارزانی و بسیاری از مقامات دولتی کردستان این ایده را در سر می‌پرورانند که اقلیم کردستان را به جایی مثل دُبی با همان ایماژها تبدیل کنند. بی‌شک «میهن‌گرایی» یکی از ابزارهای این خواست است. فارغ از میل دولت‌هایی همچون ایران و آمریکا و اسرائیل، واحد «دولت کردستان» تبدیل کردن یک نیروی «اقلیتِ» لیبرتر و منتقد به بخشی از بدنه‌ی مناسبات سیاسی و اقتدار موجود در بطن دولت-ملت است؛ دولتی سرکوبگر برای خود کردها.

مساله، مخالفت سیاسی با ایجاد دولت کردستان آنگونه که پان‌ایرانیست‌ها از آن دم می‌زنند نیست که می‌دانیم تا چه حد خود همین دولت-ملت‌های ایران یا عراق، توافقی و محصول صد وچندسال اخیرند و هیچ تقدسی ندارند، بلکه اتفاقا انتقاد به ادغام شدن کردها در همین گفتمان دولت‌محوری مدرن است. روشن است که با دولت کردستان آنچه رخ می‌دهد ادغام (assimilation) بیشتر در مناسبات سیاسی جهانی است تا جدایی.

دولت کردستان را نباید با «خودگردانی» (اتونومی) یکی دانست. کمون پاریس، انقلاب اسپانیا در سال ۱۹۳۶ و زاپاتیست‌ها بعنوان برجسته‌ترین مثال‌ها برای جنبش‌های خودگردانی بدون هیچ‌گونه ربطی به نژاد، قومیت و مذهب برعلیه وضع موجود شکل یافتند. این مقاومت‌ها تنها بر اساس ایده‌های رهایی‌بخشانه شکل گرفتند و در تاریخ ماندگار شدند. آن‌ها هرگز حاضر نشدند هیچ ارتباطی با ایده دولت مرکزی برقرار و یا با آن سازش کنند. در انقلاب اسپانیا سه سال چرخ کارخانه‌ها چرخید و بوی آزادی واقعی در اسپانیا به مشام رسید. آن تجربه نشان داد که ما اگر به دنبال خودگردانی واقعی هستیم به دولت با آن دم‌ودستگاه عظیم تنظیمات سراسری‌اش احتیاجی نداریم. به سبب ماهیت فراقومی، نژادی و مذهبی آنارشیست‌ها در اسپانیا بود که کسانی همچون جورج ارول و بنجامین پره از دیگر مناطق اروپا و حتی آمریکا جذب اسپانیا و تحولات آن شدند. اورول مشاهداتش از انقلاب اسپانیا را Homage to Catalonia ( درود بر کاتالونیا) نامید؛ کاتالونیایی که خودش کم‌کم ایده خودگردانی‌اش را به ساختن دولت، مبدل و نابود کرد.

خودگردانی یعنی تعیین سرنوشت خود با دست‌های خود و در عین حال ضدیت با هر نوع سلطه و سلسله مراتب. اما وقتی‌که تن به تشکیل دولت یا حکومت می‌دهیم ، مخصوصاً اگر اساس مذهبی، قومی یا نژادی داشته باشد، دیگر نمی‌توان نام آن را «خودگردانی» نامید و این دیگر به قول بوئسی، بندگی اختیاری است. در استفاده از کلمه‌ی «خودگردانی» نباید در دامِ گفتمان‌های دولتی و تبلیغاتی افتاد . در این موج برخاسته ملیت‌گرایی در سرتاسر جهان، کردستان هم به تفکری همچون آرنت محتاج است. در نوشته‌های یهودی (The Jewish Writings) و درباره مباحث مطرح شده برای تشکیل دولت صهیونیسم، آرنت با اشاره به اَشکال مختلف «تعلق» (belonging) و « واحد سیاسی» (polity) از تقلیل تمامی این شکل‌ها به ایده دولت-ملت نقدی بنیادین را پیش کشیده و در عوض از «ملتی» صحبت می‌کند که از «دولت» و حتی «سرزمین» جداست. از نظر او ایده مدرن دولت سازی بر پایه ناسیونالیسم اتفاقا به طرد هرچه بیشتر افراد در واحد سیاسی جدید می‌انجامد. واحدی که بر اساس یک قدر مشترک مذهبی یا زبانی یا قومی شکل گرفته است بیش از هر سیستمی، پتانسیل طرد «دیگری» را پیدا خواهد کرد. برقراری یک رابطه شبه دینی بین سرزمین، قومیت و رهایی برای آرنت جلوه‌هایی دهشتناک از عصر حاضر است. او در بخش دوم کتاب خاستگاه‌های توتالیتاریسم (امپریالیسم) درباره مسأله یهود پس از فاجعه آشویتس می‌نویسد:

« گمان می‌رفت پس از جنگ، مسألۀ یهود، که تنها مسألۀ لاینحل فرض گرفته شده بود، با استعمار و سپس تسخیر یک سرزمین دیگر حل شده است؛ اما این امر نه مسألۀ اقلیت‌ها را حل کرد و نه مسألۀ بی‌دولت‌ها را. در مقابل، مثل همه دیگر رویدادهای قرن بیستم، راه‌حل مسألۀ یهود صرفاً شکل جدیدی از پناهندگان را ایجاد کرد و بدین وسیله شمار مردم بی‌دولت و فاقد حق را حدود ۷۰۰هزار تا ۸۰۰هزار نفر افزایش داد. آنچه در فلسطین درون کوچک‌ترین سرزمین و با صدها هزار نفر رخ داد، در هند در مقیاس وسیع و با درگیر ساختن میلیون‌ها نفر تکرار شد.»(ص۲۹۰: A Harvest Book)

بحث آرنت را باید خطاب به هر پروژه دولت‌سازی‌ای بلند بلند باز-قرائت کرد. اصلاً دولت جدیدی هم بنام کردستان ساخته شد و همه کردهای دنیا هم ضمیمه‌اش شد، اما قطعاً این شکاف‌ها و مسائل به قوت خود باقی است. ایده دولت کردستان به مثابه «راه حل» یا بدتر از آن، پیوند زدن آن با هر شکلی از اوتوپیا بازتولید وحشت و خشونت دولتی است.

اقلیت بودگی، امتیاز کردها در منطقه به عنوان یکی از مهمترین امیدهای جمعی ماست که در گفتمان دولت کردستان و دولت سازی در حال نابودی است. این رویداد همان ناسیونالیسم مرکزگرایی است که می‌خواهد مرکزی نو بسازد؛ همان ایده‌ای که سال‌ها برای اقلیت‌ها ستم ساخته‌است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: