کاپیتالیسم فرانسوی

پیراهن پاره مدیر ایرفرانس و چهره لویاتان

هفته گذشته مدیر منابع انسانی شرکت هواپیمایی ایرفرانس، زاویه بروزتا، بعد از جلسه مدیران این شرکت با پیراهن و کراواتی دریده مجبور به فرار شد. این جلسه‌ که در نزدیکی فرودگاه شارل دوگل پاریس و با هدف تعدیل نزدیک به سه هزار نیرو برگزار شده بود، چند صد نفر از کارکنان ایرفرانس را به محل این جلسه کشانده بود. این جلسه در نهایت با هجوم کارکنان و کارمندان خشمگین نیمه تمام باقی ماند.

فردای این اتفاق، عکس آقای بروزتا با پیراهن پاره در حالی که در حال فرار از روی نرده‌هاست به روی صفحه اول تمام روزنامه‌ها و مجلات فرانسه رفت و سرتیتر خبرهای اروپا شد. بحث‌ها دراینباره چنان گسترش یافت که حتی فرانسوا اولاند، رییس‌جمهور فرانسه را مجبور به واکنش کرد. خبرگزاری فرانسه سه شنبه از بندر لوهاور گزارش داد که اولاند تظاهرات صدها تن از کارکنان ایرفرانس علیه مدیران آن شرکت را که منجر به درگیری فیزیکی و لفظی بین دو طرف شد، محکوم و اقدام کارگران اعتصاب کننده را «غیرقابل قبول» توصیف کرد. رئیس جمهوری فرانسه گفت: «گفت و گوی اجتماعی اهمیت دارد ولی آنگاه که این امر با خشونت و مشاجره متوقف می‌شود، شکل غیرقابل قبولی پیدا می‌کند و پیامدهایی به همراه خواهد داشت که تصویر و جذابیت کشور را خدشه دار می‌کند.»

اولاند این اظهارات را در حالی در دانشکده دریایی در شمال فرانسه بیان کرد که ایرفرانس اعلام کرده است که نزدیک به سه هزار نفر از کارکنان خود را اخراج می کند. این تصمیم مسئولان ایرفرانس پس از ناموفق بودن مذاکره با نمایندگان اتحادیه خلبانان آن کشور اتخاذ شد.

اروپا از یونان تا فرانسه و حتی انگلستان چندی است درگیر بحران شده است. دولت مجبور است برای کاهش هزینه‌ها و جلوگیری از ورشکستگی، مدام اخراج کند. ایرفرانس با هدف بهره وری بیشتر در صدد برکناری ۳۰۰ خلبان، ۹۰۰ مهماندار و خدمه پرواز و یک‌هزار و ۷۰۰ نفر از پرسنل اداری خود است. علاوه بر حذف مشاغل، تا سال ۲۰۱۷ میلادی ۱۴ فروند از ۱۰۷ فروند هواپیمای موجود در ناوگان ایرفرانس از سرویس خارج خواهد شد. همچنین از تعداد پروازهای ۲۲ مسیر این شرکت کاسته خواهد شد و در نهایت تا سال ۲۰۱۷، فعالیت پنج خط این کمپانی در هند و جنوب شرق آسیا متوقف خواهد شد.

ایرفرانس نمونه‌ای است از یک وضعیت عمومی‌تر. سرمایه‌داریِ ورشکستهٔ فرانسوی- به قول میشل اونفری- وضعیتی بحرانی‌تر از مدینه فاضلهٔ سرمایه‌داری، یعنی آمریکا را از سر می‌گذراند. ترکیب کمیک ارزش‌های سوسیالیستی و قوانین سرمایه‌داری، که بعد از جنگ دوم جهانی و بالاخص از دهه‌های هفتاد و هشتاد در فرانسه اوج گرفته وضعیت را پیچیده‌تر از هرجایی کرده‌است.

در آمریکا «فیگوری برای عدالت» وجود ندارد. ماشین پرقدرت سرمایه‌داری می‌تازد و همه چیز را تابع خود کرده‌است. بانک‌ها قدرت حاکم‌اند و زندگی‌هاو شغل‌ها در دست کمپانی‌ها و شرکت‌های بزرگ و کوچک رقم می‌خورند. فرد به جز خانواده، هیچ پناهگاهی ندارد و دولت خود را موظف می‌داند که مداخله نکند. حذف کامل دولت از مناسبات، کمپانی‌ها و بانک‌ها را با مشتریان تنها گذاشته است. هر واحد اقتصادی‌ای که در ازای فروش یا خدماتش مشتری و پول طلب می‌کند، در رقابت با واحدهای رقیب و به هدف جذب مشتری بیشتر، سعی می‌کند رضایت بیشتری حاصل کند. جنگ بی وقفه واحدهای اقتصادی بایکدیگر در جلب مشتری، روح اصلی حاکم بر حیات افراد در آمریکاست. همه واحدها حتی آنهایی که بنظر فرهنگی می‌رسند مثل دانشگاه نیز از این منطق پیروی می‌کنند. مفهوم «عدالت» در ذهن یک آمریکایی چیزی نیست جز مداخله نکردن دولت در این نظم، به نفع کسی یا گروهی از مردم. برای او یک فقیر یا کمپانی ورشکسته، بیش از آنکه نمادی از یک بی عدالتی باشد نماد یک شکست در رقابت است. یک آمریکایی – و حتی دولت- به راحتی کمک مالی احتمالی به فرد یا کمپانی شکست خورده را «صدقه» می‌نامد.

هرچند توضیح ذهنیت سوژه در آمریکا و تشریح وضعیت، قطعاً فرصت دیگری می‌طلبد اما آنچه در این مقایسه مهم است اینست که درکنار سیستم خشن و طاقت‌فرسای مالی و کاری در آمریکا، جدایی ذهن و عین در حیات روزمره افراد کمتر از فرانسه احساس می‌شود و این شاید دلیل حس رضایت بیشتر از زندگی در میان آمریکایی‌هاست. در واقع خلوص سیستماتیک سرمایه‌داری در آنجا و پیوند خوردن مکانیزم‌های آن با ارزش‌های دینی، کلیتی را ساخته که آنچه مارکس آن را «نفع سرمایه‌داری» می‌نامید را می‌توان در آن بیشتر دید. بازار کار، استخدام و مزدگیری تحت تأثیر این کلیت و نزاع کمپانی‌های خصوصی بر سر جلب مشتری، به میزان خشن‌تر شدن، کاربردی‌تر نیز شده‌اند.

به عنوان مثال اگر شرکتی در آمریکا به بحرانی که ایرفرانس با آن روبرو شد بربخورد، احتمال زیاد اعلام ورشکستگی می‌کند. در صورت عدم ورشکستگی بدون هیچ اعتراضی از سوی کارکنانش آنها را اخراج و تعدیل نیرو می‌کند، پیراهنی پاره نمی‌شود و رییس جمهور خود را موظف به ابراز نظر نمی‌بیند. تصور عمومی مردم هم این‌است که کمپانی مذکور بدلیل ناتوانی‌هایش نتوانسته در رقابت با رقبا موفق شود. بدون هیچ حس ستایش و یا تنفری نسبت به کمپانی مذکور. کارکنان اخراج شده شرکت نیز در کنار تمامی عصبانیت‌ها و نگرانی‌هایشان برای آینده حسی از گناه را در خود دارند که اگر ما خوب عمل می‌کردیم، شکست نمی‌خوردیم. از فردای آنروز کارکنان اخراج شده یا در شرکت‌های رقیب کار پیدا می‌کنند یا کاری دیگر می‌یابند و یا اگر نتوانند کاری پیدا کنند، کاملاً قابل تصور است که کارتن خواب، ورشکسته و صدقه بگیر از اطرافیان و مؤسسات خیریه خصوصی بشوند.

ذهن و عین در سرمایه‌داری ناب آمریکایی تاحد زیادی بر هم منطبق است و جهان ذهنی به کمک جهان عینی می‌آید اما در جایی همچون فرانسه و ملهم از ریشه‌اش در انقلاب ۱۷۸۹ این دو از هم هرچه بیشتر گسسته می‌شوند. واقعیت، گسترش هرچه بیشتر شدیدترین شکل‌های سرمایه‌داری و اخراج و بی‌عدالتی‌های فراگیر است اما از سویی دیگر همان منابع ستم، و از همه مهمتر دولت، مبلّغ ارزش‌ها و گفتاری است که از آن جدا شده است. برای همین است که «رییس‌جمهور سوسیالیست» فرانسه، منتقد خشونت حداقلی کارکنان معترض می‌شود اما هیچ سخنی از خشونت بزرگ نمی‌گوید. خشونتی که در آن هزاران نفر ازکار بیکار می‌شوند و با توجه به وضعیت بازار کار، هیچ چشم‌اندازی برای آینده خود ندارند. برای رییس جمهوری که قرار است حامی ارزش‌های برابری‌خواهانه باشد بطور طنزآمیزی مسأله، چهره فرانسه در خارج از کشور است. او چهره فرانسه را مستقل از چهره مردم فرانسه مفروض می‌گیرد و با این حرف، نشان می‌دهد که تا چه حد حتی دولت سوسیالیستی در عصر سرمایه‌داری، وابسته به مفهوم لویاتان هابزی است.

منتشره در بی بی سی فارسی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: