انتخابات و نیهیلیسم فعال

انتخابات مکروه

دفاع از مشارکت در انتخابات پیش‌روی مجلس و خبرگان، با مختصات و ویژگی‌هایی که لازم به بازگفتن‌اش نیست، دفاعی کاملاً نیهیلیستی (پوچ‌گرایانه) است. کسانی‌که قایل به مشارکت در انتخابات حاضر هستند و نیز به مطلوبیّت دموکراسی باور دارند، می‌باید بپذیزند که دفاع‌شان و منطق‌شان نیهیلیستی است. نیهیلیسم یعنی ردّ کردن مبانی و اصول، باور نداشتن به ارزش‌ها و چارچوب‌های موجود توافقی در هر حوزه‌ای. انتخابات، زیر مجموعه‌ای است از دموکراسی. وقتی ما مبانیِ انتخابات، یعنی انتخاب آزادانه شهروندان را لحاظ نمی‌کنیم و از روی سر آن می‌پریم و دیگران را به مشارکت در یکی از زیرمجموعه‌های آن اصل فرا می‌خوانیم که نادیده گرفته شده، منطقاً در حال دفاع از هیچ‌ایم. این وضعیت (نفی اصول دموکراتیک انتخابات) با ردّ صلاحیت‌های جنون‌وار حاکم در انتخابات پیش‌رو به اوج خود رسیده است. حتی کورسویه‌های دموکراسی در دوره‌های پیشین، دود شده و به هوا رفته است.
با این وجود آنچه حامیان مشارکت در انتخابات پیش می‌کشند، از منظر پراگماتیستی(عمل‌گرایانه) درست است. عدم مشارکت مردم در انتخابات باعث می‌شود که وضعیت ترکیب راه‌یافتگان به مجلس از آنچه که اکنون است، بدتر شود. اگر تعدادی هرچند کم از افراد میانه‌رو وارد مجلس شوند، باز امید است که در شرایط ویژه دست به اقدامی نزنند که شرایط جمعی سهمگین‌تر شود. از منظر پراگماتیست‌ها مبانی، فلسفه و اصول چیزها نیستند که واجد اهمیت‌اند، بلکه آنچه مهم است نتایج عینی و واقعی نظریات و اعمال مهم‌اند. مشارکت در انتخابات عملاً از عدم مشارکت بهتر است چون نتایج بهتری به بار می‌آورد.
در واقع ما در انتخابات پیش‌رو با نزاعی تاریخی روبروییم؛ نزاع بین منطقاً و عملاً. نزاعی سابقه دار بین فلسفه کلاسیک و پراگماتیسم.

با اکراه رأی می‌دهم
در نظر سنجی‌ای که در بین کاربران توئیتر فارسی و با مشارکت حدود ۱۰۰ نفر انجام دادم، ۳۰ درصد افراد گفتند که در انتخابات شرکت نمی‌کنند، ۳۳ درصد گفتند که در انتخابات رأی می‌دهند و ۳۷ درصد گفتند که با اکراه در انتخابات رأی می‌دهند.
«مشارکت با اکراه» در انتخابات مفهوم مهمی در تحلیل حیات حکومت جمهوری اسلامی است. بطور فراگیر این نوع مشارکت از مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ به ذهنیت سیاسی جامعه ایران وارد شد. وقتی که هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد به دور دوم انتخابات رفته بودند، گروه زیادی از افراد با وجود فاصله فراوان با هاشمی و عملکرد سیاسی‌اش از واهمه ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، پای صندوق‌ها رفتند و به کسی رأی دادند که رأی‌شان نیست. در واقع در این لحظه به طور فردی و جمعی شکافی افتاد بین مفهوم نظری «رأی» و واقعیت عملی آن. این منطقِ عملی با هرچه بسته‌تر شدن فضای انتخابات و گسترش دخالت نظارت استصوابی، تا به امروز ادامه یافته است. نمونه‌های غربی این شکاف نیز وجود دارد. مثلا رأی بسیاری از مخالفان ژاک شیراک به او در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال ۲۰۰۳از واهمه ریاست جمهوری ژان ماری لوپن. مشارکتِ با اکراه، فراخواندن دو باور بطور همزمان است: هرچند که من این نوع انتخابات و کاندیداهای موجود را نمی‌پسندم و نمی‌خواهم، اما از نمایندگی رقبای آنها می‌ترسم زیراکه نمی‌خواهم زندگی‌ام را بیشتر ازاین سیاه کنم پس رأی می‌دهم. روشن است که فارغ از نتایج این نوع انتخاب، بگونه‌ای جمعی این نوع مشارکت و در واقع این دورویی اخلاقی، ترکیبی است از دو سویه متضاد اشاره شده بین منطق عقلی و منطق عملی.
جمهوری اسلامی با نظارت استصوابی و چندمرحله‌ای کردن انتخابات، تنها دموکراسی را از بین نبرده بلکه بطور ناخواسته فضای سیاسی جامعه را برای خود تاریک، چند معنا، چند مرحله‌ای و شبح‌گونه کرده‌است. حاکم به وضوح می‌داند که مشارکت کنندگان در انتخاباتش، نه تنها شاید او و سازوکار انتخاباتی‌اش را قبول نداشته باشند بلکه حتی ممکن است آنکسی که انتخاب می‌کنند را نیز قبول نداشته باشند؛ یک نوع تبلور عام نیهیلیسم که در واقع انعکاسی است از نیهیلیسم موجود در حکومت که به هیچ ایدئولوژی و اصلی جز حفظ قدرت پایبند نیست. به همین دلیل است که فاصله بین مشارکت در انتخابات رسمیِ دولتی تا شعار «مرگ بر دیکتاتور» تنها چند روز بود. وقتی حاکمی نداند آنکه از پیش‌روی او رد می‌شود حامی اوست یا مخالف او، از هرکس دیگری سردرگم‌تر و وحشت‌زده تر است.

شرکت در انتخابات و تأیید نظام
منطق پيچيده دنيای اجتماعی را نمی‌توان درك كرد، مگر اينكه در ويژگی‌های يك واقعيت تجربی كه به لحاظ تاريخی، زمان و مكان مشخصی دارد، غور و دقت كنيم. به عنوان مثال پیر بوردیو، جامعه‌شناس برجسته فرانسوی، در کتاب «نظریه کنش» و در دفاع از علم جامعه‌شناسی در برابر فلسفه که او آن را شیوه‌ای ذات‌گرا از تفسیر جهان می‌داند، مثالی را پیش می‌کشد که به وضعیت امروز ما شبیه است. بوردیو می‌نویسد که بررسی‌های جامعه‌شناسانه‌اش نشان می دهد که بالاترين نرخ مشاركت سياسی در ژاپن متعلق به زنان كم‌سواد روستايی است، در حالي كه در فرانسه پايين‌ترين نرخ مشاركت (يا به تعبير ديگر بالاترين نرخ بی‌تفاوتی سياسی) متعلق به زنان كم‌سواد روستايی است. تفاوت ظاهری، عيان و تكان‌دهنده است. اما سوالی كه بورديو می‌پرسد اين است كه آيا به واقع هم در اينجا تفاوتی وجود دارد؟ از نظر او يك تفاوت ظاهریِ دروغين، يك اشتراك راستين را پوشانده است، و آن سياست‌گريزی است. در میان روستائیان فرانسه نبود شرايط لازم براي توليد مناسب عقيده سياسي (آن‌چيزی كه به نظرمی‌رسد زنان كم‌سواد روستايی فاقد آن هستند) خود را به شكل غيبت و دوری از فضای مشاركت سياسی بروز می‌دهد و در ژاپن در قالب يك نوع مشاركت سياسیِ سياست‌گريز. زنان كم‌سواد روستايی در ژاپن براي اينكه از دست سياست و دغدغه‌هاي سياسی راحت شوند، همگی يا اكثراً در انتخابات شركت می‌كنند. این بدین معناست که هر دو گروه در واقع يك كنش انجام می‌دهند؛ سياست‌گريزی. در فرانسه با عدم مشاركت، در ژاپن با مشاركت.
تحقیق جامعه شناسانه این امکان را به ما می‌دهد که از ارائه قوانین عام در تفسیر دنیای اطراف‌مان کمی دور شویم. مشارکت در انتخابات در هر جایی ودر هر دوره‌ای می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد. نه حرف رهبری و اپوزیسیون، قانون جهانشمول است که مشارکت در انتخابات یعنی تأیید نظام سیاسی و نه همواره آنگونه که اصلاح‌طلبان می‌اندیشند، انتخابات یعنی تبلور اراده دموکراسی خواهانه مردم. در شرایطی خاص اتفاقاً مشارکت در انتخابات یعنی نفیِ وضعیت موجود و اعتراض به شرایط سیاسی و اقتصادی. مردم در دوم خرداد سال ۷۶ بیشتر معترض به وضعیت بودند تا حامی حاکم. هرچند که این واقعیت این توهم را برای برخی به‌وجود آورد که همواره رأی مردم به نفع دموکراسی‌خواهان است تا اینکه با سیلی انتخاب احمدی‌نژاد از خواب پریدند. بنابراین به هیچ عنوان نمی‌توان آرای ریخته شده به صندوق‌های رأی را به حساب حمایت از نظام سیاسی موجود و مناسبات انتخاباتی‌اش گذاشت و با این جمله حکیمانه کار را یکسره کرد که با رأی دادن در این انتخابات فرمایشی، نظام قوی و تأیید می‌شود. یا به این توهم دامن زد که انتخابات موجود چیزی طبیعی و مرسوم در جهان است.

نیهیلیسم فعال
فارغ از تصمیم افراد برای شرکت یا عدم شرکت در رأی‌گیری، حامیان مشارکت در انتخابات می‌باید آگاهانه بپذیرند که در پروسه‌ای دموکراتیک مشارکت نمی‌کنند. پذيرفتنِ آگاهانهٔ ردشدن مبانى عقلى انتخابات آزاد توسط حكومت، ودرعين حال مشاركت درآن به اميد بهبودِ وضعيت رامی‌توان نيهيليسم سياسى فعال ناميد. این نیهیلیسم ازین جهت که رو به زندگی و بهبود وضعیت است، فعالانه است و نه منفعل. در واقع مشارکتِ با اکراه شیوه‌ای از پذیرفتن امرِ منفی است؛ پذیرفتنی آگاهانه که برخلاف مشارکت حامیان حکومت، مترصد تغییر دادن بنیادین این شرایط می‌ماند و آن را طبیعی و منطقی نمی‌داند. نیهیلیست فعال به پوچی این وضعیت آگاه است و راضی نیست. او می‌داند که هدف‌اش از مشارکت، تضعیف همین وضعیت است. او از میان افراد موجود کسانی را از صافی خود عبور می‌دهد تا مقدمات حذف آنها را از ساختار مرکزی قدرت فراهم کرده و به نوعی اپوزیسیون تبدیل کند. مهم کاندیداهای موجود نیستند. مهم نقشی است که آنها می توانند به نفع رأی دهندگان بازی کنند. آنها اگر بتوانند سیستم را بترسانند، مثل آجری می مانند که در دیوار مهندسی شده، لق بخورد. هدف، ردّ صلاحیت آنها در انتخابات بعدی است. یک نظام سیاسی خود به خود خشک نمی شود و بیفتد، بلکه در طی فرآیندی با قلع و قمع هایش در دربار، ضعیف می شود. امروزه اصلاح طلبان، میانه‌روها و غیره چیزی نیستند جز کسانى که به داخل بازی‌ای می‌روند که حذف شوند و ناخواسته اپوزیسیون شوند. اصلاحات یعنی همین بازی. هیچ‌کسی با ایده فروپاشی واز جایی بیرون از ساختار دولت-ملت موجود نمی تواند در مناسبات رسمی سیاسی مشارکت کند. این کار تنها از عهده آنهایی بر می‌آید که فعلاً تأیید صلاحیت شده‌اند. کسانی که در این اندیشه‌اند که این مسیر کج را با سازش ومدارا با مراکز اصلی قدرت اصلاح کنند، اما حاکم پس از مدتی تحمل، آنها را به شدت به بیرون میدان سیاسی شوت می‌کند. همین شوت شدگان‌اند که سیستم را تضعیف مى‌کنند. همان‌هایی که تخیل‌هایی قوى داشتند که سیستم بالاخره یکروز آنها را به بازی می‌پذیرد. وقتی تعداد حذف شده‌ها به نهایت خود برسد و آنها به جبهه دموکراسی‌خواهان یا حداقل منتقدین بپیوندند و از آن مهمتر کارایی باقی مانده‌ها به حد بسیار پایینی سقوط کند، می‌توان به انتظار تغییرات بنیادین بود. عمل‌‌گرایان و حامیان دموکراسی‌خواهِ مشارکت در انتخابات موجود تنها با این برنامه عملی است که می‌توانند بطور خلاقه از تبدیل مشارکتشان به چیزی ازخودبیگانه و طبیعی جلوگیری کرده و با رأی‌شان وضعیت را نفی کنند.

منتشره در بی بی سی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: