در ستایش قهرمان

برای ابوالفضل قدیانی

 اندیشه سیاسی حاکم ( نئولیبرال) مروج نوعی عقلانیت سیاسی است که هرکنش سیاسی شجاعانه و قهرمانانه را به اسم کنشی غیرعقلانی و بی نتیجه نفی می کند. اندیشه ای که در: «هیچ چیزی ارزش آن را ندارد که زندگی مان را به خطر اندازیم»، مرسوم وحاکم است. هدف اين است كه بانفى هرنوع قهرمان، فضا براى قهرمانى وسرورى كالا باز شود. درنظام سرمايه دارى قهرمان از بين نمى رود بلكه به كالا و منطق مصرف سرايت مى كند. قهرمان امروز كالاها اند.

ژرژ سورل، متفکر وسندیکالیست برجسته فرانسوی، در كتاب اندیشه هایی درباره خشونت این مساله را پیش می کشد که در لحظاتی از تاریخ، افرادی گرفتار در چنگال بحران های سخت و دگرگون كننده اجتماعی، درجه ای از شهامت و آمادگی برای فداكاری را از خود نمایان می سازند كه زبان از بیان آن ناتوان است و معیارهای جاری و محاسبات عاقلانه و عقل سلیم، قادر به درك آن نیستند. سوال محوری سورل این است که چه عاملی باعث می شود آدمیان به عملی قهرمانانه دست بزنند؟ چه پدیده ای انسان را وا می دارد در برابر مرگ تسلیم نشود و شجاعانه جان خود را به خاطر باورهای خود كه لزوما عقلانی نیز نیست به خطر اندازد؟ درواقع منشاء كنش و عمل جانفشانانه چیست؟

سورل می نویسد:»انسان ها از چه رو باید زندگانی خود را به دلیلی در مخاطره و ورطه هلاكتی افكنند كه به وضوح قابل پیش بینی است و امید منفعت شخصی در آن اندك و خطرجانی در آن بسیار است.»

ازنظر او  تنها نیروی محركه Pouvoir moteur اسطوره ای عظیم است كه آنها را به عمل وادار می سازد و به آنها بینشی می بخشد كه اجازه یابند تا کنش خود را همچون شركت در نبردی، تصویر كنند.

بنا به نظر سورل، اسطوره تنها عنصری است که توان ایجاد حرکت رو به جلو با شور و حرارت بی حد را – که اساسا امری است ذهنی و نه عینی- در توده ها می تواند بوجود بیاورد و اشتیاق آنها را برای ساختن دنیایی بهتر برانگیزد. از نظر او هر تحول عظیم و قابل توجهی در طول تاریخ بر مبنای یک اسطوره شکل گرفته و اصلا تاریخ چیزی جز تکرار پی در پی اسطوره ها نبوده است.

وی در این رابطه به بررسی تاریخی در مبارزات اینچنینی دست می زند و از دیدگاه های نخستین آبای كلیسای مسیحیت تا انقلاب ماركسی و نظریه سندیكالیستی اعتصاب عمومی را پیرو همین اسطوره ها تلقی می كند. سورل با معرفی جان هنری نیومن، کاردینال نوکیش کاتولیک قرن نوزدهمی، می نویسد: «این یهودی سرگردان که محکوم شده است بدون استراحت همیشه راه برود را می توان نماد عالی ترین آرزوهای نوع بشر دانست».

 مشخصه یك قهرمان این است كه ادراك كلی مفیدی از اكنون و وضعيت موجود به آدمی می دهد وبینشی ناتمام و بی اندام نسبت به آینده را فراهم می سازد ودر واقع افق امید بخش آینده را در وضعیت نا امید کننده حال، با تن رنجورش ممکن می سازد.

 تا زمانی كه توده ها قهرمانی نداشته باشند هر كس می تواند بدون برانگیختن جنبشی انقلابی مقدمات کنش های جمعی خطرناکی را فراهم سازد. در واقع جنبش هابا بازسازی اسطوره ها توسط کنش های قهرمانانه تداوم پیدا می کنند .

می دانیم که کنش های قهرمانانه تا چه حد در دنیای امروز و فرد گرایی لجام گسیخته حاکم برآن، سخت و بعید شده است. در این وضعیت، کنش های قهرمانانه با انتقال به تصاویر سینمایی، به فانتزی نوجوانی وجوانی تبدیل شده اند. سینما وبالاخص هالیوود با تولید انبوه قهرمان های مجهز به توانایی های غیر بشری، قهرمان را تبدیل به چیزی اساسا مجازی ودرواقع اخته کرده است. بیراه نیست که با کوچکترین حرکت شجاعانه ای افکار عمومی نام آن را «بروس لی بازی» می گذارد. در واقع به گفته آگامبن، درسینما جامعه ای که ژست های خود را از دست داده می کوشد درآن واحد آنچه را از کف داده بازیابد واز کف دادن آن را ثبت وضبط کند.

قهرمان اسطوره ای کسی نیست جز همان ابرمرد نیچه. ابر مردی که در دوران جدید خود گنهکار است و شکست می خورد، اما پیروز می شود (ضدقهرمان داستایوسکی/ قهرمانی که از نظر شخصی وفردی شکست می خورد). به تعبیر سورل: آنها كه در جهان اسطوره ها زندگی می كنند ازهرگونه مخالفت در امانند.

سورل در پردازش خود از برگسون الهام می گیرد. او معتقد است که اسطوره به مثابه یك ساخت بر ناخودآگاه ذهنی ما اثر می گذارد . تاثیر قهرمان بر ناحیه عمیق زندگی ذهنی یا نوعی شهود و اشراق است كه منشاء كنش ما می شود. اسطوره ها، دقیقا همان شكل دریافت اشراقی اند.

در اینجا باید برای باج ندادن به موسیلینی ها و هیتلرها که در دوره ای قهرمانان یک جماعت بشری معرفی شدند و همچنان برای نفی قهرمان، مورد سوء اشاره قرار می گیرند، به تفاوت مهمی اشاره کرد. تفاوت عمیقی است بین «پدر» یک جامعه و«قهرمان» یک جامعه. قهرمان کسی است که داستان و جامعه را پیش می برد. او اینکار را با مستثنی کردن خودش از دیگران انجام نمی دهد، اما به سبب همین مستثنی نکردن و درعین حال شجاعت پیش بردن و امید دادن سخاوتمندانه، مستثنی می شود.

پدراما چیزی نیست جز نماینده سلطه و خودشیفتگی خدایان. او اربابی است که با ترس بی پایانش از مرگ و تاریخ، در کار فرزند سازی است؛ فرزندانی علیل ، وحشت زده و برده. قهرمان کسی است که قدرت مردم را به آنها یادآوری می کند. قدرت واقعی شان برای بهبود بخشیدن به زندگی ، اما پدر کسی است که با گرفتن قدرت، مردم را به فرزندان تبدیل می کند و مانع بلوغ جامعه اش می شود.

«هستی و جهان تنها به عنوان یک پدیده زیباشناسانه قابل توجیه است.» این سخن نیچه برای سیاست هیچ معنایی ندارد جز آنچه قهرمان – ضد قهرمان می آفریند. در آن چند لحظه ای كه خیره به چشمان اسطوره و با الهام به سخنانش و آن نیروی غریب شادی بخش اش، در حال آفریدن دنیای خیالی در برابر جهان فعلی بوده ایم، درهمان چند لحظه، ولو اینكه آن دنیای خیالی محقق نشود، رها شدیم. او برای لحظه ای به تنهایی جور تمام کنش های نکرده ما را مسیح وار به دوش می کشد. وفادارانه به رخداد، لحظه ای رها می کند و اسیر می شود.

 …….

برای مطالعه درباب انديشه هاي سورل در زبان فارسي نگاه کنید به: سیاست رومانتیک/نادرشهریوری/انتشارات رخدادنو

*منتشره در روزنامه اینترنتی میهن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: