استیصال آقای هالو، تخیل گویدو

یک: آقای هالو/ مهرجویی

آقای هالو تنها اسمی است که از “ضد قهرمان” فیلم مهرجویی می شنویم.هیچگاه نامش فاش نمی شود حتی اینکه از کجا می آید. او از “ولایت” به تهران می آید. مقصد اما جایی آشناست.

داستان با “سفر” آغاز می شود. سفری برای یافتن زن شهری (آنکه روسپی است). سفر در فرهنگ روزمره و عرفانی ما جایگاه مهمی دارد. اما این روایتی معکوس از سفر است.

مواجهه نخستین آقای هالو با تهران، سرقت چمدانش است؛ سفربه جهان شر. جهانی که مسوولیت شر را به عهده نمی گیرد وبا آن دمخور است. تفسیر ساده فیلم، ستایش از پاکی روستا(جهان سنت) دربرابر پلیدی های شهر(جهان مدرن) است.  یادمان نرود فیلم درسال هایی ساخته شده که به سبب اصلاحات ارضی شاه خیل قابل توجهی از روستائیان به شهر ها سفر کرده اند. این سفر برای آنها دردناک وپروبلماتیک بوده است. لحظه ای که یک ملت ترومای غربت را در سرزمین مادری تجربه می کند، به این می اندیشد که شاید بتواند سرزمینش را درجای جدید برپا کند (کاری که حلاج با مفهوم خدای مرسوم کرد ونامش را سفر نزدیک گذاشت). کاری که روستائیان با تهران کردند را غریبه هابه مخیله شان نمی گنجد در کشوری دیگر انجام دهند وبیگانه می مانند. “بی زبانی” این خیال را از آنها می گیرد.

نکته مهم اینجاست که بخش عمده ای از ایدئولوژی های حامی انقلاب ۵۷ را آقای هالو نمایندگی می کند. آقای هالو کاراکتری است بی نام که از جایی نامشخص می آید و به جنگ مناسبات جدید بر می خیزد و… اما چیزی که روشنفکری دهه چهل وپنجاه پیش بینی نمی کرد این بود که ضد قهرمانش به واقع قهرمان شود وپدر خودش را دربیاورد. فکر نمی کرد شخصیت داستان هایش بیرون بپرد و برنده شود.

آقای هالوی جدید “نادر” در جدایی نادر از سیمین است. او می خواهد بماند . فهمیده که “سفر” گره ای از او نمی گشاید (روایتی رئالیستی). او پدرش یا همان گذشته بیمارش که سال ها پیش به تهران سفر کرده است را -به گونه ای ایده آلیستی- “ول” نمی کند. عذاب می کشد اما به چشمان کثافت خیره می ماند. او در وضعیتی نا امید کننده، امیدوار است.

دوگانه روستا-شهر سال ها دوئالیسمی بود که جهان ما را توصیف وتحلیل می کرد اما به نظر می رسد صداهای دیگری از آقاهای هالو می آید: تهران کثافتی است دوست داشتنی. جایی دیگر برای فرار از مناسبات حاکم بر تهران نیست. تهران، عینیت سادیسم، شده است. تنها تخیل وامید ما را نجات می دهد.

دو: هشت ونیم/ فلینی

گویدو ، پشت به ما، در ماشینی مانده در ترافیک نشسته است. دوربین بر روی سقف ماشین گویدو حرکت می‌کند؛ می‌خواهد علت ترافیک را بیابد. علت چیزی نیست جز خود ماشین ها. وضعیت منفی هیچ ارجاعی به بیرون ندارد. مطلقاً هیچ صدایی قابل تشخیص نیست. گویدو دستمالی بر روی داشبورد و شیشه می‌کشد. قصد دارد لکه‌ای را پاک کند که وجود ندارد. بقیه به او خیره مانده اند با بدن هایی و فیگورهایی به غایت مستاصل.

تنها چیز متحرک دود سفیدی است که از اگزوز بیرون می‌آید. ماشین پرازدود، تلاش های بی فایده گویدو برای نجات و نگاه های خیره و مستاصل بقیه به او وضعیت ناامید کننده ای را ترسیم می کند. هیچ راهی برای فرار نیست. سوژه ای وجودندارد. ناگهان راهی باز می شود. از دریچه‌ی سقف خودرو بیرون می‌رود. بر روی ترافیک شناور می‌شود و به آسمان می‌رود. گویدو در میان ابر‌ها پرواز می‌کند و ….

صحنه‌ آغازین فیلم هشت و نیم فلینی تصویر درخشانی است از واقعیت سهمگین موجود. واقعیتی که تنها با تخیلی بنیادین می توان به مصافش رفت. او صحنه‌ای ساخته که تخیلی و مبهم است اما به غایت واقعی وانضمامی است. فرایند آشنای هر روزه است: استیصال- تخیل. رویا پردازی تنها راه ممکن برای مواجهه با واقعیت است؛ کاری که هنر وانقلاب می کنند.

*منتشره در روزنامه اینترنتی میهن

3 پاسخ به “استیصال آقای هالو، تخیل گویدو

  1. آرش 04/03/2012 در 16:36

    سلام آقای بزرگیان
    از همدانشگاهیان شما در دانشکده علوم اجتماعی هستم. هر از گاهی که سایت های ضدایرانی و وابسته به دولت های جنگ طلب را رصد می کنم مطالب شما را می بینم و می خوانم. برایم جالب است که شما از آزادی می نویسید و می گویید. شما و سایر همفکران شما اگر واقعا آزادی خواه بودید هیچ وقت سرو کله تان در بی بی سی و صدای آمریکا و رسانه هایی که ابزار توجیه نسل کشی و خفه کردن صداهای مخالف هستند پیدا نمی شد. چطور باور کنیم شما آزادی خواهید درحالی که برای بی بی سی مقاله می نویسید و بی بی سی هم با کمال میل منتشرش می کند؟ ما ایستاده ایم تا پای جان و نمی گذاریم آسمان را از ایران بگیرید و مردم را در زمین خود اسیر دیگران کنید. آزادی واقعی روزی رقم خواهد خورد که مالکان رسانه هایی که مطالب شما را منعکس می کنند ورشکسته شوند و نتوانند مردم جهان را مسخ و استثمار کنند. فکر این که شما بتوانید ایران را به صاحبان بی بی سی و صدای آمریکا بفروشید را از سر بیرون کنید که ما هستیم و حتی یک لحظه نخواهیم گذاشت. همان طور که طی این 33 سال بودیم و نگذاشتیم. امروز عاصی تر و تند تر از گذشته ایم و آنقدر توهین و توهم از امثال شما شنیده ایم که دیگر روحمان روئین تن شده است. این نیز بگذرد و دنیا، فردایی دیگر را خواهد دید. این ما هستیم که فردا را می سازیم نه شما و بی بی سی و سایت هایی که مطالب شما را منعکس می کنند.

    • aminbozorgian 08/03/2012 در 03:47

      سلام
      شما چه جور با فیلتر اینترنت سایت ها را می بینید. مثل اینکه ایدئولوژی حکومت برای نزدیک ترینهاشم دود شده وبه هوا رفته

  2. ali 09/03/2012 در 16:54

    تفاوت نادر و آقای هالو مهرجویی تفاوت دو. استراتژی سیاسی نیز هست آقای هالو مهرجویی متاثر از رادیکالیسم دوران مشی انقلابگری در پیش می گیرد تا به ناکجاآباد برسد ولی غافل از آنکه آنان که قصد ساختن بهشت در روی زمین را داشته اند حاصل کار چیزی جز دوزخ نبوده است و دومی البته به مشی گام به گام وفادار است در مورد فیلم فلینی نیز باید گفت اگر بعد از رفتن در ابرها دنیایی مطلوب تر در. انتظار نباشد ماندن در همان ترافیک بهتر است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: