درباره اعدام

اعدام؛ کاهش جنایت یا فرایند فرافکنی جمعی


‎»در حین تلاوت کلام‌الله مجید، تجهیزات اعدام از جمله طناب دار آماده شد».*

دین که در قوانین دولت تجلی عینی یافته است، قصاص را به عنوان حق خانواده مقتول در نظر می گیرد.قصاص چیزی نیست جز شکل مشروع قتل ونقص عضو؛ قتلی که یک جامعه انجام می دهد.

تحقیقات متعدد حقوقی و اجتماعی از قرن هجدهم بدین سو نشان می دهد که مجازات اعدام هیچ تاثیری در کاهش جرایم وخشونت ها نداشته است. اعدام وقصاص، مکانیزم فرافکنی جامعه ای است که می خواهد مسوولیت جرم را به گردن چیزی غیر از خودش بیندازد. در واقع گنه کاری را چنان اتمیزه کند که گویا قاتل ومجرم، از جایی بیرون از تمامی مناسبات اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی آمده است. نهاد دینی ما به این تحقیقات بی اعتناست. در واقع آن مسلمانان و يهودياني که هنوز به اجراي اين حکم باور دارند، با قصاص، به کشتن وجنایت تداوم می بخشند. کشتن و جنایتی که خالی از هرگونه احساس گنه کاری است. نکته مهم اینجاست که چگونه جامعه با دیدن یکی از اعضای خودش بالای چوبه دار، خود را تطهیر می کند وباز روز از نو روزی از نو. مراسم های محبوب و پراز تماشاچی اعدام در میدان های شهر و صفحات حوادث روزنامه ها چیزی نیستند جز غسل تعمید یک جامعه.

«با آمدن علی‌رضا م حدود ۱۵ هزار جمعیت حاضر شروع به فریاد زدن کردند. عده‌ای به وی فحاشی کرده و عده‌ای سوت و کف می‌زدند که با هدایت برگزارکنندگان مراسم،‌ فریادهای الله اکبر در فضا طنین انداز شد…. علی‌رضا مدام اسامی ائمه اطهار (ع) به ویژه امام حسین (ع)، امام رضا (ع) را فریاد می‌‍زد و ازخانواده داداشی طلب بخشش می‌کرد. وی حتی نام برخی از نزدیکانش از جمله مادر خود را فریاد زده و از اولیای دم طلب عفو داشت که البته صدایش در همهمه حاضران گم بود.»

در این میان خانواده قربانی، معمولا از امکان قربانی کردن که فرهنگ، قانون و دولت به او داده است خوشحال وراضی است. این ساختارهای ذهنی وعینی از آنها، وجدان معذبشان را گرفته است. در واقع آنها را به قاتل تبدیل کرده است. آنها از اعدام قاتل خوشحال می شوند. این شادی نیهیلیستی را نهاد فرهنگ و دین به آنها می دهد. آنها مطمئنند در جامعه نیزمورد شماتت قرار نمی گیرند چون فرهنگ عمومی برساخته این نهادهاست. بخشیدن با وجود تمام ماهیت اگزیستانسیالش، اما از طریق واسطه هایی ممکن می شود. واسطه هایی مثل فرهنگ عمومی، دین، ارزش های اجتماعی، نهادهای حمایتی وغیره. کدامیک از این ها را خانواده مقتول دارد تا «تصمیم» به بخشش بگیرد؟ شاید فکر کنیم رنج شان، آنها را تا این حد برای انتقام گرفتن آسوده ساخته است. مشکل اساسی همین جاست : قانون دینی و فرهنگ عرفی قصاص، امکان حفظ «کینه»، نیندیشیدن به چرایی جرم و ناتوانی «بخشایش» را نه تنها برای او بلکه برای جامعه، فراهم کرده است.

«….. در بخشی از این حکم آمده است: دستگاه قضایی با اقدامات سریع، دقیق و قانونی در کمترین زمان پرونده را بررسی کرده و بلافاصله مراحل اجرای حکم بر اساس قانون طی شد.در پایان حکم فوق اظهار امیدواری شده است که اجرای قصاص قاتل درس عبرتی برای تمام مجرمان بوده و از سوی دیگر مردم مطمئن باشند که حق مظلوم از ظالم در کمترین زمان با تلاش قوه قضاییه و نیروی انتظامی ستانده خواهد شد.»

حکم قصاص، مانع واقعی است برای گسترش درون و خودآیینی فردی واجتماعی. حکمی است که با تاکید بر فرد خطاکار و تبدیل ساختن او به موجودی ذاتا اهریمنی که نظم جامعه را به هم ریخته و لزوم دفع سریع او، امکان اندیشیدن فرد وجامعه به نقشش را در وقوع آن فاجعه به کل از میان می برد واساسا به همین دلیل است که نه تنها از وقوع جنایت نمی تواند جلوگیری کند، بلکه کثافت را بازتولید می کند.

*http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900630000043

* منتشره در سایت جمهوری خواهی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: