گزین گویه هایی درباره فوتبال وفوتبال ملی

آنهنگام که گزارشگر فوتبال داد می زند در حقیقت چه می کند؟

یک

بخشی از جذابیت فوتبال بی­ شک ناشی از حضور عینی «بدن» در استادیوم­ ها و جلوي دوربین­ های تلویزیونی است. «بدن» در فوتبال، به طور کامل «نمایش» داده می­ شود و از قواعدی پیروی می­ کند . شاید بتوان گفت فوتبال جایی است که «بدن» اعتبار از دست رفته­ اش در دنیای مدرن را بار دیگر به دست می­ آورد.

بدن در وضعیت جدید در برابر قدرت «تکنولوژی» و «قانون»، هضم و سرکوب شد و به»ذهن» تقلیل یافت. در واقع بدن در دوره جدید تبدیل به پوسته ­ای شد که تنها از «ذهن» مراقبت می ­کرد. کارهای سخت بدنی مرسوم در دنیای سنت، به تکنولوژی محول و تحت انقیاد «قانون»، بدن پنهان شد.

در زمین ­های کشاورزی، بدن آزاد و رها به نظر می­ رسید و میزان توانایی و قدرتش، میزان محصول و درآمد را تعیین می ­کرد؛ حتی از بدن حیوانات نیز همین تعبیر وجود داشت؛ اما در دنیای جدید، قانون و تکنولوژی، بدن را محدود و تضعیف و آن را تبدیل به «هدف مصرف» کرد. در وضعیت پیشین، بدن «ابزار مصرف» بود، یعنی وسیله ­ای بود که برای تولید و سپس مصرف به کار برده می­ شد (سوژه تغییر)، اما در دوره متأخر، این مصرف بود که  بدن را صورت بندی کرد، تنظیم کرد، آرایش کرد و لاغر کرد تا مصرف کند (ابژه تغییر). به عبارتی دیگر بدن، «هدف مصرف» شد.

اما فوتبال جایی است که بدن باز به اعتبار گذشته ­اش برمی­ گردد و سوژگی خود را احیا می­ کند. ساق پای بازیکنان مطرح فوتبال، بیمه می­ شود و بازوها در معرض نمایش قرار می­ گیرد.

دو

فوتبال به غیر از رجعت مجدد به «بدن» با بهره­ گیری نامتعارف از اعضای آن، اهمیتش را دو چندان می­ سازد. قوانین فوتبال دست را تبدیل به «تابو» می­کنند و با اصرار بر استفاده از پا، سویه­ های پنهان و مغفول توانایی این عضو بدن را آشکار می­ سازند. به عبارت دیگر، قوانین و مقررات با نظارت داور، به بدن، قاعده و نظم می ­دهند و این همان مکانیسم «تمدن» است.

به تعبیر نوربرت الیاس، تاریخ متمدن شدن، تاریخ تربیت و تنظیم بدن است. او در مقایسه­ ای که میان جوامع پیشین و جوامع امروزی می­ کند به این جمع­ بندی می­ رسد که در جوامع قدیمی، بدن مردم تحت قیود نبود، رها و آزاد بود و مردم کمتر دچار شرم و حیا می­ شدند. با پیشرفت جوامع، شیوه­ های بروز و ظهور بدنی، انضباط بیشتری یافت و با سخت­گیری­ های منظم ­تری همراه شد.

پس می­ توان گفت که در فوتبال، افراد ضمن اینکه با بدن­ های حریف در مبارزه هستند با بدن خودشان هم مبارزه یا به عبارت رایج­تر رقابت می­ کنند؛ مبارزه علیه تمنیات و امیال بدن. در فوتبال در عین اینکه بدن بار دیگر (همچون گلادیاتورها) به گونه­ ای «عینی» عرضه می­ شود، اما (برخلاف گلادیاتورها) به گونه ­ای «عینی» نیز توسط قانون، تنظيم می ­شود.

فوتبال نمادی از تمدن است؛ انضباط ، کنترل بر نفس و درعین حال هماهنگی با دیگران، تقسیم وظایف و کار.

سه

برخي ورزش‌ها، انجام مي‌شوند جهت «متمايز شدن». پي‌يربورديو در مقالهء » كنش‌هاي ورزش، كنش‌هاي اجتماعي» مي‌گويد: » ورزش‌هايي مثل تنيس، سواركاري، قايقراني و گلف بي‌شك امروزه نيز بخشي از محبوبيت‌شان را مرهون كاركرد متمايزكننده و دقيق‌تر بگويم، مرهون دستاوردهايي هستند كه در زمينهء ايجاد تمايز به بار مي‌آورند.»

اشاره روشنفكر معاصر فرانسوي گوياي اين است كه امروزه «ورزش» و نوع آن تبديل شده است به «سرمايهء اجتماعي»، به اين معنا كه نوع ورزش براي فرد، سازنده يا تأمين‌كنندهء بخش قابل توجهي از منزلت اجتماعي است. فرد با ورزشي كه انجام مي‌دهد يا مسابقاتي كه پيگيري مي‌كند، تلاش دارد طبقه اقتصادي يا فرهنگي خود را نشان دهد و خود را از بقيه متمايز سازد.

اين واقعيت البته در درون يك «متن اجتماعي» قابل ارزيابي و در جوامع متنوع، متغير است.  به عنوان مثال ورزش «بسكتبال» در جامعه آمريكا همچون راگبي، بسيار عمومي و بيشتر مورد استقبال طبقات محروم و متوسط روبه پايين جامعه است در حالي كه در ايران، بسيار محدود و ورزشي دانشگاهي و مربوط به طبقات مرفه است.

چهار

برخي ورزش‌ها از محبوبيت بيشتري برخوردارند، همچون فوتبال. اين محبوبيت همچون هر نوع محبوبيت دیگري «ساخته» مي‌شود.

«محبوبيت» اساسا، به گفته  تئودور آدورنو، ساخته مي‌شود و مصنوعی است. ساختن محبوبيت ارتباط تنگاتنگي دارد با «توليد انبوه». توليد انبوه، نياز انبوه و سپس تقاضاي انبوه مي‌سازد.آن چيزي كه در «صنعت فرهنگ ‌سازي» سازندهء تقاضاي نامحدود است، عرضه نامحدود مي‌باشد.

البته توليد محبوبيت مكانيزمي پيچيده و طولاني دارد. محبوبيت از طريق «نمايش» ساخته مي‌شود. فوتبال همچون موسيقي محلي در فرآيند «نمايش» تغيير ماهيت داده و به گونه‌اي ديگر، عرضه و محبوب مي‌شود. موسيقي محلي در كارخانه صنعت فرهنگ‌ سازي، به توليد انبوه مي‌رسد، تغيير شكل مي‌دهد و سپس مدام نمايش داده مي‌شود و ماهيت جديدي پيدا مي‌كند؛ همچون موسيقي‌هاي راك و جاز.

در دوره زوال فرهنگ وهنر، نمايش مدام فوتبال و حضور «شومن»‌هاي متعدد و متنوع (صنعت فرهنگ فوتبال‌سازي) در قالب گزارشگر، كارشناس و ….، اين ورزش را تا اين ميزان پراهميت و حياتي ساخته است كه كمتر كسي را مي‌توان پيدا كرد كه ديگر بدون آن، زيست – جهان خود را بسازد .

پنج

مسابقات بین المللی فوتبال، برای دولت ها بسیار «پراهميت» و «ضروري» و به عبارت دیگر»حیاتی» اند. سرمایه گذاری جنون آمیز دولت ها برای موفقیت در بازی های بین المللی از این اهمیت خبر می دهد. فوتبال به سبب توليد انبوه روزنامه‌هاي ورزشي و برنامه‌هاي متعدد تلويزيوني و راديويي حاکم عرصهء عمومي شده است. درواقع فوتبال، سیاست را در عرصه عمومی بلعیده است. میل پیروزی ملی وعمومی ، به خواست امر مسلط و توسط رسانه ، تماما به مسابقات ورزشی وبالاخص فوتبال ،»تصعید» یافته است. این میل در شرایط ثبات درچیزی مثل فوتبال خود را می نمایاند، و دردوران جنگ به شکلی دیگر.

میل به پیروزی یاغلبه ولزوم وجود مفهومی «دشمن»، عنصر سازنده مفهوم دیگری است به نام «ملیت». می توان به جرات  گفت که ملیت درعصر»جهانی شدن» درزمین فوتبال منعکس می شود؛ و با افراختن پرچم (نشان ملیت) به نهایت می رسد. اگر فرض جامعه شناسان سیاسی رابپذیریم که «دنیای جدید با پیدایش دولت – ملت ها شکل عینی می گیرد»، آنگاه اهمیت فوتبال برای دولت ها راحت تردرک می شود.

به غیر از ملیت، «هویت» نیز خود را در فوتبال بازتولید واحیا می کند. فوتبال آینه بروز»دیگری» است ولزوم برخورداری ازهویت متمایزکننده؛ ديگري. ديگري توليد شده براي ما در مسابقات بین المللی ، عيني‌ترين نوع «ديگري» هستند كه حس «تمايز» را بيش از هر زمان ومکان ديگري تقويت مي‌كنند.

شوالیه ها در قالب تيم ملي فوتبال، مليت و هويت خود را ميان تعدادي ديگر از هويت‌ها و مليت‌ها عرضه مي‌كنند، و جاي خالي جنگ‌هاي جهاني را به كامل‌ترين نوع ممكن، پر مي‌كنند. سرشت تاریخ با «توپ» پیوند خورده است.

صدای فریاد گزارشگر فوتبال، تنها ازخوشحالی توپی نیست که تیم ایران به دروازه عراق زده است بلکه فریاد جعل ساختگی ملیت وهویت است .

شش

اين جنگ قانوني (فوتبال در مسابقات بین المللی) نمايش داده مي‌شود و «تام» است، يعني هم  از هيجان برخوردار است (همچون هر مسابقه ديگري) و هم هويتي است (براي تيم‌هاي حاضر).

ساختار موقت «هيجان – هويت» كه تيم ملي در مسابقات بین المللی مي‌سازد، بيش از هر چيز به كمك ساختار دايم «دولت- ملت» مي‌آيد. تيم ملي فوتبال با توليد هيجان، امر»پروبلماتیک» را غیب می کند و با تقويت هويت، نوعی همبستگي اجتماعي موقتی، غیرسیاسی ومعمولا بی خطر را در مقابل «ديگري»هاي عيني، بازتولید مي کند. در این میان، دولت به کارهایش می رسد.

هفت

نمايش صنعت محبوب فوتبال به جاي خدايان زئوس يونان قديم ، صداي مهيب اسب بخار و كوره‌هاي آدم‌ سوزي هيتلر، جامعه مدرن متاخر را «جادو» مي‌كند. جادويي كه در خانه و روبه‌روي تلويزيون خلق مي‌شود.

 

* منتشره در رادیوزمانه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: