تکمله ای بر دفاع از قانون منع برقع

چرا دولت نمی تواند برای حجاب قانون بگذارد اما برای برقع می تواند

مقاله «برقع، زندان زن بر روی گاری»  این ادعا را مورد انتقاد قرار داد که قانون ممنوعیت برقع در فرانسه، تفکیک حقوقی حوزه خصوصی از دولت را پایمال کرده است. بحث اصلی در آن نوشته این بود که تفکیک حوزه خصوصی از حوزه عمومی ودولت در دموکراسی های مدرن، به هدف حفظ آزادی وفردیت شهروندان صورت گرفته است. آزادی وفردیتی که در حوزه عمومی به سبب حاکمیت قانون وخیر عمومی – در بسیاری از حوزه ها- از دست می رود. استقلال حوزه خصوصی با اصالت بخشیدن به ارزش ها و سلایق شخصی امکانی است برای مراقبت از آزادی های فردی در برابر محدودیت های قانونی وزندگی اجتماعی. مساله برقع این است که تا چه میزان پوشش برقع با آزادی وفردیت زنان در ارتباط است؟ برقع، نه تنها نمادی است از سرکوب حداکثری آزادی وفردیت زن، بلکه به سبب نمایش علنی نظام قدرت بدوی مرد سالارانه در جوامع مدرن، نشانه ای کاملا سیاسی است.

قانون ممنوعیت برقع در فرانسه اقدامی است از جانب دولت وحوزه عمومی برای مقابله با سواستفاده از استقلال حوزه خصوصی. سیاستی است برای حفظ کرامت وآزادی زنان از جانب بدوی ترین اشکال سرکوب. دراین میان آنچه بی اهمیت است، میل شخصی زن یا اجبار او برای برگزیدن چنین پوششی است. گفتن اینکه زن برقع پوش به خواست شخصی اش چنین سرکوبی را پذیرفته است از سویه های مردسالارانه و خشن آن نمی کاهد؛ بلکه عمق و قدرت نظام سرکوب وبالطبع اهمیت مقابله جدی تربا آن را نشان می دهد.

یک.

در میان نظرات نوشته شده بر این نوشته، مساله ای جدی ومهم مطرح شده بود: با این منطق، پس می باید با قوانینی از حجاب زنان مسلمان در اروپا نیز جلوگیری شود. این سوال در واقع پرسش از محدوده های دخالت دولت وقانون در حوز خصوصی است. دولت و حوزه عمومی تا کجا می توانند با ابزار قانون از آزادی های فردی در حوزه خصوصی حمایت کنند؟

عرصه خصوصی اساسا جایی است که «قانون» در آن راه ندارد و افراد به سیاقی آن را تنظیم می کنند که می پسندند؛ این اصل پایه ای و محوری در رابطه میان قانون (یامداخله دولت) وحوزه خصوصی است. بحث شد که چه وضعیتی این اصل را نقض می کند: سرکوب وخشونت علنی و برخلاف عقل سلیم در حوزه خصوصی. نکته اساسی در اینجاست که هر نوع نابرابری و سرکوبی پای مداخله دولت وقانون را به حوزه خصوصی نمی گشاید. در درون مدرن ترین خانواده ها در جوامع جدید نیز اشکالی از مردسالاری و خشونت وجود دارد که مورد انتقاد وتوجه روشنفکران قرار می گیرد. اما این واقعیت راه را برای قانون گذاری نمی گشاید. مثلا سیمون دوبوآر بحث آشنایی دارد درباره «آرایش زنانه» و مردسالاری پنهان در آن. از نظر او زنان، به گونه ای خود را آرایش می کنند که باب طبع مردان جامعه است. دردیدگاه دوبوآر موضوع آرایش، نشانه ای است بر اینکه زنان همواره درافق خواست های مردانه زندگی کرده اند که باعث از دست رفتن سوژگی زنانه در طول تاریخ شده است. در دوره ای جامعه فرانسه بسیار تحت تاثیر افکار فمنیستی دوبوآر بود، اما این مساله باعث مداخله دولت و ممنوعیت قانونی آرایش زنان نشد. از این دست مثال ها بسیار است. تئوری های فمنیستی ، چیزی نیستند جز شرح اشکال پنهان مرد سالاری در جوامع جدید. این مباحث انتقادی، با فرض پذیرش عمومی در میان روشنفکران، لزوما اشکال قانونی به خود نمی گیرند. مخاطب این مباحث، بیشتر وجدانیات وتاملات فردی برای دستیابی به بینشی عمیق تر و درنتیجه اصلاح حوزه خصوصی است. جایگاه این مباحث، حوزه عمومی و هدفش اقناع افکارعمومی درباره اشکال نابرابرانه پنهان در روابط انسانی است. این تئوری ها ودیدگاه ها در سطوح آکادمیک و عقلانیت نظری به گونه ای مداوم نقد شده ومورد بررسی قرار می گیرند (مثلا کاری که فمنیست های متاخر با تئوری های دوبوآر کرده اند) وتا زمانی که راهی به عقل سلیم پیدا نکرده اند، مورد قضاوت وداوری دولت قرار نمی گیرند. اینگونه نیست که هر نوع سرکوب ونابرابری پای دولت وقانون را به حوزه خصوصی بگشاید. شاخص مهم درتشخیص نوع سرکوب مداخله برانگیز، حساسیت عمومی مردم و تضاد عقل سلیمی آن با ارزش های انسانی و روشنگری است.

حجاب مرسوم در میان زنان مسلمان نیز بی شک متضمن نوعی نابرابری و ستم است، اما این نابرابری لزوما مجوز مداخله قانونی دولت را فراهم نمی سازد.

دو.

تفاوت حجاب و برقع محدوده قانون گذاری دولت های اروپایی را درباره پوشش نشان می دهد. حجاب اسلامی برخوردار از سنت فکری وپیشینه عمیقی است. حجاب زن را دستورات دینی پشتیبانی می کنند. در واقع بخش قابل توجهی از هویت مسلمانی زن مسلمان است واز درون گفتمانی تاریخی، آداب وسنن خاصی سربرآورده است که امکان مداخله دولت را بغرنج می سازد. این پشتوانه، سویه های منفی و سرکوب گرایانه این سنت را پنهان نمی کند بلکه آن را به منظومه فکری و اعتقادی ای متصل می سازد که داوری درباره آن، سراسر، مربوط به ساحت خصوصی است.

برقع اما پارادایمیک نیست. پشتوانه مذهبی وتاریخی ندارد وبیرون ازپارادایم مرکزی اسلام است.  تماما بدعتی سیاسی ودالی است که به جهان گشایی بنیادگرایانه اسلامی ارجاع می دهد. نشانه ای است خالی ازهویت دینی وقومی و انباشته از نوعی «تمایز» بنیادگرایانه. در واقع شخص برقع پوش خود را با نوع پوشش اش از جامعه و ارزش های مدرن با ابزار آزادی پوشش، به نفع ایدئولوژی خشن اسلامی ( که خشونت اش باعقل سلیم نیز قابل ادراک است) متمایز می سازد.

نکته جالب اینجاست که نهادهای مدنی زنان مسلمان در فرانسه، یکی از مهمترین مخالفان زنان برقع پوش وحامیان قانون منع برقع هستند.

سه.

در بحث قانون گذاری برای حوزه خصوصی یکی از اصول مهم این است که  دولت ها نمی توانند قوانینی را وضع کنند که دربدو امرشمولیت گسترده ای داشته باشد. قانون فرضی منع حجاب (کاری که رضاخان کرد وبه طور معکوس جمهوری اسلامی می کند) ، دربرگیرنده جمعیت گسترده ای از شهروندان است که آنها را بر سر دوراهی اعتقادات فردی و قوانین مدنی قرار می دهد. در حقیقت مقدمه ای است بر نابسامانی حوزه عمومی، نزاع اجتماعی ونیزستم. دولتی که حجاب یا بی حجابی را ممنوع می کند در واقع با خشونت در کار یکسان سازی و به رسمیت نشناختن فردیت و آزادی های فردی است.

دولت های اروپایی نمی توانند (به دلیل شمولیت قانونی) و نباید (به دلیل استقلال حوزه خصوصی) درباره حجاب مداخله قانونی کنند، دو دلیلی که اتفاقا آن ها را ملزم می سازد با قانون منع برقع، آزادی های فردی زن را پاس دارند.

*منتشره در رادیو زمانه

7 پاسخ به “تکمله ای بر دفاع از قانون منع برقع

  1. مينا 26/10/2010 در 03:25

    سلام دوست عزيز خوبم.
    ويلاگ بسيار زيبات رو ديدم و ازش استفاده کردم.
    فقط يک چيزي کم داشت و اون هم يک ساعت بسيار زيبا بود.
    پيشنهاد ميدم که از سايت
    http://www.clockma.com
    ساعت مورد نظر خودت رو پيدا کني و وبلاگ زيباي خودت رو زيباتر کني.
    حتما سر بزن به اين سايت
    يادت نره
    http://www.clockma.com
    اين سايت تازه هر روز يک ساعت جديد مي گزاره تا ما حالشو ببريم.

  2. masoud 26/10/2010 در 03:44

    سلام
    وبلاگتون عاليه
    دانلود رايگان جديدترين فيلمها و عکسهاي سياسي – آموزشي – ديدني – طنز و… همه و همه در
    http://www.clip90.blogfa.com

  3. Heather 28/10/2010 در 16:32

    فرق پدر یا برادر یا شوهر یا پسری که به زن خانواده تحکم می کند با قانونگذار که یه همه ی زنها تحکم می کند چیست؟ وضع کردن قانون برای پوشش آدمها دست بردن به حریم خصوصیشان است حال آن که از نظر این پست حریم شکنی ظاهراً یا حریم شکنی نیست یا چندان مهم نیست و از این گذشته به پوشندگان ربط ندارد زیرا با استفاده از خود قانون می شود گفت قانون است دیگر و باید مراعات کرد! بین مثلاً چادر و مقنعه از یک طرف و برقع از طرف دیگر و کلاً فقدان حجاب با حجاب به هر شکل تفاوتی وجود ندارد وقتی همه ی اینها به یکسان نمادند و همه به یکسان قادرند ستمکارانه بر دیگری اعمال شوند.

  4. یاسر 30/11/2010 در 12:40

    وبلاگی را تازه پیدا کرده ام که بسیار به سبک مطالعه فرهنگی ای شما نزدیک است:
    http://negative-particles.blogspot.com/

  5. موسی 02/12/2010 در 15:06

    سلام جوان معلوم هست کجایی دلمون تنگ شده برات یه سر بما بزن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: