به بهانه مستند تلویزیونی تقاطع درباره قتل ندا – بخش دوم

تهیه کننده بزرگ با باتوم به سرخود کوبیده است

یک.

تمام تلاش تهیه کننده بزرگ برای قانع پذیرساختن روایتش از قتل ندا اهمیت سیاسی منازعه روایت ها را نشان می دهد. بخشی ازاین تلاش را در مطلب پیشین برشمردیم. تلاشی که حتی به نفی برخی ایدئولوژی هایی انجامید که خود تهیه کننده بزرگ سال هاست آن ها را ترویج می کند. این نفی، خود به تنهایی گویای اهمیت یافتن منازعه روایت ها از یکسو واز سویی دیگر تنگناهایی است که راوی اعظم دراقناع پذیرساختن روایتش دچار شده است.

روايت ها همه جا حاضرند. هيچ گاه مردمي بي روايت نزيسته اند وهمه طبقات و گروه هاي انساني، روايت هاي منحصر به خود را دارند. در میان روایت های گوناگون ومختلف، روایت های سیاسی نشانه منازعات سیاسی اند. اگرروایت را بازنمایی رخدادها بدانیم، روایت سیاسی چیزی نیست جزبازنمایی رخدادهای سیاسی. هدف این بازنمایی قدرت سیاسی است. هرروایت سیاسی در رابطه با قدرت، سازماندهی می شود. روایتی در تحکیم قدرت یا نقد قدرت. ما به سبب انتخاب روایتی خاص از رخدادی سیاسی، جایگاهمان را در حوزه سیاست مشخص می کنیم. هنگامی که روایت تهیه کننده بزرگ از قتل ندا را می خوانیم، فرصتی فراهم می شود تا به جایگاهمان در منازعه سیاسی برگردیم. روایت خود را بسازیم وبا روایت های دیگرمخالفت کنیم. این انتخاب ونفی، چندی است که شدت گرفته است.

جنبش سبز با تنانه شدن روایت های ناراضی، در خیابان آغازشد. روایت هایی که دربرابر فرا روایت رسمی، همبسته و درخیابان ها متجلی شدند. درواقع اعتراض، دیگرنه فقط وظیفه زبان ودرخانه یا تاکسی که به تمامی بدن وتمامی شهر سرایت کرد. بی شک تا پیش از ظهور این جنبش نیزروایت های رقیب وجود داشت، اما لحظه ای یگانه سر بر آورد، همبسته شد وصدا یافت؛ لحظه ای که تن با ذهن اینهمان شد. اینجا بود که سیاست به معنای نابش متجلی گردید: پرکسیس. آنچه اعضای تن در خیابان می کردند (زبانی که شعارمی داد، دستی که علامت پیروزی را نشان می داد، چشمانی که دراضطراب حمله پلیس می چرخید و پاهایی که بی اختیاربه دنبال جمعیت کشیده می شدند) درحقیقت اجرای نمایشنامه روایت سیاسی ما بودند.

اجرا، دردسرساز شد. پلیس حمله کرد. وقتی که پلیس با قدرت سرکوبگرش صحنه نمایش را جمع کرد و تن ها را از خیابان زدود، باز روایت ها پستویی، مخفی ودرتجربه ای جدید، مجازی شدند. تصویر مردم قطع شد، اما صدا هنوز می آمد. صداها روایت ها بودند. پلیس باوجود قدرتی که داشت اما نتوانست بی تن ها- نداهاونمادها- را ازخیابان فراری دهد. عناصر جنبش سبز روایت شدند وهمه جا رفتند. محکومین، نوشتند، کلیپ ها وفیلم های خودرا ساختند؛ وپلیس وقتی دید که با باتوم وگلوله نمی تواند ندا را فراری دهد ، پیراهنش را عوض کرد ودرهیبت تهیه کننده، پشت دوربین رفت.

دو.

همواره یک یا چند رخداد، عناصر سازنده روایت اند که بازنمایی می شوند. به عبارت دیگر آنچه روایت را می سازد، بازنمایی رخدادها است. رخدادهای درون یک روایت به دو دسته عمده تقسیم می شوند: عناصرسازه ای وعناصرمکمل. عناصر سازه ای، مجموعه عناصری هستند که وجودشان در روایت ضروری است و رخدادهایی اند که درواقع پیش برنده داستان هستند. به عنوان مثال در روایت تهیه کننده بزرگ از قتل ندا، چگونگی کشته شدن وی و کیستی قاتل، عناصرسازه ای بودند. نکته مهم این است که پیام روایت یا خواست راوی دردرون این عناصرجای داده می شوند. راوی با انتخاب وچینش خاص عناصرسازه ای، سعی درالقای معنای موردنظر خویش است. راوی مستند تقاطع برای القای پیامش که همان دست داشتن یک زن – عضو سازمان مجاهدین خلق- درقتل ندا است، رخدادهای اصلی روایت خود را به گونه ای ساماندهی می کند که این پیام حاصل شود. اما عناصر مکمل، مجموعه عناصری هستند که بدون آن ها داستان، هیچ تغییر اساسی نمی کند. در واقع بدون این رخدادها در روایت نیز داستان، منتقل می شود. مثلا معلم موسیقی و دوست ندا یا پزشکان ودست اندرکاران بیمارستان، عناصری درمستند بودند که نقشی تعیین کننده در روایت نداشتند. بدون آن ها نیز تهیه کننده بزرگ می توانست قاتل ندا را معرفی کند. اما این بدان معنانیست که عناصر مکمل در روایت بی اهمیت اند. عناصرمکمل درهر روایتی این پرسش را پیش می کشند که چرا این عناصر در روایت گنجانده شده اند درحالیکه ضروری نیستند؟ در واقع بررسی چیستی عناصر مکمل در هر روایت، نشانگر موقعیت راوی وخواننده، وگویای نوع مکانیزم ارتباطی بین راوی وخواننده(یاتماشاگر) برای اقناع پذیرساختن روایت است. به تعبیر پل ریکور،عناصرمکمل درهر روایت با افشای موقعیت راوی، وضعیت مخاطب ونیز جنس رابطه این دو،عناصری اند که معنا ومعانی عمیق ترروایت را نشان می دهند. مثلا روایتی را درنظر بگیرید که هدف آن، که درعناصرسازه ای تجلی می یابد، ستایش وترویج یک آموزه اخلاقی است. اگر چنانچه این روایت با وعده بهشت یا ترس از جهنم تکمیل شود (روایت های دینی درمتون مقدس) با اینکه وعده وترس عناصری غیرضروری اند اما نشانگرلایه های عمیقتری از روایت اند. می توان از این عناصرمکمل، وضعیت خرد ونوع عقلانیت عصری که روایت درآن عرضه شده است را دریافت. روایت دینی از اخلاق، گویای عصری است که اخلاق فارغ از خودبسندگی است ونیازمند وعده ای یا هشداری است برای مخاطبان تا عملی شود. این جمله لوکاچ که رمان ها بازتابنده چیستی هرعصرودوره تاریخی اند در واقع چیزی نیست جزمحصول بررسی عناصرمکمل یک رمان.

سه.

عناصرمکمل در روایت تهیه کننده بزرگ، به خوبی وضعیت را نشان می دهند. بهره گیری سیستم از مجرمان اش گویای تمامی بحران هژمونیکی است که اورا درمضیقه قرار داده است. اومجبورشده است دست به دامان مجرمان اش شود تا روایتش را برای مخاطبان معنادارکند. درواقع عناصرمکمل مستند قتل ندا نشان دادند که بی رنگی حنای راوی درنزد طیف قابل توجهی ازمخاطبان، برای خود راوی هم روشن است. راوی اعظم می داند چنانچه عناصرمکمل ارگانیکی را که سال هاست از آن ها در روایت های سیاسی استفاده کرده جلوی دوربین بگذارد، معناداری روایت و اقناع مخاطبانش را به کل از دست می دهد؛ برای همین به جای اینکه از محرمان استفاده کند، مجرمان را فرا می خواند. کافی است یکی از روایت های رسمی دهه شصت یا هفتاد را با این مستند مقایسه کنید. حقیقتی که آن سال ها از زبان روحانیون وحامیان نظام بیان میشد امروزه برای ارایه، نیازمند معلم پیانو ودختری بدحجاب شده است.

در واقع وقتی اجزای روایتی باز می شود، معانی پنهانی وعمیق تر، خود را نشان می دهند. عناصر مکمل مستند تهیه کننده بزرگ به غیر از وضعیت راوی، موقعیت خوانندگان یا مخاطبان روایت را نیز نشان می دهد. نوع پوشش دختر، تلاش های هیستریک بسیجی متهم به جنایت برای اتهام زدایی، بهره گیری از تکنیک های پیشرفته ومدرن فیلمبرداری، مراجعه راوی کوچک به پزشکان ومتخصصان و گفت وگو با آن ها، حتی نوع حجاب خود راوی کوچک وبسیاری دیگر از عناصرضمنی در مستند ندا، نشانه هایی هستند بر فرهنگ مشروع پذیرفته شده مخاطبان در این عصرویا حداقل درمیان طبقه متوسط شهری. مستند ندا به ما می گوید که وضعیت پوشش در میان خانم های متعلق به این فرهنگ چگونه است. به ما می گوید، وابستگان سیستم (که با نام بسیجی کدگذاری می شوند) جایگاه متعالی پیشین خود را از دست داده ونقش متهم را نیزپیدا می کنند. به ما می گوید که متخصصان وتحصیلکردگان تبدیل به گروه های مرجع جامعه شده وحجیت سخن پیداکرده اند؛ نقشی که در سال های قبل تر روحانیون عهده دارآن بودند. به ما می گوید که انتقال یک پیام، دیگربه سادگی وتنها با اتکای به ماهیت راوی ممکن نیست؛ مخاطبان به سبب آشنایی با رسانه های جدید و تصاویرسینمای مدرن غربی پای هر برنامه تلویزیونی نمی نشینند. یعنی اینکه این طبقه بدیل های بسیاری برای رسانه رسمی دارد ویکی ازراه های متقاعدساختنش برای تماشای روایت های رسمی، بهره گیری از تکنیک های مدرن فیلمسازی است. حتی اینکه راوی کوچک چادر به سر ندارد – نوع حجابی که سیستم به شدت ازآن حمایت می کند-  گویای تلاشی است که راوی بزرگ برای شبیه ساختن عناصرروایت سیاسی اش به فرهنگ مشروع درجهت اقناع پذیرساختن آن انجام داده است. در واقع عناصرمکمل روایت رسمی از قتل ندا آینه ای است برای درک چگونگی مخاطبان وفرهنگ حاکم برآن ها که به گونه ای بارز درخیابان ها وخانه ها حضور دارد اما در زبان رسمی نفی می شود. اینکه چگونه این فرهنگ در روایت رسمی سیاسی ازقتل ندا، خود را بروز داده مساله ای است که می باید آن را در درون منازعات سیاسی ناشی از جنبش سبز دریافت؛ که پیشتربه آن خواهیم پرداخت.

سومین جنبه ای که عناصرمکمل لو می دهند، نوع ارتباط میان راوی ومخاطبان است. ارتباط این دوازچه جنسی است: اعتماد یا سوظن. نشانه ای در مستند برای درک جنس ارتباط، روشنگر است. راوی بزرگ برای مستندش، راوی کوچکی را برگزیده است که به زبان انگلیسی سخن می گوید. برنامه ای صرفا برای مخاطبان فارسی زبان که در خود کشور تولید شده است چرا باید به زبان انگلیسی روایت شود؟ چرا تهیه کننده بزرگ، راوی کوچک – که در مقام پژوهشگری است که به دنبال واقعیت قتل ندا می گردد- را ازمیان دیگری ها، خارجی ها وناشناس ها برگزیده است؟ چرا اصرار داشته نشان دهد پژوهشگرواقعیت ازجنس من وما نیست؟ پاسخ روشن است: او به دنبال جلب اعتماد تماشاگران روایتش است. صدا و تصویری شبیه آوینی دیگربه درداو نمی خورد. راوی اعظم می داند که آشنا زدایی برای اعتمادسازی با مخاطبانش ضروری است؛ برای همین راوی های آشنای خودی را حذف کرده وداستانش را با صدای یک ناشناس ارائه می کند. درواقع اوبه دنبال اعتمادسازی با سانسورخود است. او با باتومش به سر خود کوبیده تا بتواند با ابژه های سرکوبش گفت وگو کند. ترحم بر انگیز است….نیست؟

*منتشره در رادیوزمانه



Advertisements

10 پاسخ به “به بهانه مستند تلویزیونی تقاطع درباره قتل ندا – بخش دوم

  1. دوست 26/07/2010 در 00:57

    اي نور چشم مستان در عين انتظارم …. چنگ حزين و جامي بنواز يا بگردان

    سلام عالي بود ..
    ما که از دست اين بلاگفا به ستوه آمديم شما چطور ؟

  2. فلشر 26/07/2010 در 00:59

    سلام
    وبلاگ خوبي داري
    بهت تبريک ميگم
    به وبلاگ منم يه سر بزن. خوشحال ميشم
    مي توني آنلاين بازي کني
    خوش باشي

  3. موج سوم 26/07/2010 در 03:29

    جمعی ازفعالان سياسي دانشگاهي و پویشگران موج سوم که حدود دو سال پیش با ابتکار محمدرضا جلایی پور، بنیانگذار این جنبش با اعلام همبستگی مجازی عنوان پویشگر و موج سومی را برای خود برگزیده بودند و در انتخابات قبل ابتدا از حضور سیدمحمد خاتمی و سپس میرحسین موسوی حمایت کرده بودند در اعتراض به سومین بازداشت محمدرضا جلاییپور بیانیهای تنظیم کرده اند و از کلیه پویشگرانی که پیش از این از گوشه و کنار ایران در سایت موج سوم حمایت خود را از این کمپین انتخاباتی اعلام کرده بودند درخواست کردهاند که این بیانیه را در صورت تمایل امضا کنند.
    آدرس سایت :mowj-3.tk
    لطفا امضا و اطلاع رساني كنيد.
    با تشكر

  4. مسعود 27/07/2010 در 01:53

    تأملی در نسبت مهدویت و دموکراسی

  5. دانشجو 31/07/2010 در 20:31

    با سلام
    اینجانب دانشجوی دوره کارشناسی رشته روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبایی هستم و برای تکمیل پایان نامه ام نیازمند تکمیل پرسشنامه هایم توسط دانشجویان دانشگاه های شهر تهران هستم. موضوع پژوهش من بررسی رابطه بین ابعاد عشق و تعدادی از ویژگی های فردی می باشد و برای پرکردن پرسشنامه ها حداقل شرط لازم این است که آزمودنی هم اکنون داری رابطه عاشقانه با شخصی دیگر و یا افکار عاشقانه درباره شخصی دیگر باشد. لازم به توجه است که نمونه من بایستی از دانشجویان دانشگاه های تهران باشد ولی شرکت تمامی دانشجویان کشور در این پژوهش مجاز است وجواب آزمون به آنها داده خواهد شد. در پایان خواهشمند است فیلد مربوط به دانشگاه را بدرستی پر کنید تا در انتخاب اعضای نمونه پژوهش دچار اشتباه نشویم.
    برای شرکت در آزمون آدرس زیر را در مرورگر خود کپی کنید و کلید اینتر را فشار دهید.
    Azmoon.freei.me
    از مسئول وبلاگ خواهشمندم برای اعتلا و پیشرفت سطح علمی جامعه این آگهی را حذف نکند تا سایر بازدیدکنندگان هم در صورت تمایل بتوانند شرکت کنند.
    با سپاس

  6. ما بی شماریم 07/08/2010 در 12:46

    جابجایی گفتمان حاکم و محکوم وثبات تاکتیک های حاکمیت
    فارغ از واقعیت های نهفته ی در تحولات اجتماعی و تآثیر غیر قابل انکار حقیقت در استقرار گفتمان غالب جامعه (روایت غالب) بدیهی است هر دسته، گروه وحزبی – با هر میزان مزیت ، توانایی، حقیقت وحتی فریب یا مغالطه ای – برای تاثیر گذاری موثر و هدایت تحولات اجتماعی به سمت مطلوبش نیازمند استقرار وتوسعه گفتمانی در بستر جامعه است که بتواند در راستای اهداف آن گروه وحزب عمل نماید. به عبارت دیگر زمانی که منافع گروهی، وابسته به نوعی تحول اجتماعی خاص باشد تمامی ابزار و امکانات ایشان بایستی صرف فراگیری گفتمانی گردد که بستر ساز تحول مورد نظر باشد. روایت غلبه یافته بر افواه مردم خواه همگام و خواه در تضاد قدرت حاکم ، حلقه ی نهایی تحولاتی خواهد بود که لاجرم به وقوع خواهد پیوست. در همین ارتباط حاکمیت مادام که بتواند گفتمان توده های جامعه را با خود همراه نماید از ثبات مطلوبی بر خوردار بوده وهزینه های حفظ قدرت کاهش می یابد، نقطه مقابل اگر حاکمیت نتواند روایت غالب مردم را همسو با خواست خود مدیریت کند محکوم به زوال خواهد بود، گسترش گفتمانی بر خلاف روایت حاکمیت در جامعه هزینه بقای حاکم را افزایش داده و آرامش را در حوزه های تدبیر و عمل از حاکمیت سلب می نماید.

  7. ما بیشماریم 2 07/08/2010 در 12:47

    وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم را هر گونه تحلیل کنیم وبا هر دیدگاهی به آن بنگریم، نمی توانیم آنرا نقطه عطفی در تغییر گفتمان مردم از روایت مطلوب حاکمیت به سایر روایت ها ندانیم. مجموعه ی عملکرد حاکمیت وتوالی حوادث، نظام را برای اولین بار مواجه با گسترش و فراگیری عمیق روایتی کرد که با گفتمان مطلوب او فاصله ای ژرف داشت. شکی نیست که طی سالها پر ارزش ترین سرمایه ی جمهوری اسلامی هماهنگی روایت غالب مردم با حاکمیت بود، سرمایه ای که با گشاده دستی به پای بعضی مدعیان بی عمل به هدر رفت. دزدیدن رای مردم، دادگاه های فرمایشی ،شکنجه واعمال خشونت عریان، عدم اقناع افکار عمومی ،گسترش دامنه ی تهمت زنی و پرونده سازی حتی به حواریون امام و…. آسیب عمیقی به باورهای مردم زد، آسیبی که نشانه هایی از التیام آن، هنوز به چشم نمی خورد. واقعیت این است که این کاری ترین ضربه بر پیکر نظام، این بار نه از سمت دشمنان بلکه توسط حاکمیت و با هدایت و دستور بالاترین مقامات نظام آن، صورت گرفت. علی رغم بسیج همه رسانه های گفتاری ونوشتاری حاکمیت بر متهم ساختن معترضین به نتیجه انتخابات، واقعیت این است که اصلی ترین متهمان واقعی براندازی نظام کسی جزمدعیان حاکم نیستند. آنهایی که افراطی غیر قابل تصور در دروغ و خشونت ، روایت وگفتمان مردم را از حکومت جدا ساختتند.

  8. ما بیشماریم 07/08/2010 در 12:48

    این روزها حاکمیت در آرزوی بازگشت به شرایط مطلوب دهه های شصت وهفتاد، علی القاعده بدنبال راهی است که جایگاه خود را در باورهای مردم بازسازی کند، اما با گذشت بیش از 400 روز از انتخابات دهم کماکان رفتار آنها فاقد انسجام کافی و مملو از آشفتگی وعصبیت بوده وعلی رغم تلاش زاید الوصی که از خود نشان می دهند، عملکرد و تاکتیکهای آنها چیزی جز تکرار همراه به آشفتگی، روش های گذشته نیست، روشهایی که طی سالهای اخیر به کرات مورد استفاده قرار داده اند و توانسته آنان را حتی پس از هشت سال دولت اصلاحات قدرت بخشد ومنجی ایشان گردد. حاکمیت در حالی سودای حصول نتایج پیشین را در سر می پرواند که گفتمان غالب جامعه ی امروز تفاوت ماهوی با روایت حاکم گذشته دارد. حاکمیت طی این سالها هشدارهای دلسوزان نظام و حتی عقلای جناح خود را جدی نگرفت دامنه ی خودی ها را آنچنان محدود نمود واز اندوخته ی اعتبارامام (ره )مسرفانه هزینه کرد که امروز دیگر امتی برای امام خودخوانده باقی نمانده است. پرونده سازی، اتهام زنی و اعتراف گیری های مرسوم سالهای اخیر دیگر کارکرد خود را برای حاکمیت از دست داده واصرار رسانه های بی شمار نه تنها اقناعی را موجب نمی شود که نفرتی روزافزون در دل مردم می آفریند. توجیهات آمیخته با دروغ از تریبون های حکومتی و دولتی لاینقطع پخش می شود اما در سطح جامعه گسترده نمی شود. هزینه هنگفتی صرف می شود اما جز خوراک دهی اقلیتی وفادار باقیمانده ویا جیره خوار ثمری ندارد. این فرآیند دیگر توان ایجاد هژمونی نداشته وطی کارکردی میرا آخرین فرصتهای حاکمیت برای بقا را تباه می سازد.

  9. ما بیشماریم 4 07/08/2010 در 12:49

    در این شرایط آگاهی رسانی به منظور فراگیری روایتی مبتنی حقیقت قابل دفاع و آرمان های جنبش سبز بزرگترین ضرورتهاست و متعهدان به مبارزه بدون خشونت برای اصلاح امور کشور و نظام نباید به هیچ عنوان از آن غفلت ورزند.
    حسبنا الله ونعم اوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.
    15/05/1389

  10. معلم 07/08/2010 در 21:39

    به فرض همه اینها درست!اما شما خود با کدام روایت زندگی فکر و عمل می کنید؟به کدام روایت سبز یا سرخ یا سیاه متعلقید؟توصیف جالبی بود تشکر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: