کاسپین ماکان،محمدالدوره، ندا و قانون شباهت قطب های به ظاهرمتضاد

۱.

محمد الدوره را حتما به خاطر دارید.کودک فلسطینی ای که در سال ۲۰۰۰ در منطقه نتساریم نوار غزه ، در حالیکه کنار پدرش پشت سنگی سنگر گرفته بود، توسط سربازان اسرائیلی کشته شد. فیلم طلال ابو رحمان از این رخداد تکاندهنده ، ثبت واقعه ای بود از هزاران فاجعه ثبت نشده یا گم شده. تصاویر ویدئویی، آنچنان در جهان اثرگذار بود که دولت اسرائیل را به موضع گیری مجبور کرد.

دولت اسرائیل پس از چندی اعلام کرد: کارشناسان زبده ما پس از تحقیقات مفصل ومعظم به این نتیجه رسیدند که این اتفاق سناریویی بوده از جانب دشمنان “یهود” جهت بدنام ساختن شرافت ما. درگزارش آمده بود که با توجه به شکل برخورد گلوله ها و سوراخ آنها روی دیوار، تیراندازی بایستی از پشت سر و از سمت خانه های فلسطینی بوده باشد، و اینکه فیلم بردار از کجا می دانسته است که کسی قرار است در این محل کشته شود . به علاوه اینکه ، طبق گزارش پزشکی، کالیبر گلوله های پیداشده در بدن محمد الدوره متعلق به اسلحه های سربازان اسرائیلی نبوده است- گلوله هایی که بعدا در بیمارستان گم شدند- و بالاخره نتیجه گرفتند که تک تیراندازان حماس با برنامه قبلی از پشت او را هدف قرار دادند .


۲.

ندا آقا سلطان. پس از پخش فیلم کشته شدن او در یکی از خیابان های فرعی منطقه امیر آباد تهران در تمامی رسانه های دنیا، دولت ایران از تریبون های رسمی خود در برابر این واقعه دردناک موضع گیری کرد. دولت ایران اعلام کرد ، تحقیقات ما به این نتیجه رسیده است که قاتل ندا با برنامه قبلی وتوسط مخالفین نظام کشته شده است. منافقین با کمک دستگاه های پیچیده ومرموز اسرائیلی وآمریکایی سناریوی قل ندا رابرنامه ریزی کردند وبا فیلم برداری از این اتفاق خودساخته  به تخریب چهره نظام پرداخته اند. این درحالیست که تحقیقات نشان می دهد که تیر از کلت کمری نایابی در ایران شلیک شده و از پشت به مضروب برخورد کرده است. فیلم بردار در جریان قتل ندا آقا سلطان بوده واز قبل از تیراندازی از او فیلم می گرفته است. گزارش می افزاید تیراندازی از فاصله نزدیک رخ داده است وقراین وشواهد نشان می دهد که شخصی به نام آرش حجازی (مترجم ومدیرانتشارات!) مرتکب این قتل شده است.


۳.

پدر محمد الدوره بعد از کشته شدن پسرش، به ایران (دشمن اسرائیل) می آید و به دیدار مقامات عالی رتبه نظام می رود. کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان چند ماه پس از قتل ندا به اسرائیل (دشمن ایران)  سفر می کند وبا شیمون پرز ملاقات می کند.


۴.

شباهت پروپاگاندای دولت ها. شباهت ندا ومحمد. شباهت دیپلماسی تبلیغاتی ، وشباهت حس رقت آمیز ما به کاسپین ماکان و نمی دانم، حس آن ها به پدرمحمد.


* گئورگ زیمل، جامعه شناس آلمانی ، تئوری معروفی دارد درباره “تضاد”. به زبان ساده، از نظر زیمل تضاد ها بیش از آنکه ناشی از تفاوت ها باشند، ناشی از  شباهت هایند. شباهت های دو فرد، گروه یا جامعه است که تضاد بر سر کسب منافع را صورت بندی می کند. دو چیزی که هیچ شباهت وبالطبع اشتراک منافعی ندارند، هیچگاه درتضاد با یکدیگر قرار نمی گیرند. در جامعه هميشه هماهنگي با كشمكش، جذب با دفع و عشق با نفرت همراه است . به اين ترتيب روابط ، سرشار از ابهام است. از دیدگاه  زیمل تشخيص اين نكته ضرورت دارد كه تضاد، ضرورتاً مستلزم عمل دو جانبه است و بنابراين، مبتني بر شباهت است تا عمل یك جانبه .

منتشره در رادیو زمانه

27 پاسخ به “کاسپین ماکان،محمدالدوره، ندا و قانون شباهت قطب های به ظاهرمتضاد

  1. دارا 26/03/2010 در 13:11

    حماسی ها بسی سنگدل تر از رژیم ایران هستند. سران آنها فقط به فکر مقام خود هستند, فرزندان خود را به اروپا می فرستند تا در امان باشند و از شهروندان به خصوص از زنان و کودکان برای تبلیغات استفاده می کند و در موقع مقابله با سربازان اسرائیلی آنها را سپر قرار می دهند . در اسرائیل مطبوعات آزاد هستند و هر حرکت ارتش را زیر نظر دارند. نان و آبشان از اشتباهات سربازان تامین می شودو بسیاری از کارهای خلاف سربازان را با تصویر برملا می کنند.

    نمی دانم چگونه شما می توانید از مقایسه این دو اتفاق یکی در ایران و یمی در اسرائیل به این نتیجه برسید که اگر رژیم ایران دروغ می گوید پس اسرائیل هم دروغ می گوید؟

    اسرائیل هیچگاه دشمن ایران نبوده . شما باید مطالعه کنید و ببینید که مساله بین ایران و اسرائیل از کجا شروع شد و دلیل آن چیست. کدام کشور در هر فرصت از نابودی دیگری سخن می گوید؟

  2. مهری 26/03/2010 در 19:14

    سلام سال نو مبارک
    امیدوارم سالی پر از شادی و زیبایی داشته باشید

  3. مرتضا 26/03/2010 در 19:36

    خیلی خوب.

    ممنون.

    از نظر من سفر هر کس به هر جایی هیچ مشکلی ندارد. اینکه از کسی توقع داشته باشیم به خاطر دید نه چندان مثبت ایرانیان (عده ای از ایرانیان) به اسرائیل  سفر نکند زیر پا گذاشتن اصلی ترین و پایه ای ترین حقوقی است که اگر روزی جنبش سبز به سر انجام رسید اول کارش باید همین مستحکم کردن آنها باشد. از حالا تیشه به ریشه شان نباید زد.

  4. امین بزرگیان 26/03/2010 در 23:02

    مرتضا جان
    اقدام ایشان ربطی به احترام به حوزه خصوصی ایشان ندارد.جدایی حوزه شخصی از حوزه عمومی وسیاسی حقوقی ست و نه یک دوگانگی معرفت شناختی. آقای ماکان برای تعطیلات به اسرائیل نرفته بودند ایشان با ریس جمهور اسرائیل دیدار کرده اند که خود یک عمل کاملا سیاسی است و عمل شخصی نبوده است.

  5. رهگذر 27/03/2010 در 01:28

    به موضوع خیلی جالبی اشاره کردی امین
    جالبتر اینکه چرا دو نفر مثل پدر محمد الدوره و نامزد ندا، با وجود اینکه خودشان می‌دانسته‌اند که هر دو به ناحق کشته شده‌اند. و هر دو قربانی بی‌عدالتی شده‌اند، به دو کشوری پناه می‌برند که یکی از یکی ظالمتر و ناعادلانه‌تر هستند؟
    چرا این دو نفر به سازمان ملل نرفتند؟ چرا به یک سازمان بی‌طرف و خوشنام پناه نبردند؟!!
    چرا به جای این‌که خود را آلت دست سیاستمداران و ابزاری برای تبلیغات سیاسی قرار دهند به فعالیت حقوق بشری برای از بین بردن این نوع جنایت ‌ها نپرداختند؟! به نظر من این چیزا خیلی جالبه.
    یا کسی که در ایران مورد ظلم قرار گرفته می‌ره و جلو کاخ سفید و یا کنگره‌ی آمریکا عکس می‌گیره و می‌فرسته ایران؟!
    دوس دارم در این مورد نظرتو بدونم

  6. ابراهیم عباسی 27/03/2010 در 03:38

    سلام مطلب رو توی گوگل ریدر که خوندم نمی دونستم از شماست گفتم خب یه مطلب به درد بخور هم خوندم. بعد دیدم از شماست نوشته هات همیشه برام جذاب بوده است.
    یه نکته رو بعد از خوندن مطلبت بهش فکر می کردم: رابطه حماس/ارتش اسراییل (فلسطین/اسراییل) و به تبع آن الدوره/ایران چه نسبتی با رابطه جنبش سبز/بسیج=سپاه (…./دولت ایران) یا ماکان/اسراییل برقرار می کنه. شباهت تامی رو تصویر کرده ای که من حس کردم این قسمتش تطابق صد در صد نداره. اگر من اشتباه می کنم ممنون می شوم که توضیح بدی.
    برای نقطه چین نتونستم چیزی پیدا کنم.

  7. arya 27/03/2010 در 03:58

    so who shot killed raped cut in pieces tortured the rest of iranians for past 9 month? Who else but these Terrorist Islamic Mullahs?

    Marg bar ESLAM
    Death to ISLAM

  8. رضا 27/03/2010 در 18:10

    در مورد الدوره البته اثبات چیزی که گفتید بر مثلا کسی مثل من ممکن نیست چون ممکن است اسراییلیها هم دروغ بگویند و تا جایی که میدانم بررسی بین المللی هم به عمل نیامده است ولی از به اصطلاح اسلامیها همانطور که معلوم است از این کارها بعید نیست. در همین جنگ تحمیلی خودمان که شاید از پاکترین و خالص ترین جنگهای دنیاست و بدور از اینکه کی آنرا باعث شد و چه سیاستهای داخلی (آخوندی) و خارجی در میان بود و بهرحال در نوع خودش نمونه و تا حدی هم عرفانی است، نمونه‌هایی از هدف وسیله را توجیه میکند وجود دارد. مثلا در گذشتن شبانه غواصها از اروند نمونه‌هایی وجود دارد که غواص بدبخت بسیجی را در آب خفه کرده‌اند تا عملیات لو نرود چون تحملش در آن شرایط سخت تاق شده و شروع به سر و صدا کرده است. به عبارتی اسلامیها در صورت لزوم هیچ اکراهی از زیر پا گذاشتن حق و حتی کشتن خودی ندارند. اسمش را هم -مصالح عالیه اسلام- یا -مصلحت-، -حفظ بیضه اسلام- و غیره میگذارند!

    فرق زیادی بین روشهای آمریکایی و اسراییلی با روشهای جمهوری اسلامی وجود ندارد چه در جنایت و چه در دروغ و سیاست بازی. بر خلاف ادعاها جمهوری اسلامی دقیقا همان روشهای معمول در سیاست دنیا و تبلیغات آنرا دنبال میکند. البته یک تفاوت داخلی وجود دارد و آن این است که چه در غرب و چه در اسراییل (دموکرات ترین کشور خاور میانه) بواسطه آزادیها و دموکراسی موجود در آنها، اگر سیاستمدار غربی یا اسراییلی بخواهد در مورد شهروندان خود آن کشورها دست به جنایت بزند یا در مورد سیاستهای داخلی به دروغ، رشوه، پارتی بازی و غیره متوسل شود رسانه‌ها و گروهای رقیب با عرض پوزش شرتش را پایین میکشند. به عبارت دیگر در داخل خود این کشورها سامانه‌ی خود کنترلی قوی (نمیگویم کامل) وجود دارد. ولی در جمهوری اسلامی این هم وجود ندارد.

  9. رضا 27/03/2010 در 18:11

    بدنیال مقایسه خوبتان در این نوشته من هم این مقایسه را بکنم. میدانیم که زیر مسجد الاقصی که توسط خلیفه اول بنا گذاشته شده است مقدس ترین و مهم ترین بنای یهودیان قرار دارد (چیزی مثل کعبه مسلمانان. در واقع قبله اول مسلمانان هم بوده است). اسراییلیها البته تا بحال دست به خرابکاری در زیر آن زده‌اند (عملیات باستان شناسی) ولی تا بحال به هیچ عنوان در صدد انهدام آشکار و ستیزه‌جویانه شدید آن بر نیامده‌اند. حال در تصور بیاورید که همین اتفاق روزی برای کعبه بیفتد یا می‌افتاد. یعنی مثلا بوداییها مکه را میگرفتند و درست در بالای مقدس ترین مکان مسلمانان یک مجسمه گنده بودا و معبد بنا میکردند. حال فرض کنید که مسلمانان سالها بعد دوباره مکه را بدست میآوردند و بوداییان را خارج یا محدود میکردند. فکر میکنید اسلامیان با مجسمه و معبد بودایی چه میکردند. دقیقا حدستان درست است. تمام آنها را ویران میکردند و دوباره کعبه را بر پا مینمودند. لازم به ذکر است که کعبه در واقع در طول تاریخ چند بار خراب و دوباره بر پا شده است. ولی همانطور که میبیند اسراییل به هر دلیل هنوز دست به این کار نزده است. حتی زمانی که آغاز مهاجرت و تهاجم و جنایت بیشتر آنها به فلسطین بود و قطعنامه‌های بین المللی و کنترل کشورهای دیگر وجود داشت، چنین کاری نکردند و مسجد الاقصی را ویران ننمودند. در حالی که در تمام دنیا هیچ جایی مقدس تر از زیر مسجد الاقصی برای یهودیان وجود ندارد. اورشلیم برای آنها از لحاظ تقدس عین مکه ماست. این هم یک تفاوت دیگر است. علت این است که افراطی ترین مذهبیون یهودی را چیزی به نام اصول دنیای مدرن (که البته سکولارهای یهودی هم به آن کاملا پایبندند) کنترل میکند ولی برای اسلامیان اصلا چنین چیزی معنا ندارد. نمونه اش طالبان و جمهوری اسلامی. تنها مهمیز اسلامیهای (دروغین البته) ترس از دنیا، قوانین بین المللی، ترس از مردم خودشان، عرف جامعه و امثالهم است. البته خودشان هم جز جامعه‌اند و خانواده دارند و این هم آنها را محدود میکند و دست به خیلی از غلطهایی به به فکرشان میرسد و با اوهام خود آنها را اسلامی هم میدانند، نمیزنند.

    البته تازه الان سکولارهای اسلامی در حال شکل گیری هستند. سکولار یهودی سالهاست که وجود داشته است.

  10. رضا 27/03/2010 در 18:14

    منظورم این بود: قطعنامه‌های بین المللی و کنترل کشورهای دیگر «»»»وجود نداشت»»»

    • یکی 21/01/2011 در 00:05

      سلام.
      آقای IQ مسجدالقصی زمان کدوم خلیفه اول ساخته شده؟
      قضیه عروج پیامبر(ص) از کجا آغاز شد؟
      قبله اول مسلمانان به سمت کجا بود؟ نکنه پیامبر به سمت جایی که خلیفه اول شما میخواستن مسجدالقصی بسازن نماز میخوندن؟
      اسرائیلیها هم اون قسمت رو تا زیر مسجدالاقصی رو تا تونستن کندن و به چیزی نرسیدن. تهش هم برای اینکه نشون بدن حق با اونهاست جنبه باستان شناسی بهش دادن.
      نکته جالب و اصلی اینه که مسجدالقصی اون ساختمان با گنبد طلایی نیست که مدام عکسش رو برای ما میذارن.
      درحقیقت مسجدالقصی ساختمانی کوچکتر و با فاصله کمی از اون ساختمانه، و البته در رسانه ها اینطور معرفی میکنن که اگر زمانی مجبور به تخریب ساختمان اصلی مسجدالقصی شدن، بگن که 1 مسجد کوچیکی خراب شده و اصل مسجدالقصی سالمه.
      شما هم که دایه تر از مادر شدی اینطوری فکر کن که 1مشت آدم بریزن توی خونتون و بگن تو زمان سلسله قاجار اینجا خونه ما بوده (بر فرض که درست)، حالا بفرمایید بیرون میخواییم برگردیم سر خونه آباو اجدادیمون.

  11. ل 29/03/2010 در 19:51

    اگر اسراییل مثل حکومت اسلامی ایران عمل میکرد حالا حتی یک فلسطینی و عرب هم در اسراییل نمانده بود. با این هم دروغهایی که در مورد ظلم اسراییلیها گفته میشه عربها حاضر نیستند این کشور را ترک کنند ولی ملیونها ایرانی ایران اسلامی را ترک میکنند و تا حالا کسی حتی به دروغ نتونسته از شکنجه فلسطینیهای قاتل در زندانهای اسراییلی چیزی بگه. هیچ کدامشان هم تا حالا شیشه نوشابه توی کونشان نکرده اند. البته اسراییل هم اگر بخواهد در خاورمیانه و بین همسایه های مسلمان زنده بماند باید مثل آنها رفتار کند و همانطوری با مسلمانان کشور اسراییل رفتار کند که کشورهای اسلامی با ملت مسلمانشان رفتار میکنند یعنی باید شیشه نوشابه توی کونشان بکند که دیگر صدایشان در نیاد و کشور را ترک کنند. مثل مردم ایران در این سی سال. متاسفانه دولت اسراییل تا حالا بهشان اجازه سنگ پرانی و وحشی گری اسلام در آوردن داده و اونها هم هار شده اند.

  12. طليعه 30/03/2010 در 19:44

    عيدت مبارك. هر كجاي دنيا كه هستي شاد و سلامت باشي در كنار همسر گلت

  13. امین شول 31/03/2010 در 01:07

    سلام.
    مطلب شما به نظرم از دو ویژگی برخوردار بود:
    اول تحلیل عمیق نسبت به واقعه ای که رسانه ها – اعم از موافق یا مخالف- تلاش کردند تا با استفاده از تکنیک بزرگ نمایی، از ان به عنوان خاری در چشم دشمن – شما بخوانید رقیب- استفاده کنند. و شما البته پرده برانداختید!
    دوم/ اشاره به پیشینه خبری مشابه برای توضیح چگونگی بازخورد دیدار کاسپین ماکان از اسرائیل به خوبی تضاد مورد اشاره در سیاست های دو کشور را مورد تایید قرار میدهد.
    و البته آقای بزرگیان عزیز این رویکرد متضاد حکومت ها از علاقه بیشتر حکومتها به «تهی کردن مفاهیم انسانی» و استفاده تبلیغاتی از آنها حکایت دارد.

  14. مجید 31/03/2010 در 14:30

    ببخشید شما از کجا فهمیدید که فیلم ضد اسرائیلی ساختگی نیست؟

  15. sarbaz sefr 31/03/2010 در 19:12

    بابا ایول دمت گرم همه اینا رو شما از کجا فهمیدید حالا؟
    خوشم میاد دوستان مطالعشون بالاست و میفهمن که اسراییل خوبس و ما بده* یکی نیست به من بگه که یذره فکر کن* افسانه های قدیمی ضد ایرانی( ضد بدا رو منظورمه) مال همین چند سال اخیره لابد!!!
    آیه ومکروا رو که شنیدی امین جان! اینم یه سند که بتونی شباهت شیطان و خدا رو هم اثبات کنی!!!

  16. ناشناس 04/04/2010 در 15:13

    سلام امین جان،از دوستان قدیمی هستم میخواستم نظرتو راجع به زندگی در خارج از ایران برای اونهایی که می خواهند تازه از ایران بروند بدونم ممنون

  17. امین بزرگیان 04/04/2010 در 20:34

    سلام بردوست ناشناس
    مطمئنا سخته و دغدغه نان و کار گریبان آدم را رها نمی کند.البته هنوز زوده که من نظر کامل ودقیقی بدهم

  18. رئوف طاهری 08/04/2010 در 00:56

    سلام
    نوشته تان را در سایت زمانه خواندم و کامنت گذاشتم ولی ارسال نشد.کامنت این بود:
    سلام،دست مریزاد
    1) امید مهرگان مقدمه ای نوشته است بر کتاب «ده تز در باره سیاست» و یک جمله از آن این است:
    این کتاب اکنون در زمانی به چاپ می رسد که بار دیگر قدم به نیمروز سیاست گذاشته ایم…تابستان 1388

    2) این هم تکه ای از متن آن کتاب:
    «شب پرولترها» یا جنبش کارگری؛ رایج ترین تقسیم بندی زمان/مکان و بدن/توان را بی اعتبار کرد:تقسیمی که مطابق آن،کارگران در طی روز کار می کردند و در طی شب می خوابیدند.انقلاب عبارت بود از فتح شب برای انجام کاری غیر از خوابیدن.

    3) جمله ای هم به نقل از لایه ی پنهان کامنت:
    حدودن ده روز پیشتر مطلبی داشتم در سایت جرس با عنوان»والایش قدرت و فرایند انتقال در گفتار سعید شریعتی و محمد علی ابطحی» و به عبارتی، آن بی شرمی مورد اشاره در مقدمه را این بنده نیز با کمال میل مرتکب شدم و از بی شرمی شما هم لذت بردم.
    4)بدبختانه بنا به علل/دلایل ای،از طرح اندیشه های تنش زای تفکر انتقادی و دیالکتیکی در محافل روشنفکری و «آکادمیا»ی ایران استقبال نشده،با این وضع؛اما خوشبختانه رخداد فرا زیباشناختی «نیمروز سبزها» عیار خیلی چیز ها را به آزمون کشید و استثنائا بدون اجازه ی بزرگترها؛حقانیت نظریات امثال رانسیر و بدیو و سایر همکارانشان را بی چک و چانه به نمایش گذاشت…در خیابانهای مترو پولیس-تهران
    5)به ویژه دست مریزاد باید گفت به آنها که دلمان برایشان بد جوری تنگ شده است:
    همان ها که به زعم قائلان تفکر قابل توزیع ،به حساب آورده نمی شوند…:
    یوسف/مراد جنبش سبز ایران.

  19. سحر 08/04/2010 در 08:24

    شما بی انصاف ترین و ناعادلترین آدمی هستید که من دیدم

  20. امین بزرگیان 09/04/2010 در 04:03

    چرا سحر عزیز؟

  21. آتی 10/04/2010 در 21:27

    می دونی فرق اش چیه که ما سر زمین کسی را اشغال نکردیم وچند میلیون آدم را از سرزمینشان بیرون نکردیم عرب ها آنجا می مانند چون می خواهند سر زمینشان را نگاه دارند ولی مردم کشور ما برای دنیاطلبی از ایران می روند
    واقعا نمی دونم به این تحلیلتان چه بگوییم ولی اشتباه بود اشتباه
    مگر در آن اتفاقات چند نفر با گلوله کشته شدند که حالا ناگهانی از این فیلم برداری شده باشد وهمراه ندا آ دو روز بعد آن طرف آب باشد وچرا ندا مرتب به دوربین نگاه می کند
    این اوج نا حقی است که ما را با صهیونیست ها مقایسه می کنی
    اصلا معنی ما را می فهمی به نظر شما ها خودتان یک طرفید بقیه یک طرف شما ها بخورید وغر بزنید بقیه هم هزینه ها رابدهند تازه غر هم بشنوند

  22. مهتا 11/04/2010 در 22:36

    برادر محترم
    دقیقا مشکل شما همون چیزیه که تمام دوستان گرامی در جنبش اصلاحات از اون رنج میبرن و اون هم اینه که تکلیفشون با خودشون مشخص نیست و جسارتا رو هوا تحلیل میکنن . اولا ندا کشته شده برای جنبشی که کارشو با رنگ سبز شرو کرد و خودشو خط امامی میدونه و به تبع این ادعااسرائیل هم تروریسم دولتیه و ارتباط با اون مجاز نیست! بهترین سند هم برائت خانواده ندا از این مسئله است . اما مقاومت فلسطین مهمترین حامیش ایرانه و محمد هم شهید مقاومته و پدرش بعد شهادت پسرش و قبلش نسبت به چیزی تغییر موضع نداده!
    قیاس مع الفارق نفرمایید.

  23. سحر 13/04/2010 در 10:27

    یعنی شما به همین راحتی نظام ایران را نظام صهیونیزم مقایسه میکنید؟

  24. امین بزرگیان 14/04/2010 در 18:55

    سحر! من اصلادوست ندارم چنین مقایسه ای را انجام بدهم…..بنظرم شکایت خودت را باید به کسانی ببری که با اقدامات وکارهایشان نظام راهرچه بیشترشبیه به صهیونیست ها می کنند. مهم سرشت مشترک ساختارها وعناصری است که به سبب برخورداری از یک اراده معطوف به حذف به گمان خودمی خواهندتنش ها را ازبین ببرند.تنش هایی که ناشی از درک آن ها از دیگری است

  25. بابک 31/08/2010 در 10:52

    سلام
    در حال ساخت 1 انیمیشن درباره محمد الدوره هستیم
    گشت و گذار اینترنتی در این باره من را به اینجا کشاند
    نگاهت برام جالب ، چالشی و امروزی بود
    حس جالبی بود
    ولی بعد اومدم تو کامنت ها ، دیدم ای دل غافل !
    تو چه جامعه ای زندگی می کنم ! عجب روزگاری شده !
    مردم چقدر در جهل زندگی می کنند ! اصلا این ها شعورشون رو فروختن و به جاش حماسه خریدن ! من موندم این ها کی میخوان یاد بگیرن ! واقعا دلسرد شدم از ادامه کار و تلاش و زندگی ! عجب جماعتی هستند این کامن گذاران شما آقاامین

    • یکی 21/01/2011 در 00:13

      آقای مثلا شعور رو تا تهش رفته،
      نظرت رو بگو، اینکه تشریف آوردین به جای نقد نظر بقیه ادعای فضل میکنین جای تأسف داره.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: