گفتارهایی درباره ضبط صوت

 

    

امروزیاامروزه زیست جهان مااز «صدا» لبریزاست. «سکوت»شکلی نوستالوژیک یافته ودرقبال جای «خلوت»همه حاضربه پرداخت پول هستند.حتی تولیدکنندگان جدی صدا(گروههای موسیقی،خوانندگان و…..)هم به تقدیس سکوت می پردازند.امروز درکمتراتومبیل،رستوران یا مکان عمومی می توان رفت ونوای موسیقی را نشنید؛حضورهمه جایی ضبط صوت.این «هاله زدایی» ازموسیقی وحضورمداوم صدا ازویژگی های تازه ای برخوردار است:عموما متفاوت ازرادیو(رسانه جمعی )عمل می کند؛یعنی فارغ از نوای رسمی.ودوم اینکه گویای تمایل افرادبرای نمایش امیال خصوصی وفردی خود(سبک زندگی،باورهاو….) – بعضی اوقات باحداکثرصدا – درحوزه عمومی است.          

 

 

امروزیاامروزه زیست جهان مااز «صدا» لبریزاست. «سکوت»شکلی نوستالوژیک یافته ودرقبال جای «خلوت»همه حاضربه پرداخت پول هستند.حتی تولیدکنندگان جدی صدا(گروههای موسیقی،خوانندگان و…..)هم به تقدیس سکوت می پردازند.امروز درکمتراتومبیل،رستوران یا مکان عمومی می توان رفت ونوای موسیقی را نشنید؛حضورهمه جایی ضبط صوت.این «هاله زدایی» ازموسیقی وحضورمداوم صدا ازویژگی های تازه ای برخوردار است:عموما متفاوت ازرادیو(رسانه جمعی )عمل می کند؛یعنی فارغ از نوای رسمی.ودوم اینکه گویای تمایل افرادبرای نمایش امیال خصوصی وفردی خود(سبک زندگی،باورهاو….) – بعضی اوقات باحداکثرصدا – درحوزه عمومی است.          

 


1.
ضبط صوت از جمله وسايل ارتباطي است كه بر وجوهي از تمايلات فردي و فردگرايانه تاكيد دارد، زيرا امكان تسلط بر وسيله ارتباطي را به مصرف كننده مي دهد و گيرنده پيام در آن بسيار فعال عمل مي كند. استفاده كننده از ضبط صوت، نوع كاست يا سي- دي صوتي را كاملا خود مشخص و تعريف مي کند.
بيشتر نظريه هاي ارتباطي، نظريه هايي هستند كه به «رسانه هاي يك سويه» مربوط مي شوند؛ يعني سيستم هاي متكي بر زير بناها و تكنولوژي هاي وسيع و غير فردي همچون راديو و تلويزيون كه به سبب ارایه يك سويه پيام ها، به سادگي به ابزاري براي سرگرمي صرف و بدون همراهي تعقل تبديل مي شوند. اما كاست هاي ضبط صوت، ويدئو و … مي توانند با مخاطبان خود، ارتباطي دو سويه برقرار سازند. اين ارتباط شكل گذران اوقات فراغت را از اشكال منفعلانه به گذران اوقات فراغت فعال تبديل مي کند.

در بیش تر نظريات مربوط به رسانه ها، ميلي به ناديده گرفتن اين واقعيت وجود دارد كه مخاطبان رسانه ها متشكل از انسان هايي هستند كه نسبت به محصولات رسانه‌اي واكنش انفعالي صرف ندارند، بلكه تا حد زیادی نسبت به اشكال خاص برنامه هاي رسانه اي، هم به لحاظ عاطفي و هم از حيث فكري فعالانه برخورد مي كنند. اين رويكرد جديد در برخورد با رسانه ها، در نخستين تلاش ها به طرح نظريه «كاربرد و ارضا» انجاميد. نقطه عزيمت طرفداران اين نظريه، اين بود كه هريك از رسانه ها براي مردم كاركردي دارند، يعني هر يك از آن ها، نیازها و خواست هاي معيني را برآورده مي سازند و هر يك به نوعي در بافت زندگي روزمره افراد جاي مي گيرند. توجه به اين نكته، مشخص مي کند كه ضبط صوت به عنوان يك وسيله ارتباطي چه جايگاهي در زيست روزمره افراد دارد و چه كاركردي براي ما مي تواند داشته باشد.

2.
رواج استفاده از وسايل ارتباطي، همچون ضبط صوت، نشان گر تقويت حوزه خصوصي به سبب عدم وجود عرصه عمومي فعال در یک جامعه مدني تخريب شده است. عرصه عمومي به تعبير «يورگن هابرماس» فضايي است كه شهروندان در آن، درباره پيش آمدهاي روزمره (سياسي، اجتماعي، فرهنگي و … ) به مشورت و گفت و گو مي‌پردازند. به بيان ديگر، صحنه نهادينه شده تعامل گفتاري است . اين فضا اولا از دولت جداست و اساسا محلي براي توليد و جريان گفت و گو هايي است كه نسبت به دولت انتقادي عمل مي كنند و دوم اين كه از اقتصاد رسمي هم جداست و صحنه آن روابط، صحنه گفتاري است نه روابط بازاري.

 محل حضور رسانه هاي جمعي نيز در همين عرصه است. رسانه هاي جمعي، با تنوع ديدگاه هاي حاكم بر آن ها به جريان گفت و گو نظم بيشتري می بخشند و تا حصول نتيجه مفيد براي جامعه، اين گفت و گوها را پيگيري مي کنند. حال چنان چه اين عرصه (جامعه مدني) وجود نداشته باشد، يعني افراد و نهادهاي گوناگون اجتماعي، امكان مباحثه را در عرصه عمومي به دست نياورند و رسانه هاي جمعي، يا وجود نداشته باشند يا با ارایه و ترويج يك ديدگاه، فضاي گفت و گو را تحقق نبخشند، افراد هر چه بیش تر به فضاي دروني خويش رجعت کرده و براي در امان بودن از خطرات كنش در عرصه عمومي، از بازيگري در جامعه مدني خودداري مي کنند. در اين شرايط، انتخاب نوع وسيله ارتباطي، همچنين نوع پيام، كاملا با اين وضعيت هماهنگي پيدا مي كند.

افراد، همچنان كه ارزش هاي خود را تغيير مي دهند، الگوهاي ارتباط شخصي خود را نيز در استفاده از تكنولوژي عوض مي كنند. استفاده هر چه بيش تر از وسايل ارتباطي فرد گرايانه همچون ضبط صوت و برگزيدن پيام هاي خاص همچون نوارهاي موسيقي و مذهبي كه بيش از هر چيز به حوزه خصوصي مربوط است، اشكال گذران اوقات فراغت را به اشكال شخصي و رمانتيك و گاهي «سانتي مانتاليستي » تبديل مي کند.


3.
دراشكال حكومتي با دولت بزرك و قدرتمند، ما شاهد عرصه عمومي يا همان جامعه مدني كم بنيه و ضعيف هستيم كه دولت در آن، هر چه بيش تر سعي مي كند با تسلط بر اين عرصه، تنها به قرائت خويش اجازه مجال و تبليغ دهد. در اين وضعيت رسانه هاي جمعي همچون راديو و تلويزيون، تماما در اختيار نظام سلطه حاكم قرار مي گيرند و اجازه تشكيل شبكه هاي تلويزيوني و راديويي خصوصي يا روزنامه هاي مستقل داده نمي شود يا به ندرت صادر مي شود. تحت اختيار دولت بودن رسانه هاي جمعي، امكان مراجعه افراد جامعه را به وسايل ارتباطي كه در اختيار دولت نیستند، افزايش مي دهد. اعضاي فرودست، فاقدصحنه اي هستند كه بتوانند درميان خودشان، درباره نيازها، نارضايتي ها و برنامه هايشان به بحث و مشورت بپردازند. به تعبير «هابرماس» آن ها ميعادگاهي ندارند و نسبت به گروه مسلط، شانس كم تري دارند كه صحبت هايشان را براي بيان افكار خويش ارایه کنند. اين وضعيت را در شرايط پيش از انقلاب 57 ايران مي توان به وضوح ديد و نقش نوارهاي كاست با محتواي سرودهاي اعتراضي و سخنراني هاي رهبر انقلاب ايران و ديگر سخنرانان و همچنين شبكه هاي راديويي خارج از كشور را در عرصه عمومي سركوب گرايانه و يكدست نظام پهلوي مورد توجه قرارداد. موضوعي كه بسيار مورد توجه محققان ارتباطات و امور رسانه اي قرار گرفت تاجایی که انقلاب ایران را برخی ازاین پژوهشگران «انقلاب ضبط وکاست» نامیدند.

درمجموع اين كه در فقدان جامعه مدني و عدم وجود رسانه هاي غير دولتي، فرودستان همواره براي استفاده از پيام هاي مورد نظرشان به دنبال وسايل ارتباطي جايگزين همچون ضبط صوت هستند. در اين شرايط بين بدنه جامعه و دولت، نوعي جنگ تبليغاتي و حتي عيني، در مورد محتواهاي – از نظر دولت – غير مجاز، آغاز مي شود و بازار براي كاست ها و سي دي هاي صوتي و تصويري غير دولتي رونق مي گيرد و مقدمات دگرگوني ايجاد مي شود. قابليت حمل تكنولوژي هاي شخصي، همچون كاست و ضبط صوت، دولت را با دشواري هاي بيش تر روبه رو می کند. بازار سياه تكنولوژي هاي غير مجاز را نمي توان به سادگي با تدابيري رد يابي كرد. در واقع بسياري از تكنولوژي ها و نرم افزارهاي غير مجاز كه تغييرات عمده اي را به همراه دارند، خود زایيده سياست هاي فرهنگي دولت هستند ولي نمي توان به سادگي آن ها را شناسايي کرد و يا از ميان برداشت. دگرگوني هاي ناشي از تكنولوژي ها و نرم افزارهاي غير مجاز (همچون انقلاب 57 در ايران ) به عنوان بخش مهمي از دگرگوني هاي فرهنگي تلقي مي شود.

به تعبير «هرمان بازينگر»(1984 ) در تحليل محتواي وسايل ارتباطي، بايد اين تحليل را با توجه به وضعيت وسايل ارتباطي ديگر ارایه داد و به شرايط آن ها نيز در تحليل يك وسيله ارتباطي خاص توجه کرد. به عبارت نهايي، وضعيت رسانه هاي جمعي و دولتي بودن آن ها در شكل وكاركرد وسايل ديگر ارتباطي همچون ضبط صوت تاثير مستقيم دارد.

 
4.
وسيله ارتباطي همچون ضبط صوت (واكمن)، داراي اين ويژگي منحصر به فرد است كه امكان بازخواني مجدد و چندين باره پيام را فراهم می کند. اين ويژگي، امكان نگرش تعقلي نسبت به محتواي پيام را فراهم می آورد و گونه ای فعال از گذران اوقات فراغت را براي فرد ايجاد مي کند. در اين حال فرد مي تواند با فعال ساختن تعقل خويش ، ويژگي هاي فردي و شخصي را در فهم پيام دخالت دهد. به عبارت ديگر، ايجاد «هرمنوتيك رسانه ‌اي» از ويژگي هاي اين نوع وسايل ارتباطي است . متون رسانه‌اي، داراي معنايي ثابت يا ذاتي نيستند، در عوض در لحظه دريافت متون از سوی مخاطب است كه اين متون معنايي مي يابند و تفسير مي شوند. به عبارتي ديگر، مخاطب مولد معناست.

در اين حال، شرايط ايجاد قرائت هاي مختلف از يك پيام مشخص، بيش از پيش ممكن مي شود و اين اختلاف در فهم محتواي پيام و بيان افراد مختلف، فرصت ايجاد فضای گفت و گوهاي دوستانه را فراهم مي آورد. چنان چه اين موضوع يعني تاثير ضبط صوت در ايجاد فضاهاي گفت و گوي دوستانه رادر كنار موضوع مطرح شده قبلي يعني از بين رفتن عرصه عمومي و تقويت حوزه خصوصي در نظام هاي بسته و استبدادي قرار دهيم، تحليل ايجاد گروه هاي چند نفره دوستي و اكيپ هاي هم سالان در شرايط بسته سياسي ـ اجتماعي بيش تر ممكن مي شود. گروه هاي دوستي چيزي نيستند غير از ايجاد يك عرصه عمومي كوچك تر و مخفي تر در كنار عرصه عمومي در کنترل دولت که همان «جامعه مدني به وجود نيامده» است. به عبارتي ديگر، قابليت كم تر براي دفاع از منافع خويش در عرصه عمومي، اعضاي گروه فرودست اجتماعي را به ايجاد عرصه هاي عمومي بديل راهنمايي مي كند. اعضاي گروه اجتماعي فرودست صحنه هاي گفتاري موازي ابداع مي كنند و گفتار هاي متضاد خودشان را براي بيان تفسيرهايشان از هويت، منافع و نيازها به جريان مي اندازند. اين اتفاق به مرور زمان به شكسته شدن گروه بزرگ يعني ملت (Nation) می انجامد و اين مفهوم را به خطر مي اندازد.


5.
«تئودور آدورنو»‌و «ماكس هوركهايمر» در مقاله اي تحت عنوان «صنعت فرهنگ سازي» كه شايد بتوان آن را عصاره نظريه فرهنگ مكتب فرانكفورت ناميد، با تفكيك ميان فرهنگ والا و فرهنگ پست، كار نظام سرمايه داري را توليد كارخانه اي و تكراري فرهنگ پست و ارایه آن در رسانه هاي جمعي همچون راديو و تلويزيون براي سرگرمي مخاطبان مي دانستند. آدورنو سعي دارد در مقاله خويش نشان دهد كه موسيقي مبتذل ارایه شده توسط رسانه هاي جمعي، در درون صنعتي توليد شده است كه ارزش هنري را به رسميت نمي شناسد و چنان چه كسي با موسيقي آشنايي داشته باشد، به خوبي متوجه خواهد شد كه هيچ نوع نوآوري دركارهاي جديد ديده نمي شود و همگي آن ها از يك فرمول ساده و غير هنري تبعيت مي كنند و به عبارتي ديگر، تنها «سرگرمي» مي سازند. منظور از سرگرمي، نوعي نمايش است كه براي كسب سود در برابر مخاطبان عام اجرا مي‌ شود. اين كار عمدتا توسط گروهي صورت مي گيرد كه براي اين كار تعليم ديده اند. يگانه هدف خود آگاه توليدچنين نمايش هايي به تعبير «ريچارد داير»، ايجاد «لذت» است. اين سرگرمي ها تا حدودي تجسم افكار روزمره است كه خود را به شكل يك نياز واقعي در مي آورد كه مي بايد ارضا شود و احساس آرمان شهر (يوتوپيا) رادرما برمي انگيزد، يعني تصوير چيزي كه عميقا مي خواهيم، اما در زندگي روزمره مان نمي يابيم.

سرگرمي هاي غالب در زندگي روزمره انسان هاي شهري كه توسط رسانه هاي جمعي توليد مي شوند با برقراري رابطه اي يك سويه با مخاطب ، براي حس آرمان خواهي مخاطب خويش كه آن را تقويت كرده اند، آغوشي مي سازند كه مخاطب رسانه اي به درون آن بگريزد. اين شيوه ای عملي است كه رسانه هاي جمعي از آن تبعيت مي كنند.

بي هيچ شك، محل ارایه و نمايش فرهنگ پست از ديدگاه مكتب فرانكفورت ، رسانه هاي جمعي بالاخص تلويزيون است. همان گونه كه توضيح داده شد، تلويزيون به سبب ساختارش، همچون يك سويگي ارایه پيام و موقعيت فرهنگي اكثر مخاطبان (توده مردم ) قدرت مندترين وسيله ارتباطي برای سرگرمي افراد است. از سوي ديگر، ارایه هميشگي و تمام وقت برنامه توسط شبكه هاي رسانه اي، آن ها رامجبور به ساخت و ارایه هر چه بيش تر توليدات به ظاهر هنري مي كند كه همان گونه كه مقاله «صنعت فرهنگ سازي»مي گويد، راهي جز ارایه تكراري اين آثار نيست.

صنعت فرهنگ سازي، به فرهنگ عمومي اشاره دارد كه با شيوه هاي صنعتي، به گونه انبوه تولید و در بازار با ذهنيت سودگرايي، به جمعيت مصرف كننده عرضه شده است و امکان عرضه را از فرهنگي كه پولساز نيست و نمي تواند توليد انبوه براي مصرف انبوه داشته باشد، مي گيرد. به قول بنيامين، فرهنگي كه در نتيجه گسترش شيوه هاي توليد صنعتي قابل باز توليد شدن بود و مشكلات عديده اي را براي عقيده سنتي در باب نقش فرهنگ و هنر در جامعه به وجود آورد، مقدمات تجاري شدن فرهنگ و اوقات فراغت را فراهم ساخت.

ابزار ارتباطي همچون ضبط صوت در اين شرايط از معدود وسايل ارتباطي هستند كه مي توانند فرهنگ والا و هنر حقيقي و غير پوپوليستي را حفظ و ارایه کنند و با تداوم حيات، امكان بهره مندي از آن را براي مخاطبان فراهم سازند و خارج از اراده صنعت فرهنگ سازي عمل نمايند.

6.
در حالي كه نوارهاي ويدئويي و كاست هاي ضبط صوت دراروپاي غربي و آمريكاي شمالي، بيش تر براي ديدن و شنیدن برنامه هاي رادیو و تلويزيوني در ساعاتي غير از ساعات پخش آن ها و ديدن يا گوش دادن به برنامه هاي سرگرم كننده از قبل ضبط شده يامصارف شخصي مورد استفاده قرار مي گيرند، مردم جهان سوم از اين گونه وسايل در كناراستفاده هاي مذكور، براي حفظ ارتباط فرهنگي با هويت بومی و همچنين برقرار كردن ارتباط با گذشته آرماني خويش بهره مي گيرند.

كشورهاي شرقي سنتي كه تحت تاثير مدرنيته غربي قرار گرفته اند و دچار مساله اجتماعي سنت ـ مدرنيسم شده اند، در زندگي در حال مدرن شدن خويش به سبب پايداري و قدرت مندي وجوهي از زيست سنتي، همواره دچار» نوستالوژي» گذشته خويش هستند و براي برقراري ارتباط با گذشته آرماني، به اين گونه وسايل ارتباطي متوسل مي شوند و سعي مي کنند، محتواهاي از نظر خويش ارزش مند را محفوظ نگه دارند و تا حد امكان قابل دست رس نمايند. ضبط صداي خوانندگان قديمي موسيقي يا ضبط صدا و تصوير پدر و مادر يامحل زندگي در دوران كودكي و نوجواني، از جمله استفاده هاي شرقي از اين گونه وسايل ارتباطي است.

در مجموع، مي توان گفت که قيمت نازل ، قابليت مصرف دوباره و قابليت حمل نوارهاي صوتي، از جمله دلايلي است كه در بخشي از بازار وسايل ارتباطي، ضبط صوت نقش مهمي را ايفا می کند. نوارهاي صوتي به آساني قاچاق، تكثير و در مواقع ضروري پاك مي‌ شوند و در مواقعي همچون انقلاب اسلامي ايران اين سخت افزار كوچك توانسته است به عنوان يك وسيله سياسي، دگرگوني هايي را رقم بزند. توجه به اين نكته كه تكنولوژي هايي كه نيازي به ساختار وسيع زير بنايي ندارند، شايد از بالاترين كارآيي در ايجاد دگرگوني در هر جامعه اي برخوردار باشند، موضوع كليدي و اساسي توجه به وسيله اي همچون ضبط صوت است.

*منتشره درروزنامه شرق -1383

 

5 پاسخ به “گفتارهایی درباره ضبط صوت

  1. رزا 11/07/2007 در 23:15

    سلام مردم از دست سکوت یکی فریاد بزنه

  2. سميه 12/07/2007 در 15:00

    سلام آقاي بزرگيان. خدايي چشمم در اومد تا بخونمش. تازه تا نصفه تونستم بخونم. بابا رنگ فونتتون رو عوض كنيد تو رو خدا!

  3. علی 06/08/2007 در 18:02

    ای میل برایت فرستادم بخوان لطفا

  4. علی 06/08/2007 در 18:05

    بسیار خوب بود. یک اهمیت ضبط صوت در ثبت روایت هاست و محور تاریخ شفاهی. که جای سند و سینه را گرفته.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: