درباره ناهمواری

 

چاله‌هاي خيابان را پر نكنيد،لطفا

1.

 يكي از رايج ترین اعتراضات در عرصهء عمومي شهرهاي بزرگ ايران، اعتراض نسبت به ناهمواري آسفالت خيابان‌ها يا همان معضل «چاله- چوله‌هاي شهري» است.

گاهی اوقات اینگونه بنظرمی رسدکه همه،ودرهمه اوقات نسبت به ناهمواری خیابانها وکوچه ها شاکی ومعترض اند.

 

 


چاله‌هاي خيابان را پر نكنيد،لطفا

1.

 يكي از رايج ترین اعتراضات در عرصهء عمومي شهرهاي بزرگ ايران، اعتراض نسبت به ناهمواري آسفالت خيابان‌ها يا همان معضل «چاله- چوله‌هاي شهري» است.

گاهی اوقات اینگونه بنظرمی رسدکه همه،ودرهمه اوقات نسبت به ناهمواری خیابانها وکوچه ها شاکی ومعترض اند.

اين مساله تا ميزاني زبان انتقادي در حوزهء عمومي را به خود مشغول ساخته است كه حل آن، تبديل به يك «ژست مديريتي» و تبحر اجرايي شده است. كانديداهاي شهرداري، شوراي شهر، مجلس، رياست جمهوري و حتي وزراي مربوطه در كنار پرداختن به مسايل مختلف مملكتي، ‌از اين معضل هم صحبت مي‌كنند. بي‌شك اين توجه ناشي از نارضايتي بدنه اجتماعي نسبت به اين معضل شهري است.

می توان به جرات گفت که «چاله»بخش مهمی ازگفتمان رایج شهری درایران امروز است.

اما فارغ از درستی یاجعلی بودن اعتراض نسبت به چاله چوله های خیابانی، نارضايتي از ناهمواري آسفالت خيابان در شهرهاي بزرگ از جانب صاحبان اتومبيل، گویای نوعي مراقبت آنها از سلامت خودروي خويش و سالم نگه داشتن بدن – یابدنه- ماشين‌هاست. اتومبيل‌هايي كه امروزه نوعي وضعيت «اينهمان»با انسان يافته‌اند، بي‌شك داراي بدن‌هايي مي‌شوند كه مورد اهميت واقع اند و حتي تقديس و تکریم می شوند.

انسان جديد با برقراري يك رابطهء مادي و عاطفي با اتومبيل خود و نشاندن آن در مقام يك دوست، شيء بودگي او را فراموش كرده و تا جايي پيش مي‌رود كه با وي به وضعيت «اينهمان» مي‌رسد. رابطه مادی ما بااتومبیل باز می گرددبه نقش غیرقابل انکاراین وسیله دربرانگیختن احساسات «فن دوستانه» ما.اتومبیل راشایدبتوان بارزترین تجسد عینی پیشرفت مادی بشردریک قرن اخیردانست.

رابطه عاطفی مابااتومبیل نیزبازمی گرددبه ارتباط اتومبیل باامیال جنسی.اتومبیل هم بدن مردانه باقدرت نرینگی است که راه خود رابافشارمی گشایدوهم بدن زنانه بابدنه ای شیک وخوش رنگ است که آدمی در آن لم می دهد. این رابطه مادی وعاطفی بااتومبیل،این وسیله را از وضعیت شی بودگی صرف خارج کرده وآن رادر جایگاه استعلایی یکی شدن – اینهمانی-  با انسان مدرن قرار می دهد. دراین شرایط فرد می تواند به راحتی اتومبیلش را در مقام معشوق یامعشوقه اش تصورکند.

حس اينهماني، «مراقبت پرستش‌گونه» از اتومبيل رابه همراه می آورد. فردآن گونه ازاتومبیلش مراقبت می کندگویی عضوی ازخانواده اش است. به دردهای ماشین می اندیشدآنهنگام که درچاله ای می افتدواحساس غم وتنفر به او دست می دهد؛ تنفری که با ناسزا واعتراض نسبت به چاله های خیابان وشهردار خودرابه روشنی نشان می دهد.

اين احساس- تعلق خاطر – نسبت به اتومبيل، منجر به اهميت يافتن مساله‌اي همچون ناهمواري آسفالت خيابان در عرصه عمومي می شود.

جاده‌هاي مالرو، خاكي و يا حتي سنگي و موزاييكي سده‌هاي گذشته در شهرهاي بزرگ قدیمی و نیزروستاهاي امروزي، هيچگاه موجبات اعتراض نسبت به ناهموار بودن آنها را منجر نمي‌شد و نمي‌شود، زيرا كه اساسا وسيلهء نقليه هم‌چنين جايگاهي نداشته وندارد. وسیله نقلیه ای همچون اتومبیل شخصی در شرایط جدید،ازجایگاهی برخوردار گشته که برای صاحبش چاله – چوله ها را غیرقابل تحمل ساخته است.

این نکته به معنای غفلت از دلایل اقتصادی اعتراض نسبت به ناهمواری خیابان ها وهزینه های سنگین تعمیر اتومبیل ها نیست،بلکه می خواهد به اهمیت مسایل غیراقتصادی هم توجه دهد.

 

2.

 «نوربرت الياس» يكي از جامعه‌شناسان برجسته آلماني در تئوري كه از آن به عنوان «متمدن شدن» نام مي‌برد، مي‌گويد كه يكي از ويژگي‌هاي دنياي جديد يا متمدن، توانايي «كنترل بر خويشتن» توسط انسان‌ها است.

افرادهرجامعه‌اي تا ميزاني كه بتوانند بر اميال و خواسته‌هاي خويش كنترل داشته باشند، متمدن ترمي‌شوند. اين تحول از ديد الياس در يك فرآيند تاريخي صورت مي‌گيرد.

الياس با اين چارچوب نظري در مقاله‌اي سعي كرد به اين سؤال پاسخ دهد كه چرا تصادفات رانندگي در كشورهاي جهان سوم از آمار بالايي نسبت به كشورهاي مدرن برخوردار است؟

وي در اين نوشته نشان داد كه كيفيت اتومبيل‌ها يا نوع جاده‌ها و… در تفاوت ميزان تصادفات رانندگي در اين دو دسته كشورها، از ميزان تاثيرگذاري بالايي برخوردار نيست بلکه آن چيزي كه منجر به تفاوت ميان كشورهاي مدرن و جهان سوم در ميزان تصادفات رانندگي شده، مساله تمدن و فرآيند متمدن شدن است.

ازنظر او رانندگان در كشورهاي مدرن داراي «كنترل بر خويشتن» بيشتري نسبت به رانندگان در جهان سوم هستند و با رعايت خودآگاهانه سرعت مجاز و قوانين رانندگي از تصادف جلوگيري به عمل مي‌آورند.

 تمايلات مخرب انسان همچون (ميل جنسي بي‌شكل، سرعت زياد و…) يا به وسيله فرآيند متمدن شدن (كنترل بر خويشتن) مهار مي‌شوند يا به وسيله دولت در مقام «سوژه سركوب» و با ابزار پلیس .در جوامعي كه فرآيند متمدن شدن در آن ضعيف عمل مي‌كند (فقدان كنترل بر خويشتن)، دولت و ابزار سركوبي آن ، اهميت پيدا مي‌كنند، مورداستقبال قرارمی گیرند و مهم مي‌شوند. به عبارتي ديگر «كنترل بيروني» جاي «كنترل دروني» را مي‌گيرد و پليس همواره تقويت مي‌شود.

اگر ميل به سرعت زياد توسط «كنترل بر خويشتن» مهار نشود بايد توسط عوامل ديگر مهار شود، مثل پليس يا حتي چاله‌هاي خيابان.

 ناهمواري آسفالت‌ خیابان هاي تهران- كه در طول زمان قابل توجهي بخشي از تصور ما نسبت به شهر- شده است، در شرایط فقدان تمدن، از ميل‌‌ما براي سرعت زياد جلوگيري مي‌كند.

به عبارت دیگر فرض وجود ناهمواري در ذهن راننده ایرانی، باعث كاهش سرعت او – جهت آسیب ندیدن بدن معشوق یا همان ماشینش – شده ودر نتيجه به كاهش تصادفات مي‌انجامد، يعني  به درد مي‌خورد.

 اين ایده كه هر لحظه ممكن است بدن مقدس اتومبيلم در درون يك چاله بيفتد و تا حدي تخريب شود، به صورت پراتيك منجر به كاهش سرعت در ذهنيت شهرنشينان تهراني مي‌شود و جان تعداد بيشتري محفوظ مي‌ماند.چاله‌هاي خيابان را پر نكنيد،لطفا.

*منتشره درروزنامه شرق

 

 

2 پاسخ به “درباره ناهمواری

  1. ع.ب 14/06/2007 در 04:34

    آقا ما مخلصیم

  2. سولماز شریف 14/06/2007 در 07:03

    سلاممم
    خوبی؟سمیه خوبه؟خیلی سلام برسون.مرسی که به یاد ما بودی.خیلی خوشحال شدم.
    در تماسیم.راستی وبلاگ نو مبارک!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: