ده دقیقه پایانی

حاشیه ای بر بازی پرسپولیس واستقلال

در بازی دربی سال نود، استقلال دو بر صفر از پرسپولیس جلو بود تا اینکه در ده دقیقه پایانی تیم پرسپولیس با وجود یک بازیکن کمتر بازی را با نتیجه سه بر دو به نفع خود به پایان رساند. این متن به آن بهانه نوشته شد.

80463057-3558282

یک:
پرسپولیس در ده دقیقه پایانی بازی باخته را با یک بازیکن کمتر برد. چیزی که این بازی را ارتقا داد همین اضافاتی است که به این خبر اضافه شده است. در واقع مازادها (ده دقیقه پایانی و یک نفرکمتر بودن) بازی را برای طرفداران استقلال، تراژدی و طرفداران پرسپولیس، حماسه کرد. تراژدی و حماسه همواره متکی به مازادها هستند. این مازادها ابژه مطالعات علوم انسانی نیز هستند. یکی از مهمترین مبانی علم اقتصاد مازاد سرمایه است. مارکس در تعریفی سرمایه داری را مدیریت مازاد سرمایه میدانست. روان شناسی، چیزی نیست جز بررسی مازاد غرایز انسانی و جامعه شناسی به مازاد آسیب های اجتماعی، مازاد رفتارهای جمعی و غیره توجه می کند. پیروزی معمولی پرسپولیس هیچگاه نمی توانست واجد چنین توجهی شود که به تعبیر تمامی گزارشگران فوتبال: بازی برد وباخت دارد.

مازادها بر روی خاطرات و زخم ها سرمایه گذاری می کنند. در واقع حافظه جمعی را مازادها می سازند. مازادها سازنده وضعیت ویژه اند. نُرم های پذیرفته شده معمول را کپسول می کنند. زیست عادی پر است از فاجعه ها، زخم ها، شادی ها و خوشی های پراکنده. در لحظات ویژه از تاریخ، با تجمیع فاجعه یا شادی روبرو می شویم. این تجمیع به گفته گافمن پای جمع و عموم را به میان می کشد و خاطرات فردی را به خاطره جمعی متصل می کند. پس به تعبیری مازادها سازنده کلان روایت های تاریخی وحافظه جمعی اند؛ چیزهایی که همواره با اجتماع خلق پیوند خورده اند.

دو:
در این میان «یک نفر کم بودن» واجد اهمیتی ویژه است. در اینجا پیروزی از فروکاسته شدن ، ازدست دادن یا ضعف حاصل شده است. از نظر ذهنی و تجربی، موفقیت به پُر بودن و برخوردار بودن متکی است. این منطق هرچند ریشه در دوره تاریخی کشاورزی و جمع آوری دارد اما در ساختار سرمایه داری به گونه ای متورم تقویت شده است. جمع کردن، انباشتن و برخورداری با اتکا به ایدئال تایپ پول، مقدمات سعادت می شوند. در این دوره تاریخی است که مازادها به درون زندگی عادی کشیده می شوند و در قانون و سیستم وارد شده و عادی شده اند. منطق سرمایه مازاد اسلحه، مازاد آلودگی، مازادمصرف و مازاد سرکوب را عادی سازی کرده است. بیراه نیست که هرجا پای موفقیت به میان می آید، مکانیزم هایی ساخته می شوند که ذهن و بدن را به انباشتن و برخورداری (امر ايجابی) راهنمایی می کنند.
شاید تنها در پارادایم ایمان دینی است که امکان ارتقا از طریق از دست دادن، لحاظ شده باشد. ایمان ابراهیم با از دست دادن اسحاق پیوند خورده است. نوعی ارتقا از طریق شکست یا به تعبیر کیرکگارد «شور فقدان».

در منطق ایجابی، افراد و چيزها به سطحي يكسان و گمنامي همگون تقليل می یابند. در این وضعیت، تنوع پديده ها به گونه ای سیستماتیک حذف می شود و مردمان و چيزها به سبب هدف وکار مشترک (برخورداری) به «ذره» تقليل مي یابند. در این میان چیزی که می تواند تفاوت ها را برجسته سازد نوعی توجه به امر منفی و بر هم زدن معنای هژمونیک شکست وپیروزی است. آن پیوندی که بنیامین بین الهیات و رهایی بخشی می دید، اینجا بهتر قابل فهم است.

تایید بر روی یک نفر کم بودن، بیرون کشیدن وبرجسته ساختن این است که در فقدان و از دست رفتگی (امر منفی) امکانات رهایی بخشی وجود دارد که باید بدان ها توجه کرد.

سه:
امید، چیزی است که از درون فقدان ها سربر می آورد. بدون شکست، امید امکان ظهور راندارد. آن نا امیدی مطلق به پیروزی با یک بازیکن کمتر، تنها مجال به تخیل می داد . تخیل بازیکنان و هواداران پرسپولیس، موقع عقب افتادگی و ناتوانی به کار افتاد و پس از گل اول، امید زنده شد. درواقع رهایی وپیروزی از تخیل آغاز می شود.

لحظه یکی شدن تخیل و واقعیت، لحظه یگانه انقلاب است. شاید بیراه نبود که این لحظه را کسی برای پرسپولیسی ها به ارمغان آورد که از درون یک انقلاب واقعی آمده بود؛ انقلاب عربی.
ده دقیقه پایانی آن بازی مارا به تخیلاتمان امیدوار کرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: