به بهانه-طلای-امیدنوروزی

شادی هاى دسته جمعی و ملّى به جز انقلاب، مکانیزم پیچیده ای اند برای نمایش یک پارگی درکلیت. در این شادی، کل هرچه بیشتر متمرکز می شود: متمرکز بر روی یک دستاورد و یک برنده. در واقع تمام نیروهای یکی بودن اعضای جامعه بر سر سوژه موفق، جمع ودر واقع هدر می شود. این اجتماع وکلیت به سرعت مستعد پارگی و تجملاتی شدن است. کافی است سوژه گند بزند مثلا موفقیتش را به حفظ وضعیت موجود پیوند بزند یا مدالش را به شاه تقديم كند و يا غیره.

در این نوع همبستگی اجتماعی، کلیت بر روی یک جزء جمع می شود. این مکانیسم در واقع پروژه ای است که به بی خطر کردن و کنترل کردن کلیت می انجامد.

کلیت -یا به اغماض جامعه- در فرایند جایگزینیWin به جای Victory تخیل را از دست می دهد. برای او غیر قابل درک می شود که ببرد اما نتواند برنده ای را به گونه ای مشخص، معرفی کند. در اینجا «پیروزی برای ماست» جای خود را به شادی برای یک برنده شدن می دهد؛ که با میانجی دولت و ملیت و پرچم و… به ما ارتباط پیدا می کند. این ارتباط از درون زندگی واقعی هر روزه بیرون نمی آید بلکه هرچه بیشتر قراردادی و ساختگی است.

کلیت با پروژه دولتی «برنده» شدن، تخیل «پیروزی» دسته جمعی را از دست می دهد. برای همین است که بعد از شادی های موقتی برنده شدن، باز در خیابان، انسان گرگ انسان است.
اما در انقلاب وضعیت شادی متفاوت است. در انقلاب، اجزا بر روی یک کلیت، پراکنده و پخش می شوند. انقلاب برای کسی نیست(هرچند بعدترشاید به اسم کسی بخورد) اما همگان از چیزی شادند که متعلق به همگان است. دقیقا شبیه  حجم صدا در انقلاب.

انقلاب را نمی شود سانسور کرد. بر خلاف برنده شدن که دولت خود را مستحق می داند در تمامی اجزایش مداخله کند و هرجای آن را دوست داشت سانسور کند، سانسور انقلاب غیر ممکن است چون نمایش پیروزی مردم-یاانقلاب-  ناممکن است. پیروزی، تنها نفی می شود ونه سانسور. بشار اسد شاید در تلویزیونش بتواند ساعت ها برنده شدن ورزشکارانش را نمایش بدهد اما نمایش لحظه ای از پیروزی مردم برای او ناممکن است.

یک برنده را می توان از مردم جدا کرد و به گونه ای جدا افتاده برنده شدنش را نمایش داد وبه واسطه ملیت، آن را به برنده شدن دولت-ملت سرایت داد (این را می توان از اطلاعیه های دولت پس از هر برنده شدن به خوبی مشاهده کرد) اما شادیِ محصول این فرایند، پس از ته نشست، چیز زیادی برای ملت باقی نمی گذارد و بیشتر به کار بیلان کاری وزارت ورزش و دولت در آخر سال می آید.

شادی یک برنده شدن تنها با تاکید بر یگانگی برنده با مردم می تواند به ظهور اشکالی از پیروزی شبیه شود. به همان اندازه که یک بازنده یادآور فقدان ها و نقصان ها در وضعیت است یک برنده نیز باید راوی امید تغییر وضعیت باشد. برنده شدن را به واسطه مردم می توان به پیروزی نزدیک کرد. کاری که برنده شدن های تختی می کرد. برنده شدن های او مقدمات پیروزی را مهیا می کرد همچون باختن هایش. این فرایند بیش از آنکه به شخص برنده ربط داشته باشد به توانایی های جامعه مربوط است.

*باتغییراتی منتشره در روزنامه اینترنتی راه دیگر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: